ه‍.ش. ۱۳۸۸ خرداد ۹, شنبه

نقش تئوریسین های ج.ا در انتخابات و افکار سازی

از اهداف تئوریسینهای ج.ا ، ایجاد انگیزه مشارکت هر چه بیشتر مردم در انتخابات و ایجاد توهم در افکار عمومی نسبت به ایجاد امکان تغییرات به نفع مردم از کانال شرکت در انتخابات می باشد. آنان تلاش می کنند با مغلطه و سفسطه سیاسی و با ساخت و هدایت افکار عمومی و با امیدوار کردن مردم به تغییرات از طریق انتخابات ، برای خود هرچه بیشتر فرصت خریده ( اتخاذ همین سیاست فرصت خریدن برای خود ، در جهت دستیابی به سلاح اتمی) و بر سالهای حکومت غارتگر و فاجعه آور و آدم کش ج.ا بیفزایند. آنان با تبلیغات گسترده مرتب به نبود یک آلترناتیو دلخواه و ایده آل و با قدرت تاکید می ورزند . آنان تلاش می کنند با ترساندن مردم نسبت به ناروشن بودن آلترناتیو و عاقبت سرنوشت ایران و خطر تجزیه و اعلام خطر از بین رفتن حکومت مرکزی حاکم اسلامی و اینکه شاید حکومت بدتری با رفتن ج.ا بر سر کار بیاید ، مردم را از هر گونه تحول ، خارج از سیستم ج.ا و اقدام مستقل و آزادیخواهانه ترسانده و به این طریق بر عمر حکومت اسلامی بیفزایند و مردم را به همین حکومت قانع کنند. آنان تلاش می کنند اوضاع سیاسی جامعه ایران و سطح آگاهی مردم را با 30 سال پیش یکسان به تصویر کشیده و بعد به این طریق اثبات کنند که هر گونه تلاشی دوباره برای انقلاب در ایران حتماً مانند نتیجه انقلاب 57 بدتر خواهد بود و همانگونه که شاه رفت و حکومت بدتری آمد قطعاً تاریخ تکرار خواهد شد. آنان از رسیدن مردم به خود باوری و اتکا به نیروی مبارزه خود هراسانند و با طرح سئولات غلط در بین مردم ، در نتیجه به نتایج و پاسخ های غلط دلخواه خود رسیده و مردم را از هر گونه تغییر و تحولات می ترسانند. زمانی که تئوریسینهای ج.ا می خواهند مردم را به این حکومت نکبت ارتجاعی ضد انسانی قانع کنند ، بحث آنها حداقل تغییرات ، آنهم گام به گام است اما زمانی که صحبت از تغییر کامل حکومت می شود آنان صحبت از مطالبات حداکثری می کنند و هزاران اما و اگر جلوی آن می گذارند و تصویری ناثبات و ناتوان و ناروشن از آلترناتیو ها ترسیم می کنند و چهره ای باثبات و مقتدر از حکومت فاجعه بار ج.ا می سازند و مردم را از فاجعه نبود حکومت اسلامی می ترسانند ، حال آنکه انگار مردم با فاجعه جمهوری اسلامی و سیاستهای صدور انقلابش و بمب هسته ای و کشتار مردم جامعه را با فاجعه روبرو نکرده است؟ ج.ا خود بزرگترین خطر و تهدید کننده امنیت و آسایش مردم است. تئوریسینهای ج.