ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۸, جمعه

اعتراض برهنه علیا الماجده المهدی و گروه فمن در استکهلم علیه دولت اسلامگرای مصر






ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۶, چهارشنبه

احتمال دست داشتن سپاه قدس در ترور مشاور آمریکایی توسط یک زن ایرانی در افغانستان



یکی از احتمالات در علت و انگیزه ترور مشاور آمریکایی توسط یک زن ایرانی در افغانستان می تواند نقش سپاه قدس در این ماجرا بوده باشد همانطور که بی بی سی می نویسد : وقتی از آقای صدیق صدیقی,  سخنگوی وزارت داخله به صورت مشخص پرسیده شد که آیا این احتمال وجود دارد که نرگس با گروه‌های تروریستی و سازمانهای اطلاعاتی منطقه و از جمله ایران ارتباط داشته باشد، پاسخ داد: "احتمالات زیاد است و هر چیزی ممکن است احتمال داشته باشد." 

سایت بازتاب در همین رابطه می نویسد:
 "سخنگوی وزارت داخله (کشور) افغانستان گفته است زنی که دیروز دوشنبه 4 جدی/دی مشاور آمریکایی را در مقر فرماندهی پلیس کابل کلیک کشت، شهروند ایران است. در حالی که به گزارش بازتاب، برخی معتقدند وی خلاف واقع می گوید و در واقع، این زن نه ایرانی است و نه فارسی زبان، یک اوغان یا پشتون است ، که چند سالی در پاکستان و بعد در ایران مهاجر بوده، و بعد از برگشت به کشورش عضو پلیس افغانستان شده است."

رادیو زمانه در مطلبی به نام " سپاه قدس: از عراق تا سوریه "می نویسد:

نیروی قدس در افغانستان

"تقریبا با کاهش نسبی فعالیت‌های نیروی قدس در عراق، هرچه بیشتر نشانه‌هایی از حضور کمک‌های نظامی، تسلیحاتی و مالی آنان به طالبان دیده شد.دیگر فرمانده طالبانی مرتبط با ایران ملا مصطفی نام دارد که در ولایت غور انجام عملیات را برعهده دارد. نیروهای نظامی امریکا توضیح دادند که وی بیش از صد نفر را در اختیار داشته و از نیروهای قدس حمایت دریافت می‌کند.

● غلام یحیی اکبری دیگر فرمانده‌ی طالبانی و یک رابط نزدیک با سپاه قدس، انجام عملیات در ولایت هرات را برعهده دارد. اکبری که به عنوان طالبان تاجیک شناخته می‌شود، ادعا می‌کند که ششصد نفر را زیر فرماندهی خود دارد. او حرکت مبارزین خارجی یا القاعده را از ایران تسهیل می‌کرد و آنها را به مناطق هلمند و قندهار می‌رساند. او در اکتبر ۲۰۰۹ در یک حمله‌ی هوایی کشته شد. (منبع)

● برخی از گزارش‌ها می‌گویند که ایران پیامی به واشنگتن داده و تهدید کرده است که در صورت حمله‌ نظامی به مراکز هسته‌ای ایران، گروه‌های ناتو در افغانستان مورد هدف قرار خواهند گرفت."
 علاوه بر این خبرها باید به دیدار هیئتی از سپاه پاسداران ایران با رهبران جهادی افغان در ماه یولی اشاره کرد که نشان از حضور جدی سپاه پاسداران در افغانستان می دهد. رادیو آزادی می نویسد:" روزنامه غیر دولتی سرنوشت در یک مطلب نوشته است که سپاه پاسداران ایران در روز های اخیر با رهبران پیشین جهادی در کابل دیدار کرده اند.


در بخشی از این مقاله آمده است که سپاه پاسداران ایران با اقوام و رهبران پیشین جهاد روی موضوعات چون برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 2014 میلادی و وضعیت افغانستان پس از خروج نیروهای بین المللی از این کشور بحث کرده اند.

همچنان سرنوشت می نویسد که همین هیات ایرانی با شورای کویته پاکستان نیز دیدار کرده و روی فعالیت های طالبان در غرب افغانستان صحبت کرده اند.

این روزنامه از  فاطمه خزانپور یک عضو مطبوعاتی پیشین سپاه پاسداران نقل کرده که گفته است، در حال حاضر در کابل می باشد و با رهبران جهادی پشین و سفیر افغانستان در ایران ملاقات کرده است."




افشین حیرتیان زندانی سیاسی


افشین حیرتیان  بازیگر تئاتر , وبلاگ نویس , فعال حقوق کودک و شهروند بهایی ساکن تهران متولد سال 1980 همچنان در سیاهچال های قرون وسطائی زندان رجائی شهر بسر می برد. در  تیرماه سال 91 پس از اینکه افشین در اعتراض به درج شدن دین اسلام در برگه ( پرینت ) صورت وضعیت قضایی  خودش در زندان اوین به آنها نامه نوشت و اعتراض کرد که چرا توی مشخصات زندانی اش دین  اسلام نوشته شده است بعد ازآن در تیر ماه افشین رو همراه با 4 تن دیگر از زندانیان بهایی بند 350  زندان اوین به بند ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی شهر تبعید کردند.لازم به ذکر است که زندان رجایی شهر تبعید گاه می باشد و شرایط بسیار سختی دارد.

در صفحه فیسبوکی افشین یکی از دوستانش نوشته است :


آن بالا میان زمین و آسمان گفتی:کاغذ قلم تو کوله ت داری؟
فکر کردم میخوای چیزی بنویسی و بذاری لای شکاف صخره،لای کارگاه!به یادگار!همیشه کاغذ قلم دارم توی کوله پشتیم برای یادداشت گذاری،کروکی مسیری که صعود میکنم!برای شبهای سردجانپناه!
گفتم:جیب بالای کوله مه.
درآوردی و گفتی بنویس!
گفتم چه؟ !!
گفتی:متن همین سرود را که خواندی!
گفتم:بی خیال افشین!اینجا بین زمین و آسمان؟بذار برسیم پایین.
گفتی نه!همینجا!یادت میره پایین!
نوشتم اما ندانستم برای چه میخواهدش!با این اصرار!و الان میدانم چرا.حتمن زیاد زمزمه اش میکند این سالهای سرد...درراهروهای اوین!
بار اول خانه ی ممد دیدمش!کی بود؟
_افشین خودت بگو من یادم رفته.(حق با تو بود پایین که برسی یادت میره آن بالا چه دیدی!چه گفتی)
_احسان جوانتر بودیم همینش یادمه!
خانه ی ممد پربود از چای گرم وموسیقی گلها:بی خبرماندی زحالم زانچه آمد بر سر من....
دفتر کوچکی از جیب درآوردو داستانی خواند بعد شعری...
_افشین شعری برامان نمیخوانی؟
باربعد عینهو گورکی برگشت!ا
_این سبیل رو از کجا آوردی؟:))))
شب آمد خانه ی ما و ...گقتیم،گفتیم،گفتیم...
_برو...
=...
_5 سال...کم نیست
=سند احسان!سند
و بعدها معلوم شد که پوینده و مختاری و میرعلایی راتوکشته ای!اختلاس 3هزار میلیاردی کارتوبوده!ستاربهشتی راهم تو شکنجه دادی!خانواده ی دختران شین آباد را تو به شیون انداختی!اصلن زلزله ی بم هم زیر سرتوبود!..
مامان کتاب هوای تازه را توبرداشته ای؟من اما هیچکس را درشبی تاریک و توفانی به ضرب دشنه ای نکشته ام...
بیادت میخوانم،همان سرود را:درسرود جانت رنج هزاران شکنجه دیده
از هرقطره خونت به راه میهن گلها دمیده
ای پرنده های توفان...
-_فشین یادت می آید رفتیم سرتاق؟
قبلش زنگ زد گفت هارنس و کتانی صخره نوردیم را میارم احسان.جایی بریم..
رفتیم.مسیری را باهم صعود کردیم.سرکارگاه گفتی بخوان خواندم:
ای پرنده های توفان
آسمان سرخ ایران
شعله ور شد از جانهاتان
راهتان فروزان...
آن بالا میان زمین و آسمان گفتی:کاغذ قلم تو کوله ت داری؟

(بیاد رفیق دربندم افشین حیرتیان به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی)
احسان حقیقی(پاتوره)_هه ولیر_20 دسامبر2012
 

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۵, سه‌شنبه

اهمیت سه خبر مهم که می تواند زمینه های جنگ با ایران را فراهم کند


اهمیت سه خبر مهم که می تواند زمینه های جنگ با ایران را فراهم کند که یکی  اظهار نظر وزیر خارجه بحرین که گفت وقت آن است که شاهد کنفرانس “دوستان مردم ایران” باشیم  
و خبر دوم که  پلیس زن در افغانستان که روز دوشنبه،‌ ٢۴دسامبر، با شلیک به مشاور آمریکایی در مرکز پلیس کابل، وی را به قتل رساند، پاسپورت ایرانی داشته است و خبر سوم توافق شورای همکاری بر تشکیل فرماندهی مشترک نیروهای مسلح
که "این شورا از جمهوری اسلامی خواست که به اشغال جزایر سه گانه پایان دهد و تصویب توافق نامه امنیتی میان 6 عضو کشورهای شورای همکاری خلیج ، بر ایجاد فرماندهی نظامی مشترک جهت برنامه ریزی و رهبری نیروهای دریایی، زمینی و هوایی این کشورها تاکید شده است و  بیانیه پایانی از جمهوری اسلامی ایران خواسته است تا از دخالت در امور کشورهای شورای همکاری خلیج بپرهیزد و به سیاست های دخالت جویانه خود در کشورهای منطقه و نیز اقداماتی که باعث تنش و بی ثباتی در منطقه می شود را فورا پایان دهد. دبیر کل شورای همکاری لزوم انتقال مسالمت آمیز قدرت در سوریه و حمایت از ائتلاف ملی مخالفان را خواستار شد."
به نظر من این سه خبر می تواند جمهوری اسلامی را در رابطه با سیاست خارجی دچار بحران جدی کند و حتی منصرف شدن احتمالی جمهوری اسلامی ازانرژی هسته ای نقطه پایان بحرانها نخواهد بود و همین دخالت رژیم در امور کشور های همسایه و منطقه برای آغاز یک جنگ کفایت می کند. 
 با توجه به این مشکلات جدی در سیاست خارجی ,جمهوری اسلامی ,اگر هرچه بیشتر همچنان به سرکوب داخلی ادامه بدهد و همچنان تحریم بر ایران فشار بیاورد و بر انرژی هسته ای اصرار بورزد و پول ایران مرتب بی ارزش شود و درگیری های درون باند های مافیایی حکومت را نتوانند پایان دهند و نخواهند مشکلات اقتصادی مردم را حل کنند تا 1 سال دیگر اتفاقات زیادی رخ خواهد داد. 
 چیزی نمانده که سر گاو جمهوری اسلامی تو خمره گیر کند.

