ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱۲, شنبه

مصاحبه با مهسا برخوردار، پیرامون وضعیت دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد / صنفی

مصاحبه ای را در وبلاگ صدای دانشجو دانشگاه آزاد شهر ري از مهسا برخوردار پیرامون وضعیت دانشجویان دختر دانشگاه آزاد و به طور کلی فضای حاکم بر دانشگاه آزاد برای فعالیت های دانشجویی به خصوص برای دختران را خواندم. در اینجا فقط بخشهایی از آن را از وسط آن نوشته برایتان به عنوان نمونه می آورم و برای خواندن کل مطلب به آدرس زیر مراجعه کنید لطفاً
..................................
در ترم گذشته شاهد ایجاد محدودیت‌های بیشتری بر پوشش دختران و احضارهای پی در پی به کمیته انضباطی به خاطر نحوه پوشش، در دانشگاه‌های کشور و به خصوص دانشگاه آزاد بودیم شما علت این فشارها را چه می‌دانید؟
از دیدی کلان، بحثی که مطرح است، این است که پوششی که دل‌خواه فرد نباشد، محدودیت محسوب خواهد شد. محدودیتی که مستقیم یا غیرمستقیم باعث اختلال در انجام مسئولیت اجتماعی فرد می‌شود. این دقیقاً هدف مردانی است که نمی‌توانند وجود یک زن موفق را در کنار خود تحمل کنند و تلاش می‌کنند به هر شکلی او را از ادامه مسیر بازدارند.
از سوی دیگر با توجه به این که دانشگاه محلی است که می‌تواند نقش پل ورود دانشجویان دختر به اجتماع را ایفا کند، می‌توان گفت کسانی که سایه این محدودیت‌های سنگین را بر چنین محیطی می‌افکنند، امیدوارند اعمال این شرایط بسیاری از افراد را از ادامه راه ناامید کند. آدم‌هایی را می‌شناسم که به خاطر حضور گشت ارشاد در خیابان‌ها مسیر حرکت‌شان را تغییر می‌دهند، اما بعد از آن مثل خوره به جان خود می‌افتند که چرا باید این اتفاق بیفتد و تا ساعت‌ها دچار افسردگی ناشی از این تفکرات هستند.
فکر کردن به این محدودیت‌های غیرمنطقی و بی‌جهت افراد را از درون آزار می‌دهد و از این جهت می‌توان گفت این محدودیت‌ها شکنجه سفیدی برای متوقف کردن زنان جامعه است. شما این مدل را می‌توانید از همین محدودیت‌ها و گشت ارشاد و تحقیر دانشجویان در کمیته‌های انضباطی استنباط کنید. این موضوع برای پسران هم به شکلی وجود دارد، اما به خاطر فضای سنتی جامعه ایرانی و وجود جامعه‌ای مردسالار شرایط حادتری برای دختران رقم می‌خورد. همه آدم‌هایی که می‌شناسیم تحت این شرایط نوعی ضربه می‌خورند. حالا بعضی‌ها مقاومت بیشتری به خرج می‌دهند و خودشان رو جمع و جور می‌کنند ولی برخی هم واقعاً توان این کار را ندارند.
شما اگر مقاومتی نشان ندهی قطعاً طرف مقابل یک گام به جلو می‌آید. البته مقاومت فقط دعوا و برخورد نیست. مقاومت یک مفهوم اقتضایی است که در هر زمان معنای متفاوتی پیدا می‌کند. برای این که آدم بداند که اقتضای یک زمان چیست باید آگاهی خود را از شرایط موجود بالا ببرد. همه کسانی که تصور می‌کنند شناخت بیشتری از شرایط دارند یک وظیفه دارند، آن هم افزایش آگاهی دیگران است.
نقش تشکل‌های دانشجویی را در مقابله با این فشارهای روزافزونی که بر دختران در دانشگاه آزاد وارد می‌شود، چگونه ارزیابی می‌کنید؟
همان‌طور که به آن اشاره کردم مهم‌ترین رسالت جنبش دانشجویی و به طور خاص تشکل‌های دانشجویی در این برهه از زمان آگاهی‌بخشی است. افزایش آگاهی مطالبه اجتماعی ایجاد می‌کند و بستر تغییر را فراهم می‌آورد. این آگاهی می‌تواند به نوبه خود پتانسیل مقاومت در برابر محدودیت‌ها را بالا ببرد. وقتی تعداد بیشتری از دانشجویان به آن‌چه بر سرشان و دانشگاه می‌رود، آگاه باشند می‌توان حرکت‌های گروهی و جمعی بهتر و مثمر ثمرتری برای اعتراض به این شرایط و تغییر آن انجام داد.
دیدگاه تشکل‌های دانشجویی در دانشگاه آزاد نسبت به مسائل زنان چگونه است؟ تا چه حد مسائل زنان در برنامه‌های این تشکل‌ها وجود دارد؟
متاسفانه نگاه ابزاری به زنان در همه تشکل‌های دانشجویی تا حدی وجود دارد. اما در تشکل‌های اصول‌گرا و وابسته به قدرت هم‌چون بسیج و جامعه اسلامی به خاطر غلبه نگاه متعصبانه این وضعیت بغرنج‌تر است. البته این امر فقط ناشی از تعصب مردانه نیست. بلکه حتی دختران عضو این تشکل‌ها هم از نوعی سنت‌گرایی متعصبانه رنج می‌برند که باعث می‌شود محدودیت‌هایی را که در مقایسه با پسران دارند، برای خودشان توجیه تئوریک کنند. در تشکل‌های منتقد و مستقل مثل انجمن‌های اسلامی اما وضعیت کمی متفاوت است. اگر چه متأسفانه در میان پسران عضو این تشکل‌ها هم نگاه بسته و ابزاری به زن کمابیش وجود دارد. اما این شرایط در میان دختران کمتر است و ایشان آگاه‌ترند و همین خواست و اراده دختران و زنان باعث می‌شود، پسران هم به فکر بیفتند.
به همین دلیل است که تشکل‌های منتقد هم‌چون انجمن‌های اسلامی نسبتاً فضای بهتری برای فعالیت زنان دارند. که البته باز هم مطلوب نیست. بنابراین می‌توان گفت، اکثر فعالیت‌های مرتبط با حوزه زنانی که در تشکل‌های منتقد انجام می‌گیرد نه به خاطر خواست و تمایل واقعی پسران عضو این تشکل‌ها، بلکه به واسطه تلاش‌ها و فشار اعضای دختر این تشکل‌هاست که با افزایش آگاهی دانشجویان و افزایش ورود دختران به دانشگاه‌ها روز به روز تأثیرگذاری بیشتری پیدا کرده و می‌کنند.
مطالبه و خواست اصلی دانشجویان دختر در دانشگاه‌های کشور و به ویژه دانشگاه آزاد چیست و راه دست‌یابی به این خواسته‌ها را چه می‌دانید؟
مطالبات دختران دانشگاه آزاد مقوله‌یی منفک و مستقل از خواسته‌های عموم دختران ایرانی نیست و آن حاکمیت نگاه انسانی به آن‌ها در جامعه و دانشگاه است. محدودیت‌هایی که به واسطه جنسیت بر دختران تحمیل می‌شود مهم‌ترین معضل دختران ایرانی و به تبع آن دختران دانشجو در دانشگاه آزاد است.
البته در این میان مسائل جزیی‌تری مثل برخوردهای زننده در ورودی دانشگاه‌ها، تهدیدات غیرقانونی از سوی مأموران حراست و سایر گروه‌ها و جریانات تابلودار در دانشگاه، ایجاد محدودیت در جزییات مربوط به پوشش دختران، آن هم از طرف مأموران مرد، اختیارات فراقانونی نهادهای غیردانشجویی موجود در دانشگاه که خود را به هیچ نهادی پاسخگو نمی دانند و برخوردهای سلیقه‌ای که با هیچ معیاری قابل سنجش نیستند؛ از معصلات دیگری است که دانشجویان دختر دانشگاه‌های آزاد حل و فصل آن‌ها را مطالبه می‌کنند.
دیدگاه دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد نسبت به فعالیت‌های دانشجویی چگونه است؟ چه تعداد از دانشجویان دختر در دانشگاه آزاد فعالیت دانشجویی می‌کنند؟
فعالیت دانشجویی و سیاسی در دانشگاه آزاد اقتضائات و محدودیت‌های خاص خود را دارد و در وهله اول باید تلاش زیادی صرف کرد تا به مسئولان بقبولانیم که فعالیت دانشجویی و سیاسی یک امتیاز و یک لطف نیست بلکه حق مسلم ما دانشجویان است.
بسیاری از دختران دانشجو که نه، اصلاً عموم دانشجویان تصورش را هم نمی‌کنند که در دانشگاه آزاد بتوان فعالیت دانشجویی خاصی را انجام داد و این موضوع بیش از هر چیز ریشه در محدودیت‌هایی دارد که راه آگاهی دانشجویان را سلب می‌کند، که خوشبختانه این فضا در حال تغییر است.
از طرف دیگر نوعی بیم و دوری از فعالیت‌های غیردرسی در میان دانشجویان دختر و خصوصاً دانشجویان دختر دانشگاه آزاد وجود دارد چرا که بسیاری از آنان فرصت تحصیل در دانشگاه را آخرین فرصت خویش قلم‌داد می‌کنند و حاضر به پذیرفتن کوچکترین ریسکی که احتمالاً این فرصت را از آنان بگیرد، نیستند. هر چند عدم باور به توانایی‌های فردی و فضای مردسالار حاکم بر دانشگاه هم در این شرایط بی‌تأثیر نیست.
در سال‌های اخیر شاهد جنسیتی‌تر شدن دیدگاه مسئولان نسبت به دانشگاه‌های کشور شده‌ایم. که می‌توان آن‌ را در سیاست‌هایی چون بومی‌گزینی و تفکیک جنسیتی و... دید. علت را در چه‌ می‌دانید؟
بسیاری از دختران، در واقع با ورود به دانشگاه اولین گام را برای استقلال از مردان و برابری برمی‌دارند. خود را برای حضور برابر با مردان در جامعه و دست‌یابی به موقعیت مناسب شغلی آماده می‌کنند.
هم‌چنین در غیاب وجود احزاب و نهادهای مدنی قدرتمند، مسئولیت دانشگاه سنگین‌تر می‌شود. دانشگاه در ایران همواره مبدأ تحول بوده‌است و حاکمیت همواره سعی کرده‌است تا با ایجاد محدودیت‌های گوناگون، از شکل‌گیری مناسبات اجتماعی جدید که توان وفق دادن خود را با آن ندارد، جلو گیری کند تا با چالش مواجه نشود.
در واقع به جای حل مسأله، ساده‌ترین راه را که همان پاک کردن صورت مساله هست بر می‌گزینند ولی باید بدانند که لزوماً ساده‌ترین راه، بهترین راه نیست. از سوی دیگر جامعه مردسالار و وجود ذهنیت سنتی هم‌چون شاهزادگان قاجار که جای زن را در مطبخ‌خانه‌ها میءدانستند نیز بی‌تأثیر نیست. واقعاً برخی از مسئولان ما این‌گونه فکر می‌کنند و با خود می‌اندیشند که با این‌گونه محدودیت‌ها جلو اتلاف سرمایه کشور را گرفته‌اند و این واقعاً بی‌شرمانه است. دولت‌مردان دولت نهم، گویی بسیار علاقه‌مندند تا به عنوان تصویرسازان، نوعی تازه از تبعیض‌های ناروا علیه جامعه زنان، نام خویش را در تاریخ ایران ثبت کنند.
بحث تبعیض و سهمیه‌بندی جنسیتی نه تنها بلااشکال دانسته شده‌است، بلکه به امری لازم‌الاجرا تبدیل شده‌است و هزاران صفحه توجیه تئوریک بافته شده‌است تا این تبعیض بلاشک، رنگ عدالت به خود بگیرد. تئوری‌پردازان و حامیان این طرح‌ها، الآن خود را با تناقض مواجه می‌بینند.
از سویی روز به روز بر محدودیت‌هایشان می‌افزایند و از سوی دیگر نه تنها از حجم قبولی دختران دانشجو در دانشگاه‌ها کاسته نشده، بلکه علی‌رغم محروم کردن دختران از تحصیل در بسیاری از رشته‌ها آن هم به جرم دختر بودن، در سال گذشته باز هم ورود دختران به دانشگاه سیر صعودی خود را تداوم بخشید، که این آمار، خود به تنهایی عزم جدی زنان برای ورود به عرصه‌های تازه در اجتماع، داشتن موقعیت‌های شغلی برابر با مردان در سطوح بالاتر و کسب مهارت برای احقاق حق و طلب خواسته‌های «یک انسان آزاد» را به وضوح به تصویر می‌کشد. انسانی که هیچ دلیلی نمی‌بیند در ادامه سال‌ها نابرابری و تبعیض باز به نام «جنس دوم» شناخته و تحقیر شود.
........................................
لطفاً برای خواندن کل مطلب به لینک زیر مراجعه کنید