ا تلاش کردند که جبهه مردم بر علیه ج.ا را به جبهه مردم بر علیه مردم تغییر دهند و مردم طرفدار تحریم انتخابات و طرفداران شرکت در انتخابات را مقابل یکدیگر قرار دهند. آنان با طرح استدلا ل های غلط سعی کردند به این اختلافات دامن بزنند و آمدن احمدی نژاد را به گردن تحریمی ها انداختند ، درتحلیل آنان در جائی تحریمی هایی که ده ها میلیون بودند و با نیامدن خود موجب پیروزی باند مافیایی احمدی نژاد گشتند و باید سرزنششان کرد و در جائی دیگر تحریمی ها را توده میلیونی مردم نمی دانند وجناح های حکومتی اصول گرای محافظه کار و اصلاح طلب را معادل توده میلیونی مردم می دانند. آنان نقش و خواست خامنه ای و نیرو های سپاه و بسیج و تقلبات در انتخابات دوره نهم و ناامیدی مردم به وعده های پوچ و غیر اجرائئ شعارهای اصلاح طلبان را عمداً نادیده می گیرند و تقصیر را برگردن تحریمی ها می اندازند. اتفاقاً وجود ده ها میلیون تحریمی است که با شرکت نکردن در بازی انتخابات دوره قبل و سرد بودن هوای انتخابات در این دوره است که افرادی امثال احمدی نژاد و موسوی دیگر نمی توانند با اشعار مذهبی و نظر علمای اسلام مردم را به پای صندوق های رای بکشند و آن را وظیفه دینی و شرعی بدانند که مردم را تشویق به شرکت کنند از این رو احمدی نژاد به جای استفاده از شعار های مذهبی و سرود های ج.ا مجبور می شود که از شعر ای ایران سو استفاده انتخاباتی کند که هم شعر را خراب کند و هم ظاهری ملی و نه مذهبی قبل از انتخابات به خود بگیرد و موسوی نیز که نخست وزیر دولتی بوده است که خون هزاران نفر را بر زمین ریخته است، خون همان کسانی را که در زندانها شعر سر آمد زمستان را خوانند و به جوخه اعدام سپرده شدند امروز از شعر آنها برای تیلیغات انتخاباتی استفاده می کنند و از شعر چه گوارا نیز بهره برداری و سو استفاده انتخاباتی می کنند . عدم استفاده از اشعار آهنگران یا اشعار مذهبی توسط احمدی نژاد و موسوی نشان می دهد که ج.ا شدیداً به شرکت مردم در انتخابات نیاز دارد.
به هر حال گذر و عبور از ج.ا یک ضرورت تاریخی است که می بایست صورت بگیرد و طبیعتاً نابودی چنین حاکمیتی کمتر از وجود خود حاکمیت ج.ا برای مردم ضرر و زیان نخواهد داشت ولی از این دوران و حکومت باید گذر کنیم و به توانائی حدود 80 میلیون ایرانی در داخل و خارج برای ساخت و اداره کشور بعد از جمهوری اسلامی باور بیاوریم. مردم در ایران و جهان مردم 30 سال پیش جامعه خود نیستند و هر جامعه ای نسبت به 30 سال پیش رشد و پیشرفت بسیاری کرده است.