ه‍.ش. ۱۳۹۱ دی ۱, جمعه

طرح روحانی خانواده در کنار پزشک خانواده می تواند منجر به صیغه زنان خانواده شود



 طرح روحانی خانواده باید در کنار پزشک خانواده نهادینه شود

" استاد حوزه علمیه قم گفت:سبك زندگي اسلامي و پرداختن به اين مقوله كه ملازم با ورود به حوزه تمدن سازي است، با اظهار نظر رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیداری که با جوانان در سفر به خراسان شمالی داشتند، وارد فاز جديدي شده است. چنانكه ايشان با اشاره به شکل گیری تمدن نوین اسلامی، ضمن بیان دو بخش اصلی در شکل گیری تمدن اسلامی، مهترین بخش در شکل گیری این تمدن را سبک زندگی اسلامی دانستند و از آن به عنوان بخش نرم افزاری تمدن نوین اسلامی یاد کردند. بر همين اساس "حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری" استاد حوزه علمیه قم در گفتگویی با محور آسیب شناسی سبک زندگی اسلامی و راه‌کارهای علاج این آسیب‌ها انجام داده است...........
در صورتی که منویات مقام معظم رهبری در خصوص سبک زندگی اسلامی تحقق یابد، چه آینده‌ای برای زندگی جوامع عموم مسلمانان قابل پیش‌بینی است؟
ما اعتقاد داریم که اگر به سبک زندگی دینی و سخنان مقام معظم رهبری عمل شود برای ما سه منفعت حاصل خواهد شد. نخست این که این اسلامی شدن موجب حفظ ما می‌شود، این پوستین ما را گرم می‌کند چرا که اسلام پوستین است، این نقشه راه زندگی، انسان را به مقصد می‌رساند و این هندسه موجب راه اندازی امورات انسان می‌شود.
دوم آن که این هندسه و پوستین نمایش قشنگی برای عموم جهانیان دارد، زیرا امروز همه دنیا می‌دانند که کمونیسم و لیبرالیسم به پایان راه خودشان رسیده‌اند و مردم دنیا به دنبال راه و الگوی زندگی هستند؛ هنگامی که ملاحظه کنند که یک الگوی موفقی 34 سال از عمرش را با موفقیت گذرانده است، بیان می کنند که این الگو حتما موفقیتش از همه بیشتر است، زیرا شرق و غرب عالم از بیرون و غده‌های سرطانی درونی می‌خواستند او را زمین بزنند اما نتوانستند و حرکت پیشرفتش متوقف هم نشده است.
بنابراین اگر ما به سبک زندگی دینی عمل کنیم، اثر ابتدایی‌اش آن است که راه ما قوت پیدا می‌کند و سود و فایده‌اش برای ما است و اثر دیگرش این است که دیگران از ایران اسلامی به عنوان الگو استفاده می‌کنند.
منفعت سوم آن است که بستر برای ظهور امام زمان(عج) فراهم می شود؛ امام علی‌عليه‌السلام در خصوص این که اگر به سبک زندگی اسلامی عمل نشود و به شعار آن اکتفا شود می‌فرمایند «در این صورت اسلام به پوستین وارونه‌ای می‌ماند» بدین معنا که پوستین وارونه نه برای آدمی گرما دارد و نه برای دیگران جذابیت و الگویی دارد و نه بستر ظهور را فراهم می کند...................باید یک روحانی که پزشک روح است، داشته باشیم
راهکار شما برای عملیاتی شدن سبک زندگی اسلامی اسلامی در بین جوامع اسلامی چیست؟
اگر می خواهیم سبک زندگی ما دینی باشد، باید از راهنمایی دین استفاده کنیم یعنی هیچ کاری را قبل از سؤال از علما انجام ندهیم. در جبهه‌های حق علیه باطل(هشت سال دفاع مقدس) نیز این گونه بود و در هر گردانی چند روحانی حضور داشتند که رزمندگان از آن ها سؤال می‌کردند.
امروز باید مساجد تقویت شود و همانند طرح پزشک خانواده، هر خانواده‌ای روحانی خانواده داشته باشد، چرا که اگر جسم انسان از اهمیتی برخوردار است، روح او از اهمیت بالاتری برخوردار است. بنابراین باید یک روحانی که پزشک روح است داشته باشیم و انسان در خصوص اصول کلی مسائلی نظیر قرار دادها، پوشش‌ها، خریدها، تفریح‌ها و ... از روحانیت سؤال کند و هر جا هم که شک بیشتری داشتیم دقیق‌تر درباره آن موضوع سؤال کنیم."



طرح روحانی خانواده در کنار پزشک خانواده نه تنها می تواند منجر به صیغه زنان خانواده توسط آخوند خانواده شود تازه کودکان را نیز باید از دسترس آنان دور کرد و به نقطه ای امن برد و نه تنها لابد باید ماهانه به آنها پول مفت داد بلکه باید به خانه دعوتشان کنید و غذای مفتی کوفت کنند و با توجه به مال ودارایی تان خمس و زکات شما را تعیین کنند و در همه امورات زندگی شما دخالت و فضولی کنند همانطور که این آخوندک می گوید:" اگر می خواهیم سبک زندگی ما دینی باشد، باید از راهنمایی دین استفاده کنیم یعنی هیچ کاری را قبل از سؤال از علما انجام ندهیم."و همچنین می گوید : "انسان در خصوص اصول کلی مسائلی نظیر قرار دادها، پوشش‌ها، خریدها، تفریح‌ها و ... از روحانیت سؤال کند" در واقع می خواهند آزادی مردم را نیز هرچه بیشتر مانند خارج از خانه از شهروندان در خانه خود سلب کنند.البته احتمالا حتی برای اهالی خانواده تجويز ميکنند که در چه روزی روضه کدوم امام را گوش کنيد و چه نوحه اي  برایتان خوب است و سئوالات شرعی پرسیده می شود و در صورت عدم اطلاع ,کلاس های مخصوص مذهبی در خانه شما گذاشته می شود که هزینه آن را باید بپردازید تا مهر کافر و مرتد به شما نخورد.
آخوندک کثافت و مزخرف به دروغ می گوید:" در جبهه‌های حق علیه باطل(هشت سال دفاع مقدس) نیز این گونه بود و در هر گردانی چند روحانی حضور داشتند که رزمندگان از آن ها سؤال می‌کردند." کسی نیست به این مرتیکه دروغگوی کثافت بگوید به شهادت کسانی که سرباز و ارتشی بودند هرگز یک آخوند ندیدند چراکه اگر بود یک گلوله تو مخ معیوبشان خالی می کردند.
از قرار معلوم این آخوندها همچنان می خواهند سرشون رو تو هر سوراخی بکنند که آخر و عاقبت همه به خیر.

البته باید به استاد حوزه علمیه قم "حجت الاسلام محمد مهدی ماندگاری" گفت که هم شما گه خوردید و هم رهبر گهتان که می خواهید شما انجمن حجتیه ای ها با به گه کشیدن همه چیز بسترظهور امام زمانتان را فراهم کنید خوب آخوند گه ,گوز به شقیقه چکار دارد ?
روحانی پزشک روح نیست بلکه سوهان روح است. روحانی موجودی کثیفی است که همه چیز را به گه کشیده است و حتی اسلامشان را به گه کشیدند.


ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۷, دوشنبه

مشخصات رفراندوم قانون اساسی‌ در مصر: میزان مشارکت پایین همراه با سوظن به تقلبات در رأی‌گیری


مرحله اول رأی‌گیری پیش نویس قانون اساسی‌ در کشور مصر در ۱۰ استان از ۲۷ استان، از جمله در دو تا از بزرگترین شهرهای این کشور، در قاهره و شهر ساحلی اسکندریه روز دوشنبه صورت گرفت. برای ۱۷ استان باقی‌ مانده،  تاریخ رأی‌گیری روز ۲۲ دسامبر تعیین شده است.
پس از قریب سه هفته اعتراضات توده‌ای بر علیه محمد مرسی، رئیس جمهور جدید اسلامی مصر و حکومت اخوان المسلمین، مشخصه بارز این رفراندوم، میزان مشارکت پایین، خشونت و سوظن به تخلف و تقلب در این همه پرسی‌ بود.
شرایطی که تحت آن این رفراندوم انجام شد، چیزی جز دهن کجی به دموکراسی نبود: بیش از ۳۰۰۰۰۰ نیروی نظامی و پلیس برای تامین امنیت در مراکز رای دهی‌ مستقر شدند.
در یک هفته قبل از انتخابات، مرسی ضمن صدور فرمان ریاست جمهوری به ارتش دستور داد که برای محافظت از "نهاد‌های حیاتی‌ دولتی" و "حفظ نظم عمومی‌ و حفاظت از تأسیسات انتخاباتی" در طول همه پرسی‌ با پلیس مشارکت کند. این فرمان در اصل اعمال مجدد قوانین وضعیت اضطراری و نشانگر اولین گام به سوی‌‌ اعلام رسمی‌ دیکتاتوری نظامی در مصر می‌ باشد. این فرمان به نیروهای نظامی "تمام اختیارات ماموران قضائی"، اجازه دستگیری و محاکمه غیر نظامیان در طول همه پرسی‌ را می‌‌دهد.
با امتناع از شرکت در این همه پرسی‌، طبقه کارگر حکم خود را در باره‌ برنامه‌های ارتجاعی بورژوازی مصر صادر کرد. شرکت تنها ۳۳ درصد از ۲۵ میلیون رای دهندگان واجد شرایط، نشانگر شکاف فزاینده میان طبقه کارگر و نظام سیاسی مصر است.
در مراکز شهری و در میان کارگران رد قانون اساسی‌ به شکلی‌ چشم گیری بالا بود. بنا بر گزارش تلویزیون دولتی مصر ۶۸ درصد و به عبارتی  ۷۲ درصد از رای دهندگان در قاهره و اسکندریه به قانون اساسی‌ "نه" گفتند.
در یک حوزه رای دهی‌ در عابدین از محلات فقیر نشین شهر قاهره، مصطفی رضا ۶۳ ساله گفت: "قانون اساسی‌ نه در جهت منافع کشور و نه به سود فرزندان و نوه‌های من است. قیمت مواد غذایی پس از انقلاب بالا رفته است. پروژه اخوان المسلمین شکست خورده است. مرسی بد تر از مبارک است".
استان‌های دیگری که در آنها رای دهندگان، قانون اساسی‌ پیشنهادی را رد کردند، شامل استان غریبه و دقهلیه در دلتای نیل است که بسیاری از صنایع نساجی مصر در آن مکان‌ها قرار دارند.
 پس از سرنگونی دیکتاتور اسبق، حسنی مبارک، به میمنت مبارزات انقلابی‌ توده‌ای در فوریه ۲۰۱۱، با این رفراندوم طبقه حاکم در مصر قصد بازسازی حاکمیت استبدادی را دارد. این قانون اساسی‌ در حقیقت تدارک مهمات قانونی برای سازمانده‌ای پایه‌های سیاسی حاکمیتی راست و مشخصا اسلام گرا، برای تداوم دیکتاتوری ارتش مصر و تشدید سرکوب طبقه کارگر است.
با حفظ ماده ۲ از قانون اساسی‌ سابق که در آن "مبانی حقوق اسلامی [شریعت] منبع اصلی قانونگذاری" می‌‌باشد، مرسی و اخوان المسلمین برای هرچه بیشتر اسلامی کردن دولت در آینده راه را باز می‌‌گذارند.
مهمترین عنصر در قانون اساسی‌ مستند کردن امتیازات و اختیارات ارتش است که به طور عمده از طریق ۱.۳ میلیارد دلار کمک مالی‌ سالانه توسط واشنگتن تامین مالی‌ می‌‌شود.
ماده ۱۹۷ قانون اساسی‌ مربوط به رسمیت بخشیدن به "شورای دفاع ملی‌ " است که توسط رئیس جمهور رهبری می‌‌شود و وزرای مهم، رئیس سازمان اطلاعات، رئیس پرسنل نیروهای مسلح و فرماندهان ارشد ارتش را در بر می‌‌گیرد. این ارگان "عهده دار مسائل مربوط به روش تضمین اطمینان از ایمنی‌ و امنیت  کشور و بودجه نیروهای مسلح است".
شورای دفاع ملی‌ به مجلس پاسخگو  نیست و در حقیقت بیان استعاره "دولت در دولت" و دارای اختیاراتی اساسا نامحدود است.
بر طبق ماده ۱۹۷، قوانین بعدی مربوط به نیروهای مسلح باید با مشورت شورای دفاع ملی‌ تنظیم شوند که راه را برای اختیارت نامشخص بیشتری در آینده هموار می‌‌کند. قانون اساسی‌ می‌‌گوید که وزیر دفاع باید یک افسر ارتش باشد. این فرد همزمان فرمانده ای کل نیروهای مسلح را عهده دار می‌‌باشد. ماده ۱۹۸ در بر گیرنده قانون مربوط به محاکمات نظامی شهروندان غیر نظامی - "در ارتباط با جرائمی که به نیروهای مسلح صدمه میزنند" - می‌باشد.
بورژوازی مصر و حامیان آن در واشنگتن بر این امر آگاه هستند که سیاست‌های ضد کارگری و در جهت منافع امپریالیستی تنها توسط یک دیکتاتوری خشن قابل اجرا هستند. در هفته‌های اخیر رژیم مرسی ضمانت وام از صندوق بین‌ المللی پول و بانک جهانی‌ را دریافت کرد. این دولت در حال تدارک خصوصی سازی هر چه بیشتر اقتصاد مصر و قطع یارانه‌های سوخت و نان است. زندگی‌ توده‌های فقیر مصری به این یارانه ها وابسته است. مرسی همچنین از تدارک جنگ علیه سوریه و ایران توسط ایالات متحده حمایت می‌کند.
در هفته گذشته کادر‌های اسلامگرا اخوان المسلمین، نیروهای نظامی و پلیس، دست در دست هم برای سرکوبی دور نوین اعتراضات توده‌ای -  که برعلیه همدستی مرسی در یورش اسرائیل به غزه و فرمان ۲۲ نوامبر مرسی به منظور چنگ اندازی به قدرت دیکتاتوری فوران کرد -  متحدانه فعال بودند. در درگیری‌های سنگین در اطراف میدن التحریر و کاخ ریاست جمهوری و در دیگر شهر‌های بزرگ مصر، حداقل ۱۰ تن کشته و صدها نفر دستگیر و بیش از یک هزار نفر مجروح شدند.
احزاب سیاسی مصر در باره نتیجه دور اول همه پرسی‌ قانون اساسی‌ جمعبندی‌های متفاوتی را ارائه دادند. دیروز حزب آزادی و عدالت، بازوی سیاسی اخوان المسلمین، در وب سایت خود اعلام کرد که حدود ۵۶.۵ درصد از آرا در حمایت از پیش نویس قانون اساسی‌ و ۴۳ درصد در مخالفت با آن بوده است.
مخالفان نسبتا سکولار متمایل به جبهه نجات ملی‌ ادعا کردند که ۶۶ درصد از مردم مصر در مخالفت با پیش نویس قانون اساسی‌ در دور اول رای داده‌اند. جبهه نجات ملی‌ ائتلافی از احزاب مختلف لیبرال، ناصری و شبه چپ به رهبری محمد البرادعی، مقام سابق سازمان ملل متحد، صباحی نامزد سابق ریاست جمهوری ناصری‌ها و عمر موسی‌ یکی‌ از مقام‌های رژیم مبارک است.
 جبهه نجات ملی‌، دولت را به "تقلبات بی‌ سابقه" متهم کرد و اظهار داشت که ۷۵۰ تخلف انتخاباتی در سراسر استان‌های شرکت کننده در رای گیری صورت گرفته است.
گروه‌های مدافع حقوق بشر خواهان تجدید انتخابات شدند. رهبر موسسه مطالعات حقوق بشر در قاهره، بهی‌ الدین در یک کنفرانس مطبوعاتی در روز یکشنبه گفت:"علیرغم انقلاب، رفراندومی که ما داشتیم همانند همان انتخاباتی بود که  در دوران مبارک اجرا می‌‌شدند".
با وجود انتقادهای خود، مخالفان رسمی‌ عمیقا در تلاشهای اسلامگرایان و ارتش در پیشبرد قانون اساسی‌ سهیم هستند. جبهه نجات ملی‌ و گروههای شبه چپ به مانند سوسیالیست انقلابی‌ [RS] همگی‌ در جهت مشروعیت دادن به این همه پرسی‌ عمل میکنند. آنها از کارگران و جوانان درخواست کردند که در این نمایش خیمه شب بازی دروغین شرکت کنند.
تمام احزاب مخالف چه بورژوا لیبرال باشند و چه خرده بورژوا "چپ" از جنبش مستقل کارگری بیشتر از جناح‌های اسلامگرا متعلق  به قشر ممتاز حاکم مصر در هراس هستند، چرا که با آنها دارای پایه‌ای‌ترین منافع طبقاتی مشترک هستند.
در یک لحظه افشاگر، عمر موسی‌ رهبر و بنیان گذار جبهه نجات ملی‌ با مهدی عاکف رهبر اسبق اخوان المسلمین در یک حوزه رای گیری در ناحیه قاهره جدید با هم مواجه شدند. آنها با هم دست داده و با ژست گرفتن برای عکس مشترکی در برابر دوربین‌ها قرار گرفتند. این عکس در وب سایت عربی‌ روزنامه الاهرام منتشر شد.
اندکی‌ پس از آن، ده‌ها تن‌ از رای دهندگان خشمگین زن به دنبال خیرات ال شاطر، غول میلیونری که ثروت بیکران دارد و نایب ارشد اخوان المسلمین می‌‌باشد، روان شده و شعار میدادند: "نامشروع!"، "شاطر برو بیرون!"
 یوهانس اشترن
۱۷ دسامبر ۲۰۱۲
ترجمه: فرهاد فردا
برگرفته از:
http://wsws.org/en/articles/2012/12/17/egyp-d17.html