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱۰, پنجشنبه

نگاهی به متن رپ پرستش


رپ پرستش را می توان رپی دانست که خدای رحیم را به چالش می کشد و دروغ گوئی مبلغان دین را اثبات می کند که می گویند خدا رحیم است. خدائی که همه چیز را به حال خودش رها کرده است و معلوم نیست که الان کجاست و به چه کاری مشغول است؟ خدائی که گوش شنوا ندارد . خدائی که عدل گستر نیست و خدایی که عامل نابرابری هاست. دین خدائی که در اثرقتل انسانها به نام آن ذلیل و خوار شده است. خدائی که در مقابل همه نابرابری ها جوابگو و مقصر است. خدائی که می بایست پاسخگو باشد. خدائی بی رحم که ما در مقابلش مانند کودکان معصومش می باشیم. خدائی که نابیناست و ظلم ها و بی عدالتی ها را نمی بیند.
نگاه کنیم به قسمتهایی از متن شعر پرستش ، که توانستم قسمتهایی از آن را از روی نوار پیاده کنم. ضمناً خود موزیک رپ در وبلاگ وجود دارد.
به نظر می یاد ، خدا گذاشته رفته / در درگاهشو ، به روی ما بسته
..................................... / خدا ، دنیا را که ساختی ، بعدش رفتی کجا

آره خدا، ما همه طفل تویم / ما رو ساختی که چی ، ما را نفله کنی
از روزی که ما رو ، رو زمین نشوندی / به نظر می یاد ، بعدش ما را پیچوندی
آه و ناله ما را اصلاً نشنیدی / به نظر می یاد ، که گوشاتم بخشیدی
توی دنیا الان کلی یتیم / پس چرا اینا میگند خدا رحیم
چرا پولدار پولش همش پیش می ره / ولی کودک از گشنکی سرش گیج می ره
مادر از مرگ طفلش داره ضجه می زنه / ولی جلوی تو داره هنوز سجده می زنه
میلیونها قتل عام شدن به اسم دین / دین شد ذلیل ، بیا خودت ببین
خدا کجائی که دنیا رو گرفته خشم / چشم مادرا رو گرفته ، گرفته اشک
....................................... / ............................................
......................................./ ...........................................
اگه من خدا بودم ، کسی یتیم نبود / همه پولدار بودند ، کسی فقیر نبود
اگه من خدا بودم ، کسی مریض نبود / هیج جا نشانه ای از قرآن و صلیب نبود
هیج کس نمی دونست ، که سلاح چیه / کسی نمی دونست که معنی گناه چیه
نمی زاشتم هیچ مادری ضجه بزنه / از اون نمی خواستم ، جلوم سجده بزنه
کسی برای مستی شلاق نمی خورد / هیچ کس بی هیچ دلیل سنگسار نمی شد
سیاه و سفید نبود ، همه یک رنگ بودند / شاگرد تنبل نبود ، همه زرنگ بودند
کسی شهید نمی شد ، چونکه جنگ نبود / دست جوونای فلسطینی سنگ نبود
اگر من خدا بودم این سرنوشت بود / جهنمی نبود، چون همه جا بهشت بود
......................................... / ............................................
....................................... / ...........................................