نظام جلالی

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۴, پنجشنبه

سربازی یا نظام برده داری مدرن


خدمت وظیفه عمومی در ایران 30 سال است که از این مدت 2 سال دوره ضرورت و مابقی شامل دوره احتیاط و ذخیره می شود. ایران جز 26 کشوری است که مدت سربازی در آنها بیش از 18 ماه است و از این لحاظ در بین کشورهای دنیا یکی از طولانی ترین مدت سربازی را دارا می باشد.
قانون سربازی در زمان دیکتاتوری رضا خان در ایران به اجرا در آمد. در آن زمان مبالغ بالایی از بودجه کشور صرف امور نظامی و ارتش می شد. ولی با وجود هزینه های بالای نظامی تنها در سه روز جنگ با نیروهای روسی و انگلیسی دولت ایران سقوط کرد.
در ایران سالانه بیش از 800 هزار نفر به سن سربازی می رسند و با توجه به اینکه خدمت سربازی دو سال است بالغ بر یک میلیون و ششصد هزار نفر سرباز خواهیم داشت. این در حالی است که ایران با چیزی حدود 500 هزار نفر نیروی مسلح یکی از بزرگترین لشکرهای جهان را دارا است. سوالی که در این رابطه پیش می آید این است که آیا ایران نیازمند این تعداد سرباز برای دفاع از خود است؟ آیا این جمعیت آموزش لازم را برای مبارزه مسلحانه می بینند؟ تنها در دوره آموزشی که 2 ماه است سرباز آموزش نظامی می بیند. در این دوره هر فرد فقط با یک اسلحه تنها 30 تیر شلیک می کند. و به دلیل وضعیت بد لباس و لوازم مجبور به تهیه آن برای خود می شود. بخش زیادی از این دوره صرف رژه رفتن و نحوه احترام گذاشتن به مقام بالاتر می شود.
اگر این تعداد سرباز تعلیمات لازم نظامی برای مبارزه نمی بینند مسلما نمی توان از آنها انتظار داشت که برای دفاع آماده باشند. در این حالت باید دنبال دلایل دیگری برای اسرار دولت ایران به استمرار این وضعیت گشت. حداقل حقوق سربازان ١۵ هزار تومان و حداکثر آن ۵۵ هزار تومان است که بر اساس مدرک تحصیلی و درجه به افراد اختصاص می‌یابد. که با توجه به اینکه خط فقر در کلان شهری مثل تهران 800 هزار تومان می باشد فقط می توان انتظار زنده ماندن از آنها داشت. اکثر افرادی که به خدمت سربازی می روند به کارهای دفتری و کارهای دیگری برای دولت مشغول می شوند. که در صورتی که دولت بخواهد برای انجام این کارها نیرو استخدام کند مجبور است به طور میانگین به هر کس 300 هزار تومان حقوق دهد( در صورتی که حداقل را در نظر بگیریم) که با توجه به جمعیت یک میلیون و ششصد هزار نفری سرباز در ایران مجموع این مبلغ در حدود 480 میلیارد تومان در ماه می شود. که البته سوددهی سربازی برای دولت فقط به این مبلغ ختم نمی شود. به عنوان مثال اکثر جوانان ما به امید گرفتن معافی یا حداقل معاف از رزم برای مشکلات پزشکی خود اقدام می کنند. که در ابتدا مجبور می شوند معاینه اولیه خود را تحت نظر یکی از پزشکان مورد تایید سازمان های مربوطه انجام دهد. سپس مجبورند به یکی از بیمارستان های نیروی انتظامی مراجعه کنند و هزینه های ویزیت پزشک و آزمایشات خود را به صورت آزاد پرداخت کنند. که به طور مثال برای ویزیت پزشک باید بالغ بر 8 هزار تومان بدهند و برای آزمایش معمولی مجبورند حدود 20 هزار تومان هزینه کنند. جالب اینجاست که برای هر نوع بیماری باید 2 دفعه ویزیت شوند و زمان هر ویزیت کمتر از 1 دقیقه است که به نگاهی سریع به پرونده و نوشتن وضعیت مشمول ختم می شود. علاوه بر این مبالغی نیز برای کمیسیون پزشکی باید به حساب وزارت بهداشت و نیروی انتظامی واریز کنند. در این حالت اگر شخصی با 2 یا 3 مشکل پزشکی تقاضای معافیت پزشکی حتی برای فعالیت های غیر رزمی داشته باشد مجبور است مبلغی نزدیک به 100 هزار تومان هزینه آزمایشات و ویزیت پزشک بدهد. جالب است که بدانید در بخش سوم دفترچه راهنمای خدمت وظیفه عمومی به کلیه مشمولان معافیت پزشکی توصیه گردیده است.
علاوه بر این مشمولانی که برای سربازی اقدام می کنند 6 الی 9 ماه اعزام آنها طول می کشد. که در این مدت آنها به دلیل محدودیت های اجتماعی از قبیل کار، تحصیل و ... نمی توانند برای زندگی خود برنامه ریزی کنند. این مدت نه تنها باعث خسارت مادی و روانی بر فرد مشمول می گردد. بلکه بیکاری تعداد زیادی از جوانان باعث خسارات مادی بر جامعه نیز می شود.
دولت ما نه تنها پول نفت را به سفره مردم نیاورده بلکه از رگ های جوانان ما نیز نفت استخراج می کند. هر ساله هزاران نفر به خاطر ترس از رفتار وحشیانه و از بین رفتن آرزوهای جوانی از رفتن به سربازی خودداری می کنند و به حاشیه جامعه کشیده می شوند. نیروی جوانی که می تواند باعث توسعه کشور شود مجبور است سالهای جوانی را با استرس و اضطراب با آینده ای نامعلوم سپری کند. محدودیت های اجتماعی آنها را به قعر جامعه ای می کشاند که همچون 2000 سال پیش ارباب ها زندگی رعیت ها را از آن خود می دانستند. با افتخار در مدارس به نوجوانان یاد می دهند که اسلام برده داری را از بین برد. ولی هیچ وقت به آنها نمی گویند که در صورت اراده چند نفر شما مجبورید 30 سال به صورت یک برده زندگی کنید.
نوشته وبلاگ اشک و خنده http://ashkokhandeh.persianblog.ir/