بهروز سورن:نیمه شب نوشته ها – 31 – بر خانواده های زندانیان سیاسی چه گذشت؟




خانواده های زندانیان سیاسی لحظه به لحظه و پا بپای عزیزان خود تحت فشار و تضییقات موجود در اسارتگاهها قرار داشتند و هر تحولی در وضعیت زندان ها مستقیما بر انان اثر می گذاشت. در شرایطی که سکوت و انفعال عمومی ناشی از رعب و وحشت ایجاد شده در جامعه حرف اول را می زد, تنها تجمعات اعتراضی در صحنه علنی سیاسی متعلق به خانواده های زندانیان سیاسی بود. این مجموعه با آغاز بازداشت ها و اعدام های گسترده اوائل سال 1360 بتدریج در کنار هم قرار گرفته و دوباره هویت می یافتند. خانواده های زندانیان سیاسی بطور خود بخودی و در پی ضرورت های ایجاد شده از جانب رژیم محکوم به پیگیری وضعیت زندانیان خود و تجمع در مکانهائی شدند که اسارتگاه عزیزانشان بود.
درد مشترک, آشنائی با یکدیگر, تجمع و اقدام مشترک پروسه جبری شکل گیری این طیف در صحنه سیاسی کشور بود. خواست ها و مطالبات خانواده ها بر محورهای صنفی و سیاسی استوار شد. احقاق حقوق اولیه زندانیان از قبیل:
اطلاع از وضعیت زندانی, تعیین تکلیف زندانیان بلاتکلیف, حق ملاقات, مرخصی, پوشاک و غذای مناسب, حق برخورداری از هواخوری, درمان و ....
کاملا مشخص بود که این طیف که بدلائل وابستگی, آگاهی های سیاسی, خویشاوندی از پتانسیل انقلابی – دمکراتیک بسیار بالائی برخوردار بودند, به یکی از معضلات بزرگ حاکمیت تبدیل خواهند شد. تجمع اعتراضی و فشار خانواده ها در پشت درب های بسته زندان هادر طی سالهای سرکوب 60 تا 67 به حدی ملموس و مکرر بود که نقشه ساختمانی زندانهای کشور بدون ترسیم خانواده ها در پشت درب های آهنین آن ناکامل می نمود.
در ابتدای امر خانواده ها تحت تاثیر برخی توهمات و گاها برای خنثی نمودن حساسیت هیستریک ضد تشکل از طرف رژیم بطور انفرادی و در رابطه با زندانی خویش اقدام می کردند.خرید رهائی زندانی از زندان و یا حتی از خطر اعدام به انباشت ثروت بسیاری از اهالی متصل به حکومت انجامید که نان بی شرفی خود را می خوردند و در اکثر موارد بی نتیجه می ماند.
سیل و هجوم سوء استفاده گران مالی به خانواده های وحشت زده و نگران زندانیان آغاز شد. بسیار خانواده هائی که علاوه براز دست دادن نان آور خود با پرداخت مبالغ هنگفت به اختلاس گران کمیته چی و سپاهی و اعضای کناری بیدادگاهها به ورطه سقوط مالی و فقر مضاعف غلطیدند. اما با ادامه گردهمائی های  خانواده ها پشت دربهای بیخبری زندان ها و یا ملاقات زندانیان بمرور علقه پیوند و همبستگی میان آنان مستحکم شد و همصدائی و گامهای مشترک را علیه ستم و شکنجه عزیزانشان به عنوان یک ضرورت مطرح کرد. رژیم  و مزدوران مستقر در زندان هایش از توهین, کتک, ضرب و شتم, ایجاد وحشت و رعب و دستگیری اعضای خانواده های معترض نیز طرفی نیستند.
صف معترض خانواده ها فشرده تر و متراکم تر میشد.خبرگیری و خبر رسانی موثق در شرایطی که رسانه های خبری رسمی و مزدور رژیم جز دروغ بر لب نداشتند, تنها از مجاری اطلاعاتی خبری خانواده ها صورت می گرفت و دهان به دهان و کوی به کوی بر زبانها روان بود.
خشم خانواده ها از آنان به همدردی و همیاری همه جانبه با یکدیگر میانجامید و شعار آزادی تمامی زندانیان سیاسی زمزمه می شد. مراسم ختم, چهلم و سالگرد زندانیان اعدام شده بهانه ای برای تجمع و ارتباط گیری با یکدیگر بود و مقوله ای مخفی بشمار میرفت.گردهمائی ها دیگر در محدوده خانواده هائی که عزیزانشان را در زندان داشتند محدود نم شد. اعضای خانواده شهید, خانواده زندانیان آزاد شده, زندانیان از بند رسته نیز ترکیب آنان را تکمیل می کردند.
نیاز به تبادل خبر و اطلاع گیری از درون زندان از محورهای پر عیار این تجمعات بود. بخشا کمک های مالی و امکاناتی نیروهای منفرد ضد استبداد مخفیانه به یاری خانواده های بی سرپرست میامد. مادران قهرمان در تمامی دوره های شکل گیری این پروسه مرکز ثقل این تجمعات و نیروئی پایان ناپذیر بودند.
در اصفهان برخی از مسئولین زندان به مادران التماس می کردند تا کمتر  به زندان و بیدادگاههای انقلاب مراجعه کنند. این مادران با درب زندانها پیوندی عمیق داشتند. صف عشق و عاطفه و فداکاری در برابر سیاهکاران جاهل و هستی ستیز ولایت فقیه فشرده تر میشد و آنان را در هر گام ضد بشری خود نگران عکس العمل خود می کردند.

خانواده ها که از شوک اولیه سرکوب و اعدام هزاران شهید راه آزادی و برابری بدر آمده بودند, جسورتر و بی پرواتر به اعتراضات گروهی و تجمع در مقابل نهادهای رسمی و بین المللی پرداختند. شکایت از قوه قضائیه و سیاست های اعمال شده  در زندانها از موضوعات عمومی مطروح بشمار میرفت. دفتر سازمان ملل در تهران و آدرس دبیرکل آن علیرغم ایجاد محدودیت بسیار از جانب رژیم مورد هجوم و مراجعه مکرر خانواده ها در دفاع از زندانیان سیاسی قرار می گرفت. تقاضاها به محکومیت اعمال آنان و اولتیماتوم به مسئولین رژیم و بخصوص قوه قضائیه و سازمان زندان ها تبدیل می شد و اعتراضات خانواده ها به فازی جدید گام می نهاد.
وزارت دادگستری, سازمانهای مترقی و حقوق بشر بین المللی, دفتر منتظری و ... مکانهای دیگری برای مراجعه بحساب می آمدند.
امروزه پدیده خانواده ها که با ظهور مجدد زندانیان سیاسی در عرصه جامعه موجودیتی نوین یافته است با گام نهادن دانشجویان و جوانان به عرصه مبارزه علنی با رژیم وزین تر, موثر تر از گذشته در مقابل تاریکی و ظلمت حاکم بر کشور به اعتراضات خود و در اشکالی تعرضی تر به تحصن, اعتصاب غذا و تظاهرات متنوع می پردازند و بر گرده غارتگران فریب کار حاکم سنگینی می کنند.
باشد تا روزی خورشید عدالت و دادخواهی بر آید و به دادخواهی عزیزانشان بنشینند.
15.12.2012

ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

آتش سوزی درمدرسه شین آباد پیرانشهر مانند خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس




"فساد و اختلاس باعث سقوط دیکتاتورها می‌شود"

" کارشناسان سازمان شفافیت جهانی، فساد و اختلاس را از جمله عوامل اصلی سقوط دیکتاتورها می‌دانند.......توسعه‌ی فساد، رشوه خواری و اختلاس یکی از دلایل اصلی سقوط دیکتاتورها در کشورهای عربی بوده است..... بنظر او در تونس که این اعتراض‌ها از آنجا آغاز شده، مردم در اعتراض به فساد دولتی، بیکاری گسترده و افزایش قیمت مواد خوراکی دست به قیام زدند.به نظر او طارق طیب محمد‌بن بوعزیزی، دستفروش تونسی در اعتراض به مصادره‌ی چرخ دستی‌اش و رشوه خواری مامورین دولتی در مقابل ساختمان شهرداری خودسوزی کرد و جرقه‌ی این آتش دامن بن‌علی ، دیکتاتور فاسد این کشور را گرفت و حکومت ۲۳ ساله او را سرنگون کرد. آتشی که شعله‌های آن به مصر رسید و سبب سقوط یکی دیگر از فاسدترین رهبران منطقه شد."

 "طارق طیب محمد بن بوعزیزی (۲۹ مارس ۱۹۸۴ - ۴ ژانویه ۲۰۱۱) دستفروش تونسی بود که در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ در اعتراض به توقیف کالاهایش و تحقیری که یک مأمور زن شهرداری به او روا داشته بود خود را در مقابل ساختمان شهرداری به آتش کشید."

اما در جمهوری اسلامی ایران  به اعتراف رئیس جمهورش:" ۳۰۰ نفر ۶۰ درصد پول‌های کشور را در جیب خود گذاشته‌اند ."

البته در واقع احمدی نژاد تنها به سهم غارتگری رقبای سیاسی خود اشاره می کند و مشخص نیست که تازه از 40 درصد باقی مانده پول های کشور چند درصد آن در جیب خودش و شرکا در این 7 سال ریاست جمهوری او رفته است و تعدادشان چند صد نفر است?

" معاون اسبق وزارت نفت با بیان اینکه کل درآمد نفتی ایران در طول 103 سال گذشته تاکنون حدود یکهزار و 116 میلیارد دلار بوده است، اعلام کرد: با افزایش بهای طلای سیاه، درآمد نفتی در دولت نهم و دهم تاکنون به 531 میلیارد دلار رسیده است." ضمنا باید توجه داشت که پول نفت تنها یکی از هزاران منابع درآمد حکومت بوده است و منابع درآمد حکومت به غیر از صادرات و واردات رسمی, درآمد از طریق اقتصاد پنهان و قاچاق نیز دارد که حتی احمدی نژاد به برادران قاچاقچی خودمان اشاره می کند. احمدی‌نژاد می گوید:" فقط دو هزار میلیارد تومن مصرف سیگاره در ایران، همه قاچاقچی های درجه یک دنیا رو به طمع میندازه چه برسه به برادران قاچاقچی خودمان!"