لطفاً اگر توانستید در کامل کردن متن شعر مرا یاری کنید. با سپاس

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۷, دوشنبه

فراخوان شرکت در تحصن دو روزه , ‏ در اعتراض به موج جدید تخریب خاوران

این جا خاوران است. هنوز بوی گوشت سوخته از گورهای بی‏نشان بر می‏خیزد. هنوز دست که روی خاک می‏کشی احساس می‏کنی دستی را که روی سر دیگری است، پایی که در آغوش آن یکی است. سال 67 وقتی خاک نمناک را فقط اندکی با دست کنار می زدند ، حتی پیراهن چهارخانه آن نگاه مغرور را می دیدند. پس از آن هربار که گوشه‏ای از خاک را ویران می‏کردند، صدای خرد شدن مهره‏های گردن آن‏ها در دالان‏های تاریخ می‏پیچید.
خاوران بازمانده ای از یادهای خون چکان مان است. خاوران میراث سال‏ها مبارزه و مقاومت در برابر سرکوب و دژخویی است. خاوران نماد مقاومت 20 ساله خانواده‏هایی است که نمی‏خواستند بخشی از تاریخ جهان به غارت رود و تاریخی وارونه و تقلبی نوشته شود. مقاومت خانواده‏ها جنبشی دادخواهانه است. جنبشی که هرروزه یادآور می‏شود این یک مبارزه جهانی است در کنار تمامی دادخواهان جهان. خاوران سهم آیندگان است تا جهانی را که از آن ارث برده‏اند به قضاوت بنشینند. خاوران هویت یک جنبش است. سند زنده ای از یک مبارزه ی برحق و نابرابر. سند روزهای خون و جنون. خاوران و خاوران‏ها اسناد دادخواهی و رمزگشایی از جنایتِ جنایت‏پیشگان تاریخ است. حفاری خاوران یعنی کشف استخوان و هر استخوان یعنی حضور غایب یک انسان، یک زندگی، یک عشق. خاوران درست مانند دیوار کمون، استادیوم شیلی، میدان مادران مایو، داخایو و آشویتس مکان یاد آرمان خواهی و مقاومت و مبارزه در تاریخ جهان است. خاوران تمام آن آرمانی است که جمهوری مرگ حتی تا به امروز نیز تلاش در دفن و حذف خشونت بار آن دارد.
آنچه امروز در خاوران اتفاق می‏افتد، تازه نیست؛ پروسه‏ی تناوبی نابودی خاک را سال‏هاست حاکمان جنون به پیش می‏برند. بحث اما بر سر تخریب گورهای بی‏نشان نیست. آنچه که اهمیت دارد، ثبت شدن خاوران در حافظه تاریخ است. خاوران باید به‏همان شکلی که بود، باقی بماند. فراموش نکرده‏ایم دست‏های خون آلود جانیان همچنان صندلی‏های قدرت را می‏فشارند، بی‏هراسی از بازگویی حقیقت. بخشی دیگر از آنان اینک رنگ عوض کرده، با نام حقوق بشر پرچم‏های سهم‏خواهانه‏ی خود را برافراشته‏اند. آنان می‏خواهند تا نام جنایت‏پیشه‏گان را و هر هم‏راز و هم‏دست آنان را به بایگانی تاریخ سپارند. آنان می‏خواهند ما از یاد ببریم حذف آرمان خواهی و رادیکالسم سیاسی را که ترجمانش حذف فیزیکی هزاران زندانی سیاسی – عقیدتی بود. کابوس شومی را که با سلاحی از ایدئولوژی مذهبی و طناب و سرب تحقق یافت. و این تمنای پلشت با قاطعیت فتوای دینی بت اعظم شان، چه ساده برای آنان رقم خورد و چه دهشتناک بر ما گذشت.
خاوران الهام بخش مبارزه و آرمان‏خواهی نسل ما‏ست. ما فرزندان خاک خاوران‏ها می‏خواهیم در حافظه‏ی تاریخی جهان دست ببریم. ما می‏خواهیم حافظه‏ی تاریخی جهان را تصحیح و تکمیل کنیم. ما می‏خواهیم آن‏چه را که از حافظه‏ی جهان زدوده‏اند، دوباره به یادش آوریم. ما به جهانی دیگرگونه باور داریم. جهانی که در آن وجدان بیدار بشری، فریاد حقیقت و دادخواهی سر می‏دهد. ما با همراهی تمامی جان های بیدار خواهیم آمد تا سکوتی را که قدرت‏های جهان بر وجدان بشری تحمیل کرده‎اند، بشکنیم.
برآنیم تا در نخستین گام با تحصنی دو روزه در مقابل خانه‎‏ی رسانه‏ها در برلین و با فراخواندن رسانه‏ها به انتشار روایت ناشنیده‏ی ما سکوت تاریخ را بشکنیم. این اما پایان راه نیست. ما می مانیم تا در ادامه‏ی این راه با کمک تمام جنبش‏های پیش‏رو در جهان، وجدان بیدار بشری را به قضاوت آن چه بر ما رفت فراخوانیم. باشد که این بار افکار عمومی جهان قاضی سربلند تاریخ باشد.
کمیته جوانان ایرانی در اروپا:
کانون 67- آلمان
· کمیته دانشجویی- بلژیک
· جوانان آزاد ایرانی- پاریس
· و جمعی از جوانان هم‏قطار
آدرس وبلاگ:
http://www.commitee.blogfa.com/
شماره‏های تماس در آلمان:
0049 176 21 53 999 2 , 0049 176 29 3550 80
مکان:
برلین - خانه‎‏ی رسانه‏ها - شیف بائوردام شماره‏ی 40
(Bundes Pressehaus, Schiffbauerdamm 40, 10117 Berlin)
زمان:
از جمعه 6 فوریه ساعت 9:00 صبح تا شنبه 7 فوریه ساعت 17:00