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

وجود ارتش در جهان یعنی اعلام جنگ به آزادی و صلح


باید در جهت جهانی که بدون سربازی و ارتش باشد تبلیغ کنیم و بکوشیم. نباید عمر جوانان را در سربازی که سود آن برای حکومت گران است تلف کرد. اصلاً وجود ارتش در جهان یعنی اعلام جنگ به آزادی و صلح ، با خواست نابودی سلاح های جنگی و تاسیسات نظامی و جمع کردن ارتش و سربازی است که صلح و آزادی را می توان بیشتر تضمین کرد. سلاح های جنگی و ارتش در جهت زندگی نیست بلکه پیام آور مرگ و نیستی است. وجود ارتش و مراکز نظامی یعنی پیام آور جنگ و بد بختی، گریه مادران و پدران ،و کودکان و عزیزانمان ، یعنی اشک و ماتم و فریاد یعنی عامل معلولیت و نابودی انسانها و حیوانات یعنی محو حیات و شادی و عشق و امید

نظام جلالی

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه

ساخت مسجد بزرگ آلمان در کلن(مذهب و فاشیسم)

ساخت مسجد بزرگ آلمان در شهر کلن همچنان دارای اهمیت و مسئله ای مورد مناقشه است.( دیروز شنبه 09/05/2009 بازهم شاهد تظاهرات حزب فاشیستی"پرو کلن" در مخالفت با مسجد سازی بودیم که حدود 200 نفر بودند و نیروهای مخالف فاشیستها چند هزار نفر، که چند صد اسلامیست با ریش و پشم و چادر و روسری و با تی شرت های سفید که خود را آلمانیهای مسلمان خطاب می کردند در بین تظاهرکنندگان بودند و هزاران تی شرت سفید و سی دی مجانی را بین تظاهر کنندگان پخش می کردند.) مسجد بزرگ که با ظرفیت پذیرش 4 هزار نماز‌گزار با گنبدی 37 متری ، دو مناره 55 متری و دیوارهای شیشه ای ساخته می شود.ساخت این مسجد بین 15 تا 20 میلیارد یورو هزینه در برخواهد داشت که از سوی مسلمانان و کشورهای اسلامی تأمین و تاسال 2010 تکمیل خواهد شد.
احتمالاً چیزی کمتراز حدود 3000 مسجد بزرگ و کوچک در آلمان وجود دارد. طبق آماردر سایت رادیو آلمان در سال 2007 از مجموع 1199 مسجد در آلمان تعداد 27 مسجد در شهر کلن قرار داشته است. طیق آماری که در خبرگزاری مهر به تاریخ ۱۳۸۷/۰۷/۰۶آمده است 206 مسجد بزرگ و 2600 مسجد کوچک برای پاسخ به نیازهای دینی مسلمانان آلمان در این کشور فعالیت می‌کنند.

شورای شهر کلن به رغم مخالفت شدید از سوی گروه‌های راست‌گرا با ساخت بزرگترین مسجد آلمان موافقت کرده است. شورای شهر کلن اجازه ساخت این مسجد را در منطقه "ارن فلد" کلن صادر کرده است. احزاب چپ گرا (البته حماقت و عدم درک شرایط و عدم احساس و شناخت خطر و عدم آگاهی از نقش ویرانگر مذهب توسط احزاب چپ را می رساند.آنان مانند ما با خون و پوست خود فاشیست مذهبی را لمس نکرده اند.آنان حمایت احمدی نژاد و دعوت از 67 فاشیست از 30 كشوررا فراموش کرده اند)، احزاب میانه رو و شهردار کلن با ساخت این مسجد موافق بوده درحالی که احزاب دموکرات مسیحی و گروه راست گرای "پرو کلن" علیه ساخت این مسجد رأی داده اند.