" برادران قاچاقچی اصطلاحی است که برای اولین بار توسط محمود احمدی نژاد برای توصیف قاچاقچیان وابسته به مراکز قدرت در جمهوری اسلامی ایران به‌کار رفت.[۱] محمود احمدی‌نژاد در «همایش تخصصی راهبردهای نوین در پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» از کسانی صحبت کرد که به گفته وی، اسکله‌های خارج از کنترل گمرک در اختیار دارند و دست به جابجایی غیر قانونی و گسترده کالا می‌زنند.[۲][۳] «اتصال شبکه‌های قاچاق به صاحبان قدرت و نفوذ» و «برادران قاچاقچی»، دو تعبیر جنجال‌آور احمدی‌نژاد در همایش علمی تخصصی «راهبردهای نوین پیشگیری و مبارزه با قاچاق کالا و ارز» بوده‌است.[۴] این سخنان احمدی‌نژاد واکنش فرماندهان سپاه پاسداران را به دنبال داشت. محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران این سخنان را یک موضوع انحرافی دانست.[۵][۶] البته به این موضوع که چند اسکله در اختیار نظامیان هستند اعتراف کرد،[۷] لیکن مدعی شد که هیچ‌گونه کالای تجاری در این بنادر ردوبدل نمی‌شود.[۱][۸][۹] در پی این واکنش‌ها، سایت ریاست جمهوری، سخنان منتشر شده احمدی‌نژاد را تکذیب کرد.[۱۰][۱۱][۱۲] آمارها حکایت از آن دارد که بیش از ۸۰ اسکله غیرمجاز در سواحل ایران وجود دارد که سهم استان هرمزگان نزدیک به ۴۰ اسکله از کل این اسکله‌هاست.[۱۳] محمود احمدی‌نژاد خواستار بسته شدن تمام مرزهای غیرقانونی ایران شد" 

معادن ایران

"ایران کشوری است با ذخایر غنی زیر زمینی. ذخایر زیر زمینی و معدنی مهم ایران عبارتست از:

نفت و گاز

ایران، دومین ذخایر نفتی جهان، یازده در صد ذخایر ثابت شده نفتی زمین معادل ۱۳۰ میلیارد بشکه (بدون در نظر گرفتن نفت خزر)، و نیز دومین ذخایر گازی جهان، هجده در صد ذخایر ثابت شده گاز طبیعی ، معادل ۲۶ تریلیون متر مکعب را در اختیار خود دارد.

معادن مهم کشور عبارتند از:
طلا ، نقره ، مس ، آهن ، روی ، سرب ، نیکل ، کبالت ، کرومیت  ، منگنز ، تیتانیم ، اورانیوم ، گوگرد و ذغال سنگ 
ایران با دارا بودن حدود ۶۸ نوع ماده معدنی(غیر نفتی)، ۳۷ بیلیون تن ذخایر کشف شده و ۵۷ بیلیون تن ذخایر بالقوه در میان ۱۵ قدرت معدنی جهان جای گرفته [۱] و یکی از کشورهای غنی از حیث دارایی‌های معدنی به حساب می‌آید. این درحالیست که تولیدات معدنی تنها ۰.۶ درصد از تولید ناخالص داخلی این کشور را تشکیل می‌دهد،[۲] بعلاوه معدن کاری در ایران در حال توسعه است."

" سازمانهاي خيريه جمهوري اسلامي به کارتلهاي چند مليتي شباهت زيادي دارند. بنياد مستضعفان و جانبازان پس از شرکت ملي نفت، دومين تشکيلات اقتصادي بزرگ ايران است......بنياد مستضعفان چهار صد هزار کارمند دارد و داراييهاي آن به ده ميليارد دلار مي رسد. از جمله اموال اين بنياد هتلهاي هايت و هيلتون در تهران، کارخانه نوشابه زمزم (پپسي کولا و چند نوشابه ديگر)، خطوط کشتيراني و هواپيمايي، شرکت فرآورده‌هاي نفتي، سيمان، خانه و زمين و انواع مستغلات و مزارع کشاوري و دامداري در سراسر ايران است.......

 آستان قدس صاحب املاک و اموال زيادي در چهار گوشه ايران است. اين بنياد تعداد زيادي هتل، کارخانه و مزرعه در اختيار دارد. اموال و دارايي آستان قدس قابل قيمت گذاري نيست. بعداز انقلاب نيز هيچ گونه صورت برداري از دارايي اين بنياد صورت نگرفته است. اما اقتصاد دانان معتقدند ثروت آستان قدس رضوي به 15 ميليارد دلار مي‌رسد که بخشي از اين درآمد از زائران تأمين مي‌شود.

آستان قدس در سراسر ايران املاک و مستغلات دارد و بخش سزاوار توجهي از درآمد حاصل از سفر ميليونها زائر به شهر مشهد نصيب آستان قدس مي‌شود. اين پولها به کجا مي رود؟ مسلما تمامي صدها ميليون و شايد ميليارد دلار درآمد سالانه آستان قدس صرف نگهداري مساجد، گورستانها، مدارس مذهبي و کتابخانه‌ها نمي‌شود.

در ده سال گذشته آستان قدس املاک و مستغلات جديد خريد و وارد معاملات تجاري تازه شد. اين آستان با مشارکت سرمايه داران عرب، بانک سرمايه‌گذاري تأسيس کرده و وارد معاملات بزرگ با شرکتهاي خارجي شده است. عامل اصلي روي آوردن آستان قدس رضوي به فعاليتهاي بازرگاني، ناصر طبسي فرزند آيت الله طبسي نايب التوليه آستان قدس است که مسئوليت منطقه آزاد تجاري سرخس در ناحيه مرزي ترکمنستان به او واگذار شده بود. د سال 1990 آستان قدس صدها ميليون دلار براي اين طرح هزينه کرد. پول هنگفتي براي احداث راه آهن ايران - ترکمنستان خرج شد. يک فرودگاه و شاهراه احداث شد. هتل و تأسيسات اداري ساخته شد و حتا نزديک دو و نيم ميليون دلار به يک شرکت سوييسي دادند تا چادر بزرگي براي مراسم افتتاح راه آهن ايران - ترکمنستان برپا سازد.....هادي غفاري نيز آخوندي است که اوايل انقلاب متخصص مصادره اموال مسئولان و مديران پيش از انقلاب شده بود. او غالبا کارخانه توليد جوراب و لباسهاي زير را مصادره مي‌کرد و به قيمت خوب و با سود زياد مي‌فروخت! .....امروز در ايران گروهي از ملايان به علت سوء مديريت، کشور را به روز سياه نشانده‌اند و اين در حاليست که 9 درصد از نفت و 15 درصد از گاز موردنياز جهان در ايران تأمين مي‌شود و طبعا ايران بايد کشوري ثروتمند باشد.
"

ضمنا ثروت کمیته امداد امام خمینی و بنیاد 15 خرداد و بنیاد شهید ومسجد و چاه جمکران و...... و پولهایی که به امام زاده ها و زیارتگاه ها ریخته و جمع آوری می شود نیز غیر قابل تخمین است.

"صادرات و یا واردات کالاهای ممنوعه و انحصاری، مثل انسان، مواد مخدر، زنان و کودکان، سوخت، نفت، گازوئیل، بنزین، اعضای بدن، دارو، ارز، اسلحه، خاویار، مشروبات الکلی و ده‌ها مورد دیگر، را می‌توان از مصادیق قاچاق نامید.
دانشمندان علم اقتصاد، از پدیده قاچاق تحت عنوان اقتصاد پنهان نیز یاد کرده‌اند.
علاوه بر موارد یادشده، قانونگذار ایران اعمال دیگری را از جمله مصادیق بزه قاچاق دانسته که بعنوان مثال میتوان به بند ۲ ماده ۱۲ قانون الحاق موادی به قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب ۱۳۸۴ اشاره نمود که در این قانون عمل نگهداری کالای قاچاق نیز جرم تلقی و مشمول مجازاتهای مربوط به قاچاق کالا میباشد. همچنین در مواردی مقنن افعال دیگری همانند عرضه و فروش کالا بدون پرداخت مالیات مربوطه موضوع تبصره ماده ۱۹ قانون مالیات بر ارزش افزوده و یاحمل چوب یا ذغالی که برای مصارف روستایی جنگل نشینان یا دهکده‌های مجاور جنگل اختصاص داده شده به نقاط دیگر را قاچاق فرض نموده است . بنابر این نتیجه میگیریم که قاچاق کالا صرفا ناظر به ورود کالا از مرزهای جغرافیایی نمیباشد."