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۵, شنبه

مطلبی برگزیده از خبرنامه یِ اتفاق نوشته کانون وحدت دانشجویان

با توجه به نزدیکی تحلیل و موضع سیاسی مطالب خبرنامه اتفاق در مورد غزه و یونان با مطالب خودم که در وبلاگ موجود است و از آنجا که این مطالب کاملتر و جامع تر از نوشته خودم می باشد ، خواستم که در اینجا مقداری از آن را نیز چاپ کنم و پیشنهاد ، که برای خواندن همه مقاله به خود سایت رفقا مراجعه کنید http://www.kanoonevahdat.ir/page/ettefaq-4.aspx
فلستین
طی ِ حملات ِ نیروها یِ بنیادگرا یِ صهیونیست ِ اسرائیل به باریکه یِ غزه، [تا هنگام ِ تهیه یِ این خبر] ۳۱۳ تن کشته و بیش از ۹۰۰ تن نیز مجروح گشته‌اند. با کلمات نمی‌توان عمق ِ «فاجعه» را نشان داد. تنها می‌توان با بررسی یِ شرایط ِ اقتصادی-اجتماعی یِ جهان مسبب ِ اصلی یِ این جنایات را پیدا کرد. چه کسانی از این جنگ نفع می‌برند، چه کسانی قربانی می‌شوند و ادامه یِ جنگ به نفع چه کسانی است؟ جنگ ِ کنونی حاصل ِ دخالت ِ کشورها یِ منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از یک سو و رشد ِ بنیادگرایی یِ مذهبی -چه از نوع ِ یهودی و چه از نوع ِ اسلامی- از سو یِ دیگر است. بحران ِ کنونی یِ خاورمیانه دو راهی یِ گریزناپذیری را پیش ِ رو نهاده است: تکرار ِ چرخه یِ معیوب ِ خشونت، ادامه یِ جنگ و هرچه بیش‌تر درغلتیدن به ورطه یِ بربریت؛ و یا متوقف‌ساختن ِ جنگ و تلاش برایِ دست‌یابی به صلحی پای‌دار و جهانی انسانی. راه ِ اول، خواست ِ دولت‌ها یِ ضد ِ مردمی است که برایِ حل ِ مشکلات ِ اقتصادی و سیاسی یِ خود حاضرند جان ِ هزاران انسان ِ بی‌گناه را قربانی کنند؛ و مسیر ِ دوم، خواست ِ نیروها یِ مردمی و مترقی است که برایِ جامعه‌ای آزاد و برابر تلاش می‌کنند.اعتراضات ِ ضد ِ جنگ داخل ِ اسرائیل گسترش یافته است. نیروها یِ مترقی یِ دو مردم برایِ اول‌ین بار بعد از دهه یِ ۱۹۷۰ ِ میلادی در رام‌الله با یک‌دیگر دیدار کردند. جبهه یِ دموکراتیک برایِ آزادی یِ فلستین، جبهه یِ خلق برایِ آزادی یِ فلستین، حزب ِ مردم ِ فلستین و «هدش» (جبهه یِ دموکراتیک ِ صلح و برابری که یک سازمان ِ عربی-یهودی در اسرائیل می‌باشد) بر مبارزه با بنیادگرایی یِ مذهبی، سرمایه‌داری و امپریالیسم به عنوان ِ تنها راه ِ حل تاکید ورزیدند. هم‌چنین «هدش» از تمامی یِ سازمان‌ها یِ مترقی یِ جهان دعوت کرد تا با اقدامات ِ خود مانع ِ جنایات ِ اسرائیل شوند. م.ع
یوناندر پی ِ‌ کشته‌شدن ِ نوجوانی یونانی به دست ِ نیروها یِ پلیس ِ این کشور، اعتراض و آشوب شهرها یِ این کشور را فراگرفته است که این سرا یِ اندیشه و تمدن را به جای‌گاه ِ طغیانِ خشم و اعتراض ِ فرزندانِ زحمت‌کشان تبدیل کرده است. ۱۰ روز است که رسانه‌ها یِ جمعی یِ پیرامونِ ما، رسانه‌هایی که بدون ِ شک در اختیار ِ سرمایه یِ جهانی قرار دارند، تمامی ی ِ تلاش ِ خود را به کار می‌برند تا ما هرچه کم‌تر در مورد ِ این شورش، ابعاد ِ آن و دلایل ِ راستین ِ به وجود آمدن، پای‌داری و گسترش ِ آن بخوانیم و بدانیم. این امر بدون ِ شک از این سبب است که آنان از سویی می‌خواهند که سدی مستحکم در راه ِ رسیدن ِ اخبار ِ مبارزات ِ حق‌طلبانه یِ فرزندان ِ زحمت‌کشان ِ یونان به نیروها یِ مترقی یِ جهان ایجاد کنند و از سویی دیگر خواهان ِ آن هستند که به این‌گونه، جلو یِ نفوذ ِ احتمالی ِ آتش ِ این شورش را به نقاط ِ دیگر ِ جهان بگیرند. شورش ِ یونان با کشته‌شدن ِ نوجوان ِ ١٥ ساله‌ای به نام ِ «آلکسی گری‌گوروپولوس» با گلوله یِ یک پلیس در آتن شدت گرفت اما بدون ِ شک ریشه در شرایط ِ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ی ِ یونان و جهان دارد. عکس‌العمل ِ پلیس در مقابل ِ نوجوانان و کشته‌شدن ِ آلکسی باعث ِ شعله‌ور شدن ِ آتش ِ خشم ِ توده‌هایی شد که مدت‌ها بود از شدت ِ فشار ِ اجتماعی در عذاب بودند و اعتراضات آغاز شدند. دو دانش‌گاه ِ بزرگ ِ یونان (دانشگاه‌ها یِ پلی‌تکنیک و اقتصاد در آتن) به اشغال ِ شورشیان درآمده است و معترضان خواهان ِ برکناری ی ِ دولت ِ حاکم، باز شدن ِ درها یِ زندان‌ها و خلع ِ سلاح ِ پلیس شدند. دانش‌جویان و جوانان ِ یونانی بار ِ دیگر به حرکت درآمده‌اند و یادآور ِ حرکتی که در ۳۵ سال ِ پیش به سرنگونی ی ِ حکومت ِ نظامیان منجر شد هستند. هم‌زمان رسانه‌ها و بنگاه‌ها یِ خبری در برابر ِ جنبش ِ قهرآمیز ِ اعتراضی در یونان یا سکوت اختیار کرده‌اند یا اخباری جعلی یا دست و پا شکسته به خورد ِ مردم ِ جهان می‌دهند، به کمک ِ هر ابزاری باید این امکان را از آن‌ها سلب کرد. منبع: صفحه یِ اندیشه یِ روزنامه یِ کارگزاران
هم‌چنین در بخشی از بیانیه یِ دانش‌جویان ِ تصرف‌کننده یِ دانش‌گاه ِ پلی‌تکنیک ِ آتن آمده است:وقایع ِ انفجارآمیز پس از وقوع ِ قتل، موجی از تحرک ِ بین‌المللی به یاد ِ الکساندروس و در اتحاد با قیام‌کننده‌گانی که در خیابان‌ها می‌جنگیدند به راه انداخت و الهام‌بخش ِ یک ضد ِ حمله علیه ِ توتالیتاریانیسم ِ دموکراسی گردید. عمل ِ متحدانه، تظاهرات و حملات ِ سمبلیک به سفارت‌خانه‌ها و کنسول‌گری‌ها یِ یونان و اقدامات ِ متحدانه یِ دیگری در شهرها یِ قبرس، آلمان، اسپانیا، دانمارک، هلند، بریتانیا، فرانسه، ایتالیا، لهستان، ترکیه، آمریکا، ایرلند، سوئد، سوئیس، استرالیا، اسلواکی، کرواسی، روسیه، بلغارستان، رومانی، بلژیک، نیوزیلند، آرژانتین، مکزیک، شیلی و بسیاری نقاط انجام گردید.ما تصرف ِ دانش‌گاه ِ پلی‌تکنیک [ِ آتن] که از شنبه شب آغاز شد را ادامه می‌دهیم و فضائی برایِ همه یِ مردم ایجاد می‌کنیم تا متحد شوند و کانون‌ها یِ مقاومت ِ دائمی یِ بیش‌تری را در شهر ایجاد کنند.در سنگرها یِ خیابانی، در اشغال‌کردن‌ها، تظاهرات و تجمعات، ما خاطره یِ الکساندروس را زنده نگاه می‌داریم، هم‌چنین یاد ِ میکالیس کالتزاس، کارلو جولیانی، میکالیس پرکاس، کریستوفوروس مارینوس و همه یِ هم‌رزمانی که توسط ِ دولت به قتل رسیدند را گرامی می‌داریم. ما جنگ ِ طبقاتی-اجتماعی را که در آن این رفقایمان جان باختند فراموش نمی‌کنیم. ما جبهه یِ نفی ِ تمامیت ِ جهان ِ کهنه یِ اتوریته را گشوده نگاه خواهیم داشت. اقدامات‌مان و تلاش‌های‌مان سلول‌ها یِ زنده یِ جهان ِ آزاد ِ سرکشی است که ما رویا یِ آن را در سر داریم، جهانی بدون ِ ارباب و بنده، بدون ِ پلیس، ارتش، زندانی و مرز.گلوله‌ها یِ قاتلان ِ یونیفورم‌پوش، دست‌گیری و مضروب ساختن ِ تظاهرکننده‌گان، جنگ به وسیله یِ گازها یِ شیمیایی که توسط ِ نیروها یِ پلیس آغاز شده است و حملات ِ ایدئولوژیک ِ [توتالیتاریانیسم ِ] دموکراسی نخواهند توانست که ترس و سکوت را به ما تحمیل کنند، بل‌که آن‌ها به دلیل و دستاویزی برایِ قیام ِ مردم علیه ِ تروریسم ِ دولتی و خروش ِ مبارزه برایِ آزادی، ترک ِ ترس و ملاقات و هم‌بسته‌گی یِ هرروزه یِ جوانان، دانش‌آموزان و دانش‌جویان، مهاجرین، کارگران و بی‌کاران در خیابان‌ها یِ قیام بدل می‌شوند. بگذار خشم طغیان کند و آن‌ها را غرق سازد.
ادامه مطلب را در سایت رفقای دانشجو بخوانید لطفاً
مطلب برگرفته از شماره یِ چهارم ِ اتفاق؛ ویژه یِ فلستین و یونان کانون وحدت دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۳, پنجشنبه

نظرخواهی سایت گزارشگران

نظرخواهی سایت گزارشگران درباره تشدید و تداوم سانسور نشریات – فیلترینگ و سرکوب روزنامه نگاران و نویسندگان

سپاس از مشارکت شما در این نظرخواهی

همانطور که مطلع هستید در ماههای اخیر امواج سانسور و سرکوب از سوی رژیم ابعادی گسترده تر یافته است. روزنامه نگاران و نویسندگان به سیاهچالها روانه و یا به اعدام محکوم میشوند. نشریات مستفل و آزاد ممنوعه و یا به دفاتر فعالین حقوق بشر هجوم و هرگونه مجرای خبررسانی را مهر و موم میکنند. بر طبق اظهارات مسئولین نظام جمهوری اسلامی طی چندسال گذشته صدها هزار وبلاگ و رسانه اینترنتی در داخل و خارج از کشور مسدود و یا با فیلترینگ گسترده مواجه شده اند. دانشجویان کماکان تاوان آزادی خواهی خود را میدهند و فعالین و رهبران کارگری و جنبش زنان و معلمان در زندانها بسر میبرند.
با توجه به داده های فوق که انعکاس اخبار تاکنونی است.