آنچه که مسلم است بین مذهب و فاشیسم رابطه تنگاتنگی می تواند بوجود بیاید و نمونه آن رابطه احمدی نژاد با احزاب فاشیستی یا رابطه فاشیستهای ترکیه (گرگ های خاکستری) با اسلام است و مساجد در آلمان محل تجمع گرگهای خاکستری می باشد.
از طرفی ایرانی ها،افغانها،الجزایزی ها و... با خطر رشد و گسترش تفکر اسلامی آشنا هستند.همه ما می دانیم که اگر مواظب نباشیم خطر مذهب کمتر از فاشیسم نیست و دوران وحشتناک انگیزاسیون ،طالبان و جمهوری اسلامی مثل روز روشن مقابل چشمان ما است.کار مذهب سلب آسایش از انسان است. از یک طرف ناقوس کلیسا و از طرفی دیگر اذان مساجد، واقعاً چه شود.همه جا از حق مسلمانان و حق مسیحی ها صحبت می شود اما کسی از حقوق شهروندی غیر مسلمانان و غیر مسیحیان صحبت نمی کند، انگار که دیگران آدم نیستند و حق شهروندی ندارند.
آیا دیگران شهروند آلمان محسوب نمی شوند؟ حق آنان کجاست؟ اگر داشتن کلیسا و شنیدن ناقوس حق مسیحیان است ، اگر ساختن مسجد با ندای الله اکبر و اذان حق مسلمانان است ، پس شهروندانی که می خواهند نه صدای ناقوس را بشنوند ونه صدای اذان را ، حق آنان چه می شود؟ اسقف اعظم رابرت زولیچ از شهر فرایبرگ آلمان به عنوان رئیس اسقفهای آلمان از ساخت مساجد برای مسلمانان حمایت کرده و آن را آزادی دینی می داند( طبیعی است که مرتجعین از همدیگر دفاع کنند)
پس آزادی غیر دینی چه می شود؟
آیا حق ما نیست که اعلام داریم نه فاشیسم را می خواهیم و نه مراکز مذهبی را، ما فقط آرامش و آسایش خود را می خواهیم و وجود مساجد و کلیسا برای ما ایجاد آرامش نمی کند و از وجود آنها لذت نمی بریم. ما نه مزاحم آرامش و آسایش کسی می شویم ونه خواهان سلب آسایش خود توسط فاشیستها و مذهبیون هستیم.
ما خواهان حق برابر انسانی و شهروندی خود هستیم.
طبیعتاً از آن جائی که با جمهوری اسلامی منافع مشترک نداریم و منافع ما متضاد است، وقتی که سیاست جمهوری اسلامی در رشد و گسترش مساجد در اروپا است، سیاست ما نقطه مقابل آن خواهد بود.
نه به فاشیست
نه به مذهب
حقوق شهروندی برابر
10.05.2009

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۸, جمعه

نکات امنیتی در اینترنت

هشدار به وبلاگنویسان و مدیران سایتهای ایرانی سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات جهت ایجاد فضای رعب و وحشت در دنیای مجازی دست به بستن وبلاگها و دستگیری وبلاگ نویسها زده اند. اعلام مرگ امید رضا صیافی وبلاگ نویسی که وبلاگ شخصی در بلاگفا داشت، دستگیری وبلاگ نویس دیگری با نام مظاهر كه در زمینه تبلیغ مسیحیت از طریق اینترنت در حال فعالیت بود و همچنین اعلامیه سپاه پاسداران در زمینه دستگیری مدیران سایتهای سکسی ایرانی زنگ خطری برای تمامی وبلاگ نویسها و مدیران سایتهای ایرانی می باشد.
سپاه و وزارت اطلاعات از 2 طریق قادر به دستگیری این اشخاص شده اند:
با داشتن آی پی شخص مورد نظر (این مورد درباره امیدرضا صیافی صادق است) از طریق مهندسی اجتماعی (این مورد درباره مظاهر و همچنین مدیران سایتهای سکسی درست می باشد).
ادامه مطلب در سایت سلام دموکرات
http://kargaremrooz.com/spip.php?article21802

ه‍.ش. ۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۱, جمعه

اعدام دلارا دارابی ننگ امام زمان ، ای جلاد ننگت باد


برگی دیگر بر سند جنایات رهروان امام زمان و حکومت اسلامی افزوده شد. آنچنان باید هزینه سیاسی را برای رژیم با مدیریت امام زمان را بالا برد که مجبور شوند به ادامه جنایات خود خاتمه دهند.
اگر رژیم همچنان بر ریختن خون انسانها پافشری کند باید از آبروی مذهب ارتجاعی خود هرچه بیشتر هزینه کند.
سرکوب گسترده فعالین کارگری و اعدام جوان هنرمند دلارا دارابی در اول ماه مای برگ ننگین دیگری است که بر سند جنایات حکومت اسلامی افزوده شد.
در مقابل هجوم وتعرض رژیم بر حقوق اولیه انسانها باید به تقابل برخیزیم.