همچنین جالب است که احمدی نژاد در بخشی از صحبتهای خود که به فساد مالی و چپاول ثروت ملی تنها توسط 300 نفر اشاره می کند با این حال در بخش دیگری از صحبتهای خود می گوید :"ایران کشوری انقلابی و اسلامی و مدعی پیروی از اسلام ناب محمدی و اهل بیت (ع) است که حاکمیت خود را بر اساس آموزه‌های دینی و اندیشه‌های اهل بیت برپا کرده است، بنابراین چنین کشوری در همه عرصه‌ها باید پیشرفته‌ترین و بهترین بوده و الگویی برای همه بشریت باشد."واقعا جالب است که چنین حکومت فاسدی را کشوری انقلابی و اسلامی آنهم از نوع اسلام ناب محمدی و اهل بیت می داند که حاکمیت خود را بر اساس آموزه‌های دینی و اندیشه‌های اهل بیت برپا کرده است که چنین کشوری به قول رئیس جمهور آن باید الگویی برای همه بشریت باشد. او در بخشهای دیگری از صحبتهای خود می گوید"

  • هیچ گونه کمبود منابع مالی در کشوروجود ندارد. مشکل اصلی تنها معوقات بانکی است، بدین معنا که عده‌ای پول‌هایی را گرفته‌اند ولی پس نمی‌دهند که این عده 3 دسته هستند، دسته اول وام‌گیرندگان خرد و دسته دوم کسانی هستند که برای پایه‌گذاری تولید و راه‌اندازی کارخانجات در سطح کشور وام گرفته‌اند و دسته سوم نیز که بیشترین معوقات بانکی را دارند، کسانی هستند که به بهانه‌‌های گوناگون برای واردات و صادرات وام گرفته‌اند اما وام را مسترد نکرده‌اند در حالی که کالاها را فروخته‌ و پول‌ها را گرفته‌اند.
  • 300 نفر در کشور 60 درصد پول‌های کشور را در جیب خود گذاشته و پس نمی‌دهند. متأسفانه در کشور عده‌ای هم پیدا شده اند که فقط به فکر خود هستند و از این افراد دفاع میکنند.
  • برخی هم در سازمان‌ها و دیگر جاها قانون تصویب میکنند تا نتوان حتی به افرادی که وام را پس نمی دهند، نزدیک شد، اما جای این سؤال باقیست که چرا نباید این وام‌ها را مسترد کنیم در حالی که عده‌ای خودخواهانه تلاش میکنند که پول‌های کشور را بلوکه و احتکار کنند.
  • پول در کشور زیاد است، ولی وقتی پول زیاد میشود ردپایی از قدرت هم پیدا میشود، برخی به نام کارگر و کارخانه پول میگیرند ولی برای منافع شخصی خود تلاش میکنند."
  • آتش سوزی درمدرسه شین آباد پیرانشهر مانند خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس همچنان می تواند انگیزه ای برای اعتراض و به خیابان آمدن باشد چراکه هر دو حادثه آتشی بودند که شعله های آن در دل مردم زبانه کشید.

    از آنجائیکه تعدادی از نمایندگان مجلس نیز خواست استعفا وزیر آموزش و پرورش را طرح کردند پس با همین خواست می توان روز چهار شنبه 29 آذر 1391 ساعت 10 صبح تجمع سراسری مقابل ادارات آموزش و پرورش مرکزی در سراسر ایران را برگزار کنیم و از طرح کمپین اخبار مجروحان و جانباختگان آتش سوزی مدرسه شین آباد پیرانشهرحمایت کنیم.


    "همراه شو عزیز
    کین درد مشترک
    هرگز جدا جدا درمان نمی شود ...

    چهار شنبه 29 آذر 1391 ساعت 10 صبح تجمع سراسری مقابل ادارات آموزش و پرورش مرکزی در سراسر ایران

    بشکنید این سکوت مرگبار را وقت ان فرا رسیده است فریادی برآوریم به عظمت تمام اسطوره ها ...
    برای همدردی با خانواده های داغدار جانباختگان و مصدومین فاجعه آتش سوزی مدرسه شین آباد پیرانشهر که مسولیت مستقیم آن بر عهده وزیر آموزش و پرورش و دولت است و در اعتراض به ناامنی محیط های آموزشی و بی مسولیتی مسولان در قبال این حادثه و موارد مشابه در این روز کلاس های درس را تعطیل خواهیم کرد و در مقابل ادارات مرکزی اموزش و پرورش شهرهای خود تجمع آرام و مسالمت آمیزی برپا خواهیم کرد.

    سکوت را بشکنیم با گریه و اشک ریختن و عزا گرفتن چیزی درمان نمی شود باید کاری کرد در دفاع از کودکانمان در دفاع از حق زندگی رفاه امنیت و در دفاع از انسانیتمان بی تفاوت نباشیم و فریاد برآریم و متحد شویم ...
    ما خواهان استعفا و عذر خواهی رسمی و فوری وزیر آموزش پرورش هستیم
    ما خواهان عذرخواهی و قبول مسولیت از طرف دولت هستیم
    ما خواهان دلجویی و حمایت کامل مادی و معنوی خانواده های داغدار و مصدومین از سوی دولت هستیم
    ما خواهان مداوای کامل و پیگیری وضع مصدومین و حمایت کامل آنها از سوی دولت هستیم
    ما خواهان تجهیز و امن کردن کلاس های درس در سراسر ایران هستیم
    ما خواهان جوابگویی دولت و تضمین و تعهد برای تغییر این وضع می باشیم در هیچ کجای ایران دیگر نباید شاهد چنین فجایعی باشیم.

    ما جمعی از جوانان ایرانی روز چهار شنبه 29 آذر 1391 را روز همدردی با خانواده های داغدار و اعتراض سراسری در ایران به این وضع اعلام می کنیم و در این روز کلاس های درس را تعطیل می کنیم و در ساعت 10 صبح در مقابل ادارات مرکزی اموزش و پرورش در سراسر ایران تجمع آرام و مسالمت آمیزی را برپا خواهیم کرد هم میهنان عزیز به ما بپیوندید و در این حرکت سراسری همراه شوید."
    "حق دادنی نیست گرفتنی است"

     

    نماینده ساری: اگر اتفاق آتش سوزی مدرسه 'شین آباد' در کره و ژاپن افتاده بود، وزیر یا خودکشی می کرد یا استعفا می داد 

    "محمد دامادی، نماینده مردم ساری و میاندرود در مجلس، در نامه‌ای سرگشاده از پاسخگو نبودن مسئولان وزارت آموزش و پرورش در حادثه آتش سوزی در مدرسه دخترانه روستای شین آباد پیرانشهر انتقاد کرد.


    متن کامل این نامه‌‌ که نسخه‌ای از آن به خبرانلاین ارسال شده، به شرح زیر است:
    فاجعه صبح روز چهارشنبه گذشته تنی چند از معصوم ترین فرزندان این خاک را در آتش بی خردی و بی مسئولیتی برخی به اصطلاح مدیران سوزانده آن چنان است که دل هر انسانی از دیدن چهره امروزشان بر تخت بیمارستان به درد می آید، دردی که لاجرم باید عرق شرم بر پیشانی همه دست اندرکاران این ماجرا بشاند. شرم از رخدادن فاجعه ای که جبران آن ممکن نیست.
    جای تعجب اما اینجاست که به رغم فاجعه رخ داده ،وزیر مربوطه از یک عذر خواهی ساده دریغ کرده است. این در شرایطی ست که در همین سال جاری حوادث ناگوار دیگری نیز رخ داده و خانواده های بسیاری را داغدار جوانان و نوجوانان شان کرده است. اما ظاهرا تکرار فجایع نیز سبب شرمندگی مسئولان نیست.
    اگر معترضین به اتفاقات پیشین به مخالفت با مکتب شهدا ،غرب زدگی و… متهم می شدند این بار مساله آن قدر شفاف و گویا ست که نیازی به اتهام زنی های مشابه نیست.
    مساله این است که با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی ،هنوز در این کشور هستند کسانی که در محرومیت مطلق بسر می برند؛آن چنان که یک بخاری نفتی در کلاس درس آتش می گیرد اما کهنگی تجهیزات مدرسه تا آنجاست که دستگیره شکسته در کلاس ،در را به روی شاگردان بسته و آنها را علی الظاهر درآتش بخاری اما در حقیقت در آتش بی کفایتی مدیران می سوزاند.
    شک نکنید که اگر اتفاقی مشابه در کشوری دیگر همچون کره ،ژاپن و… رخ می داد وزیر مربوطه قطعا تا امروز یا خودکشی کرده بود و یا استعفا داده و کنار رفته بود اما در این سرا حکایت وارونه است.چرا؟
    به این دلیل که در این کشور فرزندان فلان وزیر ،بنده وکیل و دیگر مسئولان به همان مدارسی نمی روند که فرزندان سایر ملت در آن به تحصیل علم مشغولند . بنابر این وقتی درد مشترک نداریم انتظار فریاد مشترک نیز بیهوده است.
    به راستی سکوت امروز ما هم در همین فاصله ای که از ملت گرفته شده معنی پیدا می کند.فاصله ای که تنها در مواقعی خاص کم می شود. این است که ملت به رغم همه شعارها، حق دارند اگر از رونق ملک نا امید باشند.
    حق دارند. ندارند؟ حق ندارند از ما به عنوان مسئول نا امید باشند ،وقتی فرزند من و یا نوه او به فلان مدرسه لوکس می رود که علاوه بر چیلر و هواساز ،چندین زبان زنده دنیا در آن تدریس می شود اما در جایی دیگر در همین سرزمین عده ای از داشتن حتی یک کپسول آتش نشانی در مدرسه محرومند؟
    شاید اگر چند ماه قبل سخن منتقدین به حادثه ماجرای مربوط به کاروان راهیان نور را که نه به محتوای سفر بلکه به شکل اجرای آن انتقاد می کردند شنیده می شد ،امروز عزادار چنین بی آبرویی عظیمی نبودیم.
    دردا از این دردها که پدرانی در این سرزمین تنها به دلیل نداشتن موقعیت سیاسی یا اقتصادی آن چنانی فریاد مظلومیت شان شنیده نمی شود.
    دردا از این دردها که در این کشور پرداخت حقوق کارگران چندین ماه به تاخیر بیفتد اما فریاد رسی نداشته باشند.
    دردا از این دردها که مسئول باشیم اما تعهدمان نسبت به مسئولیت در حد نامه ای باشد که در آن حتی قصورمان عذرخواهی نکنیم.
    و دردا از این دردها که همه اینها حاصل بی تدبیری عده ای به اصطلاح مسئول باشد. این همان بی تدبیری مورد اشاره رهبری ست که بارها نسبت به آن هشدار داده و تاکید کرده بودند و شک نکنید بی توجهی به آن قطعا ملت را در بی تابی نسبت به فردای نظام بی تفاوت خواهد کرد.
    به یقین این بار دیگر مصلحت در سکوت نیست. این بار اتفاقا شرایط حساس کشور می طلبد که برای دفاع از حق ملت ،حفظ آبروی نظام و ثبات در بهداشت روانی جامعه یقه مسئولی گرفته شود،وزیر وادار به پاسخگویی و عذرخواهی – این دو واژه گمشده در رویه سیاستمدارانمانگردد تا اعتماد عمومی بیش از این خدشه دار نشود و سر سایر خدمتگزاران کشور بدلیل کوتاهی عده ای اندک پایین نیاید.
    این بار مساله برای ما طرح استیضاح نیست. مساله فراتر از این حرف هاست. حرف از این است که باید همچنان در این کشور کسانی باشند که رگ غیرتشان برای بی کفایتی هایی نظیر این بیرون بزند.هنوز باید کسانی باشند که این تبعیض های به غیرت شان بر بخورد.
    هنوز باید مردمانی در این سرزمین باشند که به ما به عنوان نماینده ملت امیدوار بوده و انتظار داشته باشند که بپرسیم در این کشور آموزش و پرورش و تجهیزات و نوسازی مدارس چه می کنند ؟ که پاسخ به این پرسش می تواند زمینه ساز تحقیقات متعددی در آینده گردد.
    بنده بدین وسیله اعلام می کنم که اگر مجلس نخواهد در نخستین جلسه علنی اش نسبت به ابن ماجرا واکنش نشان دهد و از وزیر توضیح بخواهد،اینجانب با حضور در دادگاهی صالحه از مسئولان ماجرا شکایت کرده و تا حصول نتیجه پیگیر آن خواهم بود و هشدار می دهم که کوتاه آمدن از حقوق مسلم ملت ،دردی را به سوی بی تفاوتی گشوده که دیگر بسته نخواهد شد و اثرات سوءآن به اشکال مختلف خود را نشان خواهد داد."