بنظر شما:

دلائل تشدید سرکوب و سانسور در ماههای اخیر بطور مختصر کدام است؟
جمهوری اسلامی برای عملی کردن سرکوب برنامه ریزی شده و حساب شده (در شرایط آرام جامعه ) اول آن را تئوریزه ( تئوری تهدیدات نرم )، بعد برای آن برنامه ریزی و سپس سازماندهی نمود . رژیم در زمینه آغاز و تشدید سرکوب ها، دارای مشاورین و تئوریسین های اطلاعاتی و امنیتی مخصوص است و علاوه بر آن ازاساتید بسیجی نیز در این زمینه استفاده می کند ( که به برگزاری همایش نهم سال 1386 که توسط 1000 نفر از 25% از اساتید بسیجی در مشهد با دو رسالت خود یابی و دشمن شناسی می توان اشاره کرد) که در این زمینه رژیم کاملاً هدفمند عمل می کند. یعنی با توجه به استراتژی مشخصی حرکت می کند ودر زمانهای مختلف ، تاکتیکهای مختلفی نیز اتخاذ می کند. آنها اوضاع سیاسی داخلی و پتانسیل موجود جنبش های اجتماعی ، سیاسی و اوضاع سیاسی خارجی را مورد بررسی و ارزیابی قرار می دهند. آنها کاملاً کارشناسانه وبا توجه به علم اطلاعات و امنیت وعلم روانشناسی جامعه ، زمان سرکوب را تعیین می کنند. مثلاً آنها در مواردی با اعلام خبر اعدام قریب الوقوع یک زندانی سیاسی به بررسی و ارزیابی مورد نظر می رسند که با اعدام فرد مورد نظر جامعه عقب می نشیند یا اینکه می تواند جامعه را دچار آشوبی کند که به نفع رژیم نیست. رژیم مرتب نسبت به جامعه ، دست به جنگ روانی می زند (مانند طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، و سرکوب جنبش زنان ، کارگران ، دانشجویان، معلمان و افزایش اعدامها) در واقع هدف رژیم آن است که جنبشهای سیاسی ، اجتماعی را از حالت پیشروی و تهاجمی خارج کرده و به حالت تدافعی بکشاند. مثلاً گاهی موارد رژیم مشغول انجام کار خاصی است ( مانند مذاکرات پشت پرده یا کشاکشهای درونی یا انرژی اتمی) و براساس اطلاعات و اخباری که رژیم دارد وما از آن بی خبریم ، سرکوب را هدفمند تشدید می کند. گاهی هدف رژیم آن است که فعالین داخل را با فشار مجبور به خروج از ایران کند. البته پائین آمدن قیمت نفت که باعث کاهش درآمد و کاهش ریخت و پاش مزدوران پائین رژیم می شود و گروهای مافیایی تشکیل دهنده حاکمیت را به لحاظ اینکه سهمشان کاهش می یابد ، دچار مشکل خواهد کرد و بخش مافیایی نظامی و امنیتی رژیم که در دولت است با طرح افزایش وجود تهدیدات نرم 1-عدم توجه گروه های دیگر مافیایی( که حکومت را تشکیل داده اند ) به درگیری منافع و کشاکش درونی، و توجه آنها را به سمت بیرون و رو به جامعه معطوف سازند ؟ 2- بدین وسیله جامعه را نظامی ، امنیتی کنند . 3 - به بهانه وجود تهدیدات نرم، جلوی هر حرکتی را در جامعه بگیرند و سرکوب کنند 4- با طرح غیر واقعی وجود تهدیدات نرم کشور را بین سپاه و بسیج تقسیم کردند و به همین بهانه 31 سپاه استانی مستقل تشکیل دادند ، 40% سهمیه دانشگاه را به بسیجیان اختصاص دادند( که با کم شدن درآمد رژیم ، حق و حساب آنها را به شکل دیگری پرداخت کرده باشند و از طرفی دیگر بدین وسیله جلوی جنبش دانشجوئی را سد کرده باشند). به هر حال کارنامه 30 ساله این رژیم سرکوب و سانسور است
واکنش رسانه های موجود در برابر اقدامات رژیم اعم از مخالف و یا منتقد را چگونه ارزیابی میکنید؟
در داخل کشور رسانه مخالف یا منتقد مستقل از حکومت که اخبارش بر جامعه تاثیر گذارباشد وجود ندارد. در خارج کشور هم رسانه های خبری ، کار روتین خبری خود را انجام داده اند( خارج از بررسی مقدار تاثیر گذاری خبری آنها) اما اینکه به غیر از آن ، یعنی صرفاً بازتاب خبری سرکوب چه می توان کرد ، باید تبادل نظر و بررسی کرد. چیزی حدود 1 میلیون وبلاگ وجود دارد با اینکه رژیم بیش از 15 میلیون وبلاگ و سایت را تاکنون فیلتر کرده است. در واقع این امر نشان می دهد که چقدر وبلاگ نویسی اهمیت دارد. اما زمانی تاثیر جدی خود را خواهد گذاشت که در موارد خاص ، یکپارچه و متحد ، مانند یک شبکه خبر رسانی سراسری عمل کنند. ضمناً در افغانستان نیز خبرنگاران و روزنامه نگاران شدیداً زیرفشار و بازداشت قرار دارند و ما باید بتوانیم در این زمینه کار مشترک با آنها انجام دهیم و برای آزادی خبرنگاران و روزنامه نگاران آنجا نیز بکوشیم. ما می بایست دامنه همکاریهای منطقه ای را گسترش دهیم و به یکدیگر یاری رسانیم
تعریف شما از رسانه مستقل و یا وابسته چیست؟
رسانه وابسته ، رسانه ای است که به لحاظ مالی ، تشکیلاتی یا تفکری به یک حاکمیت ، یک دولت ، یک حزب ، سازمانی خاص ، یک کنسرن تجاری ، یک مذهب یا به یک تفکر خاص تعلق داشته باشد و منافع و سیاستهای آنها را مستقم یا غیر مستقم ، به پیش ببرد. رسانه مستقل طبیعتاً اینگونه نیست و اینگونه عمل نمی کند. اما در اینجا چون مسئله سرکوب و سانسور توسط یک حاکمیت مطرح است پس بنابراین وابسته بودن به حکومت یا مستقل بودن از آن مورد نظر است.
چه تدابیر و مکانیزمی را برای عبور و یا شکستن دیوارهای سانسور و خفقان ضروری میدانید؟
در اینجا باید سانسور و خفقان را از هم جدا کرد ، جراکه هر کدام راه حل خاص خود را دارد، در عین حال که به یکدیگر ارتباط دارند. نبود آزادی و اعمال سانسور در یک کشور نشانه وجود خفقان و حکومت توتالیتر است. رسانه ها نمی توانند مستقیماً خفقان را بشکنند ولی می توانند جامعه ای را که دچار سانسور خبری است ، با شکستن یا دور زدن ظرف نگاه دارنده خبر و تزریق اطلاعات آزاد به جامعه به مقابله با عاملین سانسور برخیزند و خبرو آگاهی را به جامعه برسانند.
همبستگی و اشتراک مساعی رسانه های مستقل را تا چه اندازه لازم تلقی میکنید؟
در مرحله اول ، برای شکستن دیوار های سانسور، همبستگی ، اشتراک مساعی و اقدام هماهنگ رسانه های مستقل ایران و افغانستان (وبلاگها و سایتها و...) که پایبند به آزادی بیان در عمل هستند لازم و ضروری می باشد ، اما برای شکستن خفقان بطور مستقیم کار ساز نیست و از عهده رسانه ها خارج است. رسانه هایی می توانند در این زمینه کار مشترک موثر انجام دهند که خود در عمل به سانسور متوسل نشده باشند و منافع سکتشان را بر منافع جنبش ترجیح نداده باشند و خود صادقانه خبر رسانی کرده باشند. اما رسانه ها با بردن اندیشه هایی که در نقطه مقابل افکار جامد و یخ زده حکومتهای بسته و مستبد مذهبی قرار دارد آنگاه می توانند مردم را درپیدا کردن راه کار شکست خفقان یاری رسانند. تئوریسین های رژیم معتقدند که بسیاری از افکار حتی در گوشه خانه نیز خطرناک هستند تا چه رسد به بودن این اندیشه ها در اینترنت
با سپاس
23.01.2009نظام جلالی
با تشکر از شما
بهروز سورن
12.01.2009
http://www.gozareshgar.com/