    گزارش آتش نشانی پیرانشهر از آتش سوزی در مدرسه شین آباد: علت حادثه، بخاری نفتی و خام سوزی بوده است/ دختران شین آبادی ممنوع التصویر شدند/ اگر مخزن سوخت آتش می گرفت...52 شواهد بدست آمده از محل وقوع حادثه از سوی خبرآنلاین نشان می دهد روایت آموزش و پرورش از علل حادثه پیرانشهر نادرست اعلام شده است.

     


    "نماینده ارومیه در واکنش به آتش سوزی مدرسه شین آباد: بودجه تجهیز محیط های آموزشی هزینه شام و افطاری شد "



    نماینده پیرانشهر: وزیر آموزش و پرورش استعفا دهد/ روایت حاجی بابایی از آتش سوزی مدرسه شین آباد/ بخاری ارج عامل حادثه 

     

    "نخستین جلسه علنی مجلس پس از حادثه آتش سوزی در مدرسه شین آباد پرانشهر، با اعتراضات نماینده ها و توضیحات وزیر آموزش و پرورش همراه بود.


    به گزارش خبرآنلاین؛ جلسه علنی یکشنبه 19 آذر 91 با نطق نماینده پیرانشهر شروع شد. رسول خضری، با تسلیت به ملت ایران و مردم حوزه انتخابیه خود، گفت: فاجعه ای که شاهد آن هستیم جزو فجایع ملی کشور ماست. اگر در زمان حادثه تصادف دانش آموزان بروجن و اردوهای راهیان نور با جدیت ورود پیدا می کردیم امروز شاهد این حادثه دلخراش نبودیم.
    خضری گفت: در مدرسه ای که 500 متر دورتر از مرکز شهر است سیستم گرمایشی شوفاژ است در حالیکه در این مدرسه با کمال تاسف بخاری نفتی که مقرون به صرفه هم نیست استفاده می شود حتی بر اساس نظام مهندسی ساختمان نیز استفاده از بخاری نفتی ممنوع شده است. 10 سال است که این منطقه گازرسانی شده چرا نباید سیستم حرارت مرکزی داشته باشد؟ اگر این موضوع در هنگام ساخت مدرسه جدی گرفته می شد شاهد این حادثه نبودیم.
    نماینده پیرانشهر با بیان اینکه این دختران فرزندان ایران و سرمایه های کشور هستند، گفت: دانش‌آموزان سال چهارم دبستان در کلاسی که 36 نفر را در خود داشت حضور داشتند در حالی که استاندارد کلاس‌ها کمتر از این تعداد است. شین‌آباد به تازگی جزء شهرستان پیرانشهر شده است، مدرسه‌ای که پانصد متر دورتر از محل حادثه بود شوفاژ دارد ولی مدرسه‌ای که در آن حادثه اتفاق افتاده است بخاری نفتی داشت و این در حالی است که 10 سال است به این منطقه گازرسانی شده است.
    به گفته او از اعتباراتی که برای مدارس و مقاوم سازی آنها تخصیص داده شده است یک ریال هم به مدارس پیرانشهر پرداخت نشده است.
    خضری پرسید: چرا این مدرسه فاقد سیستم حرارت مرکزی است؟ اگر هشت سال قبل و موقع ساختن این مدرسه این موضوع مورد توجه قرار می‌گرفت امروز شاید شاهد این حادثه نبودیم. از نظر فضای آموزشی، در کل کشور مشکل وجود دارد ولی با توجه به برگشت بودجه‌های نوسازی و احداث مدارس در سال 90 حتی یک مدرسه هم ساخته یا نوسازی نشده است. وقتی منتخب مردم بودم در جلسه‌ای با مدیرکل آموزش و پرورش بیان شد که حتی یک ریال از بودجه عمرانی استان جذب نشده است.
    او به نرده های پنجره کلاس درس اشاره کرد و گفت:‌ پنجره‌های کلاس‌های درس باید طوری ساخته شود که در مواقع بروز سانحه دانش آموزان بتوانند با شکستن شیشه‌ها جان خود را نجات دهند ولی در مدرسه‌ای که در آن حادثه اتفاق افتاده پشت شیشه‌های کلاس درس نرده‌های محکمی وجود دارد.
    نماینده مردم پیرانشهر از وزیر آموزش و پرورش پرسید: مگر به دانش‌آموزان از طریق معلمان، آموزش نحوه مبارزه با حوادث داده نشده است؟ و آیا مسئولان مدرسه نحوه برخورد و مواجهه با چنین حوادثی را نمی‌دانند؟ این حادثه خطای مسلم بشری را به روشنی نشان می‌دهد.
    او سپس خواستار پاسخگویی وزیر آموزش و پرورش و رییس سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور به مردم پیرانشهر شد و گفت: مردم دو خواسته دارند که یکی از آنها درمان مصدومان تا لحظه برگشت به زندگی است. این دانش آموزان دختر هستند و از نظر زیبایی سر و صورت باید از طریق جراحی‌های متعدد به وضعیت سابق خود بازگردانده شوند. چون پزشک هستم می دانم این جراحی ها مستلزم هزینه های زیادی است و هزینه آن باید به تصویب هیات وزیران برسد. بحث اشتغال آنان در آینده و مباحث مربوط به اقتصاد و اجتماع آنان و همچنین مسائل روحی و روانی آنها باید مد نظر قرار گیرد. در این خصوص باید با تمام قدرت ظاهر شویم.
    او گفت: همچنین باید از ملت ایران برای این حادثه عذرخواهی شود. هر جای دنیا این اتفاق رخ می داد وزیر مربوطه استفعا می کرد من همین توصیه را به حاجی بابایی دارم."


    ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۳, پنجشنبه

    آن مرد صندلی داشت ، این کودک سوخت ، آن مرد هنوز صندلی دارد






    آن مرد صندلی داشت ، این کودک  سوخت . آن مرد هنوز صندلی دارد.


    چهار شنبه 29 آذر 1391 ساعت 10 صبح 
    تجمع و اعتصاب درسراسر ایران
     مقابل ادارات آموزش و پرورش مرکزی 
     همراه شو عزیز
     کمپین اخبار مجروحان و جانباختگان آتش سوزی مدرسه شین آباد پیرانشهر 22 آذر 1391

    حمله به سفارت ایران پس از آلمان نوبت به دانمارک‌ رسید


    پس از آلمان نوبت به دانمارک‌ رسید و گروهی از کنشگران سیاسی ایرانی‌ در اعتراض و مخالفت با رژیم ایران به سفارت رژیم در کپنهاگ حمله کردند.
    این حمله که در روز ۱۸ آذر ۱۳۹۱ توسط جمعی‌ از اکتیویستها و فعالین سیاسی مخالف رژیم جمهوری اسلامی ایران همانند حمله به سفارت در برلین با برنامه ریزی قبلی‌ و به همان صورت انجام شد
    .
    در ادامه سیاست مبارزه عمل گرایانه و مستقیم با رژیم ج.ا است که نیروهای خود جوش و غیر سازمانی آنهارا سازماندهی و عملیاتی‌ میکنند و رژیم در دست پاچگی کامل اول انکار و تکذیب می‌کند و سپس مجبور به تائید آن میشود و اعلام می‌کند که به دستور اسرائیل انجام شده و کار مجاهدین بوده است.

    اینجا گفتنی است که این برچسب‌ها دیگر به نیروهای مستقل نمی چسبد و رادیکالیسم عملگرایانه و آلترناتیو سوم بودن و جای خالی‌ اپوزیسیون
    پاسیف شده ایرانی‌ را گرفتن به جائی رسیده که دیگر کنترل آن از دست سازمانهای اطلاعاتی‌ اروپایی که با رژیم ج.ا در مراوده و زد و بند سیاسی هستند نیز کاری بر نمیاید. و اپوزیسیون کنترل کننده نیروهای مخالف رژیم نیز هیچ آشنائی و دسترسی‌ برای به شکست کشاندن و یا لغو کردن این تحرکات ندارد .