ه‍.ش. ۱۳۸۷ بهمن ۱, سه‌شنبه

ثبت تاریخی سند دادخواهی و محکومیت ج.ا درنقض شدید حقوق بشر

ثبت تاریخی سند دادخواهی و محکومیت ج.ا درنقض شدید حقوق بشر خطاب به مردم جهان


متنی که ملاحظه می کنید به آن به عنوان یک طرح اولیه پیشنهادی نگاه کنید و چنانچه موافق هستید لطفاً آن را اصلاح و کامل کنید.


در ابتدا نیاز به سایتی وجود دارد که لااقل به چند زبان باشد تا بازتاب جهانی پیدا کند .
در این سایت می بایست مبادرت به جمع آوری امضاء نموده و امکان مشارکت در این حرکت را برای هرمخاطبی و انسانی در هر گوشه ای ازاین جهان ایجاد کنیم که به لحاظ تاریخی سند محکومیت جمهوری اسلامی را امضاء کند و وجدانهایی که به این کشتارو نسل کشی و جنایت علیه بشریت توسط رژیم آگاه هستند و به لحاظ تاریخی شاهدین زنده این دوران سیاه محسوب می شوند با امضاء این سند تاریخی و محکومیت رژیم توسط افکار عمومی ، حداقل مدارکی تاریخی و مستند از جنایات جمهوری اسلامی را برای نسلهای آتی باقی خواهند گذاشت.
در واقع با جمع آوری امضاء به حرکت دادخواهی سندیت می بخشیم و این سند به لحاظ تاریخی ماندگار خواهد شد و از طرفی با ایجاد یک خواست و مطالبه مستند می توان زمینه بین اللمللی محاکمه جمهوری اسلامی را مهیا و پشتیبانی جهانی را جلب نمود. در این سایت می بایست به تمامی کارنامه پر ازجنایت رژیم در این 30 سال پرداخت. در این سایت می توان خطاب به افکار عمومی جهان از جمهوری اسلامی شکایت نمود و هر فردی شاکی خصوصی جمهوری اسلامی محسوب می شود . این سند برای ثبت در تاریخ و جهت آگاهی مردم دنیای متمدن می باشد ، تا بدانند که در این 30 سال برانسانها درایران چه گذشت و نتایج حکومت 30 ساله جمهوری اسلامی (چه بوده است) که رژیم ایران آن را الگوئی قابل اجرا برای دیگر کشورها می داند و به دنبال صدور انقلاب اسلامی است.


نتایج آماری قسمتی از جنایات 30 ساله رژیم جمهوری اسلامی


1ـ اسامی زندانیان سیاسی سالهای 60 و 67 که در زندان ظرف چند روز قتل عام شدند (علت دستگیری ، مدت محکومیت ، سن ،اسم )
2ـ اسامی اعدام شدگان سیاسی ، با سئوال آیا نماز می خوانید ؟ وآیا مسلمان هستید یا نه ؟ (اسم ، سن ، علت دستگیری ، مدت محکومیت)
3ـ اسامی مسلمانان اعدام شده توسط رژیم
4ـ اسامی بهائیان اعدام شده به جرم بهائئ بودن
5ـ اسامی کشیشان و مسیحیان به قتل رسیده توسط رژیم
6ـ اسامی  کسانی که در زندانهای جمهوری اسلامی به آنها تجاوز شده است
7 ـ اسامی  زنانی که در زندانهای عادی جمهوری اسلامی آبستن شدند
8ـ اسامی کودکانی که به خاطر مسائل سیاسی توسط رژیم اعدام شدند( سن ،سال اعدام)
9ـ اسامی کودکانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق توسط رژیم ایران اغفال و به جنگ فرستاده و به کشته داده شدند(سن)
10ـ اسامی کودکانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق توسط رژیم ایران اغفال و به جنگ فرستاده و مجروح یا معلول شدند( سن )
11ـ اسامی کودکانی که به تنهائی یا همراه والدین در زندان بودند(سن ،مدت ، علت)
12ـ اسامی معلولین جنگی
13ـ اسامی و آمارپناهندگان و مهاجرین واسامی کسانی که در حال فرار از جمهوری اسلامی جانشان را از دست دادند
14ـ اسامی کسانی که در داخل کشورتوسط رژیم ترور شدند(سال ، نحوه ترور)
15ـ اسامی اعدام شدگان در هر سال(سن ،علت)
16ـ اسامی کسانی که به جرم تغییر دین یا بی دینی بازداشت، اعدام ، شکنجه یا به نحوی به قتل رسیدند
17ـ اسامی کسانی که توسط رژیم ربوده شدند(سال، علت،عاقبت)
18ـ اسامی کسانی که در حمله رژیم به کردستان ، بلوچستان ، ترکمن صحرا و... کشته شدند(سن ،جنسیت،سال )
19ـ اسامی کسانی که دراین حکومت توسط رژیم شلاق خوردند( سال ، تعداد،علت، سن و...)
20ـ اسامی کسانی که به خاطر هم جنس گرائی دستگیر، شکنجه یا اعدام شدند(سال، سن)
21ـ اسامی کسانی که به خاطر دفاع ازحقوق ملیتهای ساکن ایران شکنجه،دستگیر یا اعدام شدند(سن،سال)
22ـ اسامی کسانی که به بهانه نوع پوشش از اداره یا مدرسه یا دانشگاه اخراج شدند(سن ،سال و...)
23ـ اسامی کسانی که به علت بهائی بودن از اداره یا مدرسه یا دانشگاه اخراج شدند(سن ،سال و...)
24ـ اسامی دراویش گنابادی که مورد آزار و اذیت رژیم قرار گرفتند(نوع سرکوب، سن ،سال و...)
25ـ اسامی کسانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق توسط رژیم به کشته داده شدند(در ایران)
26ـ اسامی کسانی که در جنگ 8 ساله ایران و عراق توسط رژیم به کشته داده شدند(در عراق)
27ـ اسامی پناهندگان خارجی که در ایران توسط رژیم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا اعدام شدند( سن ،سال)
28ـ اسامی کسانی که از اپوزسیون ایران در خارج از کشور توسط رژیم ایران ترور شدند(سن،سال و...)
29ـ اسامی کسانی که در داخل کشور توسط رژیم ربوده و ناپدید شدند( سال ،علت)
30ـ اسامی کسانی که در داخل کشور توسط رژیم ایران ترور شدند(سن ،سال،علت و...)
31ـ اسامی کسانی که(از ملیتهای دیگر) در خارج از کشور توسط رژیم ایران ترور شدند یا حکم قتلشان صادر شد(سن،علت،سال،محل و...)
32ـ اسامی کسانی که توسط رژیم تهدید و ارعاب شدند(سال،نوع تهدید و...)
33ـ اسامی کسانی که به خاطر عدم رعایت پوشش اسلامی با چاقو یا رنگ یا اسید توسط عوامل رژیم به آنها حمله شد(سن،سال و...)
34ـ اسامی کسانی که توسط رژیم به نقاط دیگر در ایران تبعید شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
35ـ اسامی کسانی که به دلیل سابقه فعالیت سیاسی از کار یا دانشگاه اخراج یا...شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
36ـ اسامی کسانی که در لیست سیاه رژیم بوده و از ورود آنها به دانشگاه جلوگیری کردند(دانشجویان ستاره دار
37ـ اسامی کسانی که در این 30 سال مورد ضرب و شتم رژیم قرار گرفته اند(سال ،دلایل آن)
38ـ اسامی کارگرانی که به دلایل مسائل صنفی یا سیاسی زندانی یا اعدام شدند(سال ،مدت و...)
39ـ اسامی زنان یا مردانی که به جرم پوشش نامناسب اسلامی یا عدم رعایت آن مورد اذیت ، آزار و شکنجه ،زندان،شلاق،تجاوز و...رژیم قرار گرفته اند(سال،نوع برخورد،مدت)
40ـ اسامی وبلاگ نویسانی که به جرم نوشتن مطلب در وبلاگ شخصی زندانی ، شکنجه یا اعدام شدند(سال و...)
41ـ اسامی نویسندگانی که یا از کار اخراج شدند یا مورد تهدید قرار گرفتند یا زندانی یا اعدام یا...شدند
42ـ اسامی کسانی که به دلایل سیاسی در زندانهای رژیم بودند(مدت ،سال و...)
43ـ اسامی کسانی که در زندانهای رژیم دچار اختلالات روانی گشتند(اطلاعات لازم در این زمینه)
44ـ اسامی کسانی که در زندانهای رژیم دچار بیماری شدند ، نبود بهداشت در زندانها و یا عمداً توسط رژیم(سال، نوع بیماری و...)
45ـ اسامی کسانی که توسط رژیم در زندانها شکنجه شدند(نوع شکنجه،سال ، سن،مدت شکنجه،دلیل شکنجه و...)
46ـ اسامی کسانی که در خیابان به جرم مشکوک دستگیرو مورد ضرب و شتم، شکنجه یا زندان یا اعدام قرار گرفتند(اطلاعات لازم در این زمینه)
47ـ اسامی کسانی که به جرم پخش اطلاعیه سیاسی دستگیرو سپس شکنجه ،زندانی یا اعدام شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
48ـ اسامی کسانی که به جرم خواندن یا داشتن کتاب دستگیر شدند(سال ،نوع محکومیت و...)
49ـ اسامی کسانی که به خاطر داشتن ماهواره یا ویدئو یا نوار ویدوئی محکوم شدند یا...(اطلاعات لازم در این زمینه)
50ـ مردانی که به جرم موی بلند یا نوع اصلاح مو مورد آزار و اذیت قرار گرفتند
51ـ زنانی که به جرم بیرون بودن مو از روسری مورد آزار و اذیت ، شلاق ، ضرب و شتم قرار گرفتند و دستگیر شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
52ـ اسامی کسانی که به جرم صحبت با جنس مخالف دستگیر و ... شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
53ـ اسامی کسانی که سنگسار شدند
54ـ اسامی کسانی که در عروسی یا جشن به جرم مختلط بودن زن و مرد در خانه دستگیر شدند
55ـ اسامی نیروهای امنیتی رژیم و کسانی که در سرکوب مردم نقش داشتند
56ـ اسامی کسانی که به خاطر آستین کوتاه یا مشروبات الکلی یا ورق بازی و ... دستگیر و محاکمه شدند(اطلاعات لازم در این زمینه)
57ـ اسامی کسانی که به دلیل موزیک مورد ضرب و شتم و... قرار گرفتند
58- اسامی کسانی که به خاطر مشروبات الکلی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و دستگیر شدند
59- اسامی کسانی که به دلیل شرکت در عروسی مختلط دستگیر شدند
60- اسامی کسانی که به دلیل مواد مخدر اعدام شدند
61- اسامی کسانی که بی دلیل در خیابان مورد ضرب و شتم و دستگیری قرار گرفتند
62-اسامی کسانی که به دلیل چک برگشتی، ورشکستگی ، ناتوانی در پرداخت دیه و مهریه و...به زندان رفتند.
63- اسامی کسانی که توسط عوامل امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شدند.
64- و...( لطفاً سایر موارد را اضافه کنید)




لیست اسامی شاکیان جمهوری اسلامی


شکایت به خاطر آنچه که بر فرد، فرد ما رواداشته شده است و حقوق انسانی ما توسط رژیم پایمال گشته است و یا سیاستها و قوانین ارتجایی و ویرانگر و ضد انسانی و سرکوبگر رژیم جمهوری اسلامی که بر کل جامعه اعمال شده است .
علت شکایت ، نوع حق ضایعه شده ، نوع ستم رواداشته شده بر فرد یا یک مذهب یا یک ملت.
فقر یا بی کاری یا... که عاملش را جمهوری اسلامی می دانید.
کسانی که معلول جنگی هستند و عاملش را سیاستهای رژیم می دانند و یا کسانی که سیل زده یا زلزله زده بودند و به علت عدم رسیدگی کامل یا به موقع دچار مشکل شدند. کسانی که عامل گسترش فحشا و عامل پخش گسترده مواد مخدر و سوق دادن جامعه به طرف آن ، گسترش بیماری روحی و روانی که عامل آن را رژیم می دانند(نقش حاکمیتهائی مثل جمهوری اسلامی در گسترش ناهنجاریهای اجتماعی).
اعتراض و شکایت به خاطر سلب آزادیهای فردی و اجتماعی توسط رژیم. اعتراض و شکایت به خاطر سلب آزادی پوشش، تفتیش عقاید،اعتراض به تبعیض جنسیتی در قوانین و اعمال آن توسط رژیم.اعتراض به قوانین ضد انسانی رژیم و شاکی جمهوری اسلامی بودن به خاطر اعدام ها،خشونتها ، سرکوب ، اختناق ، نبود آزادی و.... هر یک از ما را در زمره شاکیان جمهوری اسلامی می تواند قرار دهد.


لیست امضاء شاکیان جمهوری اسلامی
نظام جلالی

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۳۰, دوشنبه

1- نکاتی پیرامون نامه رسیده در مورد مسائل ملی درافغانستان

تجربه مهاجرت گسترده انسانها نشان داد که زبانهای مادری و محلی تا زمانی که انسانها در همان محدوده جغرافیایی هستند راه گشا است ، اما به محض آنکه به هر دلیل از آن محدوده مشخص جغرافیایی خارج شوند آنگاه هر جه بیشتر به ناتوانی زبانهای مادری در برآورد کردن نیازهای انسان و ارتباط با انسانهای دیگر پی می بریم . با اینکه امکان ارتباط با جهان از طریق اینترنت وجود دارد ولی مشکل زبانی باعث عدم ارتباط می شود ، هر چند شاید مشکل بشر و وجود هزاران زبان را پیشرفت تکنولوژی بتواند تا حدی حل کند ، ولی باید به دنبال فقط یک زبان مشترک بود . از آنجا که زبان وسیله ارتباطی بین انسانهاست ، بنابراین وجود فقط یک زبان مشکل بشر را حل خواهد کرد. بدلیل وجود صدها زبان ، نمی دانیم که در عرصه سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی ، خبر ، اندیشه و... در سطح جهان چه می گذرد.
برای من نام های امروزین کشورها نشان دهنده مشخصات جغرافیایی کنونی است وصرفاً یک نام است که بدانیم راجع به کجا صحبت می کنیم و نه چیزی بیشتر از آن ( امیدوارم روزی به جای مناطق جغرافیایی ملی یا زبانی بتوانیم با برداشتن مرزها و برداشتن حاکمیتهای ملی به شکل جدیدتری برسیم ) من وقتی راجع به انسانها در یک محدوده مشخص جغرافیایی صحبت می کنم منظورم فقط انسانهایی هستند که آنجا سکونت دارند. مرزبندی من نژادی نیست ، تفاوت زبانی نیست بلکه شیوه انسانی و غیر انسانی است. ما نباید چگونگی نوع برخوردمان را نسبت به انسانهای دیگربا توجه به نوع زبان یا نژاد و... تعیین کنیم. باید نوع نگاهمان را عام تر سازیم.

من به هیج فرهنگ ملی و منطقه ای افتخار نمی کنم. اگر افتخاری هم باشد آن هم افتخار به فرهنگ متمدن پیشرفته انسانی است. فرهنگی که همچنان در حال شدن و حرکت رو به جلو است.
من جنایات آدم کشان را نیز به پای فرزندانشان نمی نویسم. عاملین کشتار و جنایت در 200 سال پیش نیز همگی خود مرده اند. وقتی در جنگ کنونی توسط نیروهای دست راستی و مذهبی اسرائیلی یا فلسطینی هر وقت خبر کشته شدن یک انسان را می شنوم ، با خود می گویم چه بسا یک نفر صلح طلب دیگر، یک انسان آگاه دیگر به خاطر حماقت و منافع نبروهای فاشیستی و مذهبی جنگ طلب کشته شد. من جنایات دولت اسرائیل را پای مردم اسرائیل نمی نویسم . نیروهای ضد جنگ 20% مردم اسرائیل را تشکیل می دهند (http://zamaaneh.com/analysis/2009/01/post_854.html%20) با همه اینکه مراکز افکار سازی در دست حکومت جنگ طلب اسرائیل است. من جنایات طالبان را پای مردم افغانستان نمی گذارم و...
ادامه دارد...

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۷, جمعه

نامه رسیده در مورد مسائل ملی درافغانستان

دوست ارجمند
تا جایئکه ملاحظه میگردد شما بی اندازه بی خرد و نادان هستید اگر هنوز, نمیدانید افغان و ستان یعنی چه؟ افغانستان ، یعنی سرزمین افغان ها ، در حالیکه این سرزمین , هیچ وقت سرزمین افغان های بی فرهنگ و فرهنگ ستیز نبوده است . درست برعکس ، این سرزمین ، سرزمین فارس و فارسی زبانان میباشد. شما نمیتوانید یک اسکاتلندی را ، انگلستانی خطاب نمایید بلکه میتوانید شهروند بریتانیایی خطاب نمایید, شما بسیار احمق هستید اگر هنوز هم بعد از گذشت 30 سال در خیال سابق باشید, اشتباه میکنید. امروز اگر من از این موضوع در سن 50 سالگی خبر شدم ، اطفالم از 2 سالگی آگاه شدند که واژه افغان واژه مزخرف و تحمیلی است . افغان ها, توسط خارجی ها از کوه های سلیمان ، مناطق خیبر ، ملتان ، پنجاب بالای, سرزمین ما تحمیل گردیدند و شما اگر کودکان امروزی را سوال کنید که افغان هستید ، برای شان خیلی توهین آمیز میباشد. اما بنام فارس و فارسی زبان و تاجیک غرور شان بیشتر میگردد. زنده باد فارسی زبانان, زنده باد عدالت و دموکراسی, مرگ بر قبیله و افغان که کشورم را در 200 سال به باغ وحش تبدیل نمودند, زنده باد جهان, دوست ارجمند ، شما باید بدانید که ما افغان نیستیم، این واژه مزخرف, بالای من و تو تحمیل شده است که نوشتن درباره این موضوع به بحث جداگانه نیاز دارد, این درانی ها و ابدالی های پنجابی پاکستانی توسط خارجی ها ، بالای من و تو تحمیل گردیده است. برادران اصلی ما ایرانی ها و تاجیکستانی ها میباشند. اگر یک بار به ایران سفر نمایید خواهید دید که تمدن فارس یعنی چه, شما بیبینید مردم پاکستان را پاکی نمی گویند بلکه پاکستانی میگویند. چرا هویت پشتون ها که واژه افغان به آنها تعلق میگیرد بالای فارسی زبانان تحمیل گردد ؟ ای کاش ، این واژه افتخار هم میداشت . چطور یک تاجیک یا یک هزاره می تواند هم تاجیک و هم هزاره باشد و هم یک افغان ؟ لطفآ تحقیقاتتان را در ارتباط با کلمه مزخرف افغان آغاز نمایید. این خلاف دموکراسی است. شما باید بدانید که تصفیه حساب با افغانها , که میلیون ها انسان را زنده زیر خاک کردند هنوز فقط و فقط آغاز شده است و نه ختم . نسل کشی ، قتل مردم بی گناه شمال ، قتل مردم هزاره و ازبک ، بدبختی های متواتر در کشور، تجاوز به ناموس مردم و انتقال اجباری دختران شمال, به جنوب ، مردم را بیسواد نگهداشتن در 200 سال و کشور را به باغ وحشی تبدیل کردند که امروز تاریک ترین ، بدبخت ترین و فقیر ترین کشور در دنیا, محسوب میگردد و مردم سال های سال است که اشک می ریزند در خانه هایشان , ماتم غم خلاصی ندارد و رنج های بی شماری را متقبل میشوند و این همه جواب دادن ، کار دارد. این فقط سر آغاز مبارزه اقوام محروم و بافرهنگ سرزمین خراسان است این وطن فروشان 200 سال است که بالای ما حکومت میکنند و میلیون ها مکروب را در سرزمین بلخی ها در سرزمین کابلستان در سرزمین فارس و در, سرزمین فارسی زبانان کشت کردند که باید مطابق قوانین بین الملل جواب دهند. مرگ بر افغان های انسان کش, مرگ بر افغان های تروریست, مرگ بر قبیله. مرگ بر کوچی های بی اسناد. برای تان مشوره داده میشود که کوچی ها و پنجابی ها را از مناطق شمال خارج نمایید در غیر آن عواقب خطرناکی خواهد داشت و با برادران فارسی زبان, مشرقی ، جنوبی و جنوب غرب برخورد خراب نکنید.
محمد خلیل غوربندی

ه‍.ش. ۱۳۸۷ دی ۲۵, چهارشنبه

تقویت نیروهای مترقی در اسرائیل ، لبنان و فلسطین

برای تقویت نیروهای مترقی در اسرائیل ، لبنان و فلسطین 1- ابتدا باید به طرح خواست محاکمه بین اللمللی همه رهبرانی که ( به عنوان جنایتکاران جنگی در کشتار مردم بی دفاع نقش داشته اند) و دولتهای تاکنونی و احزاب افراطی مذهبی و جنگ طلب جنایتکار اسرائیل و هم چنین حماس ، حزب الله ، جهاد اسلامی و ... پرداخت ( طرح این مطالبات در تظاهراتهای ضد جنگ و...) و بعد از طرح این خواست در افکار عمومی آن را به مطالبات عمومی مردم جهان تبدیل نمود چراکه قدرت عمل و تصمیم گیری درآغاز درگیریهای نظامی و افکار سازی در دست این نیروهای یاد شده ارتجائی است و تا این نیروها در قدرت هستند مطمئناً نیروهای آلترناتیو مترقی موجود توانائی تاثیرگذاری بر افکار عمومی مردم فلسطین ، اسرائیل و لبنان را نخواهند داشت و قادر نخواهند بود که طرح های انسانی خود را به مطالبات عمومی جامعه تبدیل کنند و آن را در جامعه اجرا کنند. 2- طرح خواست خلع سلاح حماس ، حزب الله ، جهاد اسلامی و... و خلع سلاح ارتش رسمی اسرائیل و انحلال احزابی که در این سالها در اسرائیل در قدرت سیاسی بوده و در کشتار و کشته شدن انسانها نقش داشته اند. 3- طرح خواست محاکمه سران دیگرکشورهائی که در این جنگ طولانی نقش مستقیم یا غیر مستقیم داشته اند که در این میان نقش ایران و آمریکا بسیار برجسته است. 4- ارتباط و حمایت از نیروهای مخالف جنگ طرفدار صلح و مترقی مخالف احزاب جنایتکار ارتجائی مذهبی در فلسطین ، اسرائیل و لبنان 5- طرح این خواستها در تظاهراتهای ضد جنگ تا باعث شفاف تر شدن مرزها شود و فعالیت ما به نفع نیروهای مترقی در فلسطین ، اسرائیل و لبنان تمام شود.
با طرح اینگونه خواستهای مشخص است که می توان نیروی عظیمی را در سطح جهان برای عملی کردن این مطالبات سازماندهی نمود و دولتهائی که منافعشان در ادامه این جنگ طولانی است نتوانند به راحتی سیاستشان را اعمال کنند.

http://fa.wikipedia.org/wiki/اسرائیل_(تاریخچÙ)

http://kajaki.blog.af/