    ما کنشگران و فعالین سیاسی مخالف جمهوری اسلامی اعلام می‌کنیم که دیگر دوره سکوت و بی‌ عملی‌ در مقابل رژیم و نشستن و نگاه کردن به پاسیفیسم نیروهای اپوزیسیون خارج کشور به سر آماده و زین پس معادلات و تحرکات ضّد رژیم ج.ا فارغ از اپوزیسیون شناخته شده تا به امروز و با استقلال کامل از آنها صورت می‌پذیرد،و قاطعانه اعلام می‌کنیم که با اسرائیلی خواندن و مجاهد نامیدن نمی‌شود تیغ تیز کنش رادیکالیسم موج نو تحرکات ضّد رژیم را به بیراهه کشند. و این آغاز دوره‌ای جدید از کنش گری و عمل مستقیم در برابر سیستم است.مخالفتی که هم رویاروی رژیم ج.ا قرار می‌گیرد و هم در برابر امپریالیسم اروپایی و سازش کار در برابر رژیم صف آرایی می‌کند، زیرا نه نگران مجوز فعالیتهای خود است و نه تاب تحمل سکوت در برابر سرکوب‌های درون ایران را دارد.


    در ابتدای آغاز این فصل جدید از مبارزات اعلام می‌کنیم که ما هیچ وابستگی به هیچ دولت و هیچ سازمان یا حزبی نداریم زیرا اصول اولیه فعالیت‌های ما مبارزه کلکتیو،خود خواسته و خود سازماندهی شده است.همچنین احزاب و سازمانهای اپوزیسیون هیچ کدام در حد و اندازه چنین آکسیون‌های نیستند و از آنها چیزی جز تجمعات اجازه گرفته شده از پلیس‌های کشورهای اروپایی که تنها با شعار دادن پشت دیوارها تمام میشود انتظاری نیست و همه کارنامه فعالیت‌های اینچنینی را میدانند.


    با درود و احترام به جسارت و شجاعت یارانمان در کپنهاگ


    آرش دوست حسین

     
    ۲۲ آذر  ۱۳۹۱

    ه‍.ش. ۱۳۹۱ آذر ۲۰, دوشنبه

    بهروز سورن: نیمه شب نوشته ها - 28 - وضعیت بی خانمان ها در ایران - آمارهای حکومتی


    بی‌خانمان‌ها در ایران وضع خوبی ندارند و وضع زنان بی‌خانمان بدتر است. آمارشان در حال افزایش است اما فکری برای آنها نشده است. طبق گزارشی که در ایران منتشر شده، تناسب آماری بین مردان و زنان بی‌خانمان در حال تغییر است و بررسی آمار افراد بی‌سرپرست جمع‌آوری‌شده در شهر تهران، نشان می‌دهد امسال زنان بیشتری بی‌خانمان شده‌اند. رضا جاگیری، معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران گفته است: «درباره این‌که تعداد دقیق بی‌خانمان‌های پایتخت چقدر است آمار دقیقی نمی‌توان داد، چون این اعداد و ارقام متغیر است و در فصول مختلف، در شهری همچون تهران شناور است

    هم‌اکنون در هر شبانه‌روز، سازمان رفاه و خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، به ۱۶۰۰ بی‌خانمان خدمات‌رسانی ‌می‌کند که به گفته معاون این سازمان، ۷۰ تا ۷۵ درصد آن‌ها را معتادان پرخطر تشکیل ‌می‌دهند.

    امسال، تعداد واحدهای گشتی جمع‌آوری افراد بی‌خانمان را ۵۰درصد بیشتر کرده‌اند؛ به همین دلیل، تعداد دستگیری‌ها هم بیشتر شده و آمار زنان بی‌خانمان بیشتر به نظر رسیده است. اعتیاد و افزایش مهاجرت بی‌خانمان‌ها از شهرستان‌ها هم دلایل دیگر بالارفتن این آمار است. شرایط آب و هوا هم موجب تغییر تعداد بی‌خانمان‌ها می‌شود.

    با شروع فصل پاییز و زمستان، ورود افراد به گرم‌خانه‌ها ۲۰ تا ۳۰‌درصد افزایش می‌یابد. بیش از ۹۰‌درصد آن‌ها افرادی هستند که داوطلبانه به گرم‌خانه‌ها مراجعه می‌کنند. اگر در بررسی‌های اولیه معلوم شود این افراد اعتیاد دارند، به مراکز ترک اعتیاد معرفی می‌شوند و شهرداری بخش قابل توجهی از هزینه‌شان را می‌پردازد. افرادی هم که نیاز به اقامت تمام وقت داشته باشند به سامان‌سرا‌ها منتقل می‌شوند.

    زن‌ها را تا وقتی تکلیفشان مشخص شود، از مرکز اسلام‌شهر به مرکز لویزان منتقل می‌کنند. یک مامور نیروی انتظامی، مدیر کشیک و شاهدان صورت جلسه می‌کنند. وسایلشان را بررسی می‌کنند، چیزهایی را که خطرناک نباشند برمی‌گردانند و بقیه را نابود می‌کنند. بعد نوبت حمام است و گندزدایی و گرفتن ناخن‌ها. زیرپوش و لباس تمیز می‌پوشند و تحویلشان می‌دهند به مسوول آسایشگاه. پزشک عمومی ویزیت می‌کند، مشاور ویزیت می‌کند و بعد با خانواده‌اش تماس می‌گیرند. اولویت مرکز، تحویل زن بی‌خانمان به خانواده است و اگر نشانی، تلفن، هویت و اطلاعاتی نداشت، گزارش مشاوره، مدارک شناسایی و اطلاعات تکمیلی را برای قاضی می‌فرستند.

    کدام زن‌ها بی‌خانمان می‌شوند؟

    مرکز نگهداری لویزان، از اوایل سال۱۳۹۰ به صورت ویژه برای نگهداری از زنان بی‌خانمان تهرانی معرفی شده است. گروه هدف این مجموعه، زنان متکدی، بی‌خانمان، در راه مانده و کارتن‌خواب هستند. این مرکز زیر نظر سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران، ۲۴‌ساعته فعال است.

    در مرکز نگهداری لویزان، ۲۵‌نفر کار می‌کنند و از حدود ۱۰۰‌نفر نگهداری می‌شود. مددجو‌ها مدام تغییر می‌کنند. رییس مرکز نگهداری لویزان گفته که ۹۰‌درصد زنان در این مرکز معتادند و میانگین سنی آن‌ها بین ۲۰ تا ۳۵‌سال است.

    به نظر می‌رسد دلیل اصلی بی‌خانمان‌شدن زنان، اعتیاد است. ۵۰ تا ۵۵‌درصد از زنان بی‌خانمان اعتیاد دارند. زنان معتاد که اغلب درگیر مسائل دیگری هم هستند، در خانواده‌ها جایی ندارند. بیشتر آن‌ها طلاق گرفته‌اند یا همسران و پدران معتاد و زندانی دارند. بعضی هم از خانه فرار کرده‌اند. به دلیل استفاده از روش‌های تزریقی، در بین بی‌خانمانان بیماری‌های پرخطر شایع‌تر است‌.

    در مراکز نگهداری تلاش می‌شود مشکلات مددکاری، بهداشتی-‌درمانی و روان‌شناسی افراد آسیب‌دیده بررسی شود، اما از آنجا که آسیب‌ اجتماعی یک فرآیند است، در مدت کوتاه نگهداری زنان در این مراکز، کار زیادی نمی‌توان برای آنان کرد. از سوی دیگر، مدت زمان استقرار زنان بی‌خانمان در این مراکز،‌گاه مشکلات دیگری هم برایشان می‌آفریند.

    مدیران مرکز لویزان و مددجویانش می‌گویند برای بیش از ۵۰‌درصد افراد حتی حکم قضایی صادر شده و باید به سازمان بهزیستی تحویل داده شوند اما بهزیستی آن‌ها را تحویل نگرفته است. به گفته یکی از مسوولان، سازمان بهزیستی مددجویان را انتخاب می‌کند، در حالی که دادگاه رای بر تحویل مددجو به بهزیستی داده است. بعضی از افراد ساکن در این مرکز، ماه‌ها در نوبت بهزیستی مانده‌اند. در این مدت برخی که اعتیاد ندارند یا به بیماری خاصی مبتلا نیستند، از گروه‌های سنی مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند و زمینه برای آسیب‌های بیشتر فراهم می‌شود.

    پاسخگو؛ همه‌کس و هیچ‌کس

    در ایران، در موضوع آسیب‌های اجتماعی، بیش از ۱۰‌دستگاه مسوولیت دارند، با این حال یکی از چالش‌های حوزه اجتماعی در این کشور این است که متولی خاصی وجود ندارد و سازمان مشخصی مسوول و پاسخگو نیست.

    سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی، سازمانی جدید‌ در شهرداری تهران است. این سازمان بر اساس مصوبه شورای شهر تهران تشکیل شد و از ادغام چند نهاد در شهرداری تهران شکل گرفت. رویکرد این سازمان جلب توجه و مشارکت مردم و تشکل‌های مردمی درباره موضوعات اجتماعی است.

    شهرداری می‌گوید که بر اساس قانون، مسوولیت نگهداری افراد آسیب‌دیده را ندارد و باید دستگاه‌های مربوط در این زمینه اقدام کنند اما در عمل نقش اصلی را در رابطه با این موضوع برعهده گرفته است.

    از نظر قانون ایران، کارتن‌خوابی جرم محسوب نمی‌شود؛ چون دولت باید بتواند امنیت، بهداشت و فرهنگ افراد جامعه را تامین کند. با این حال در نیروی انتظامی و قوه قضاییه، افراد کارتن‌خواب و متکدی در معرض تصمیم قاضی قرار می‌گیرند و بر اساس آن به مراکز مرتبط تحویل داده می‌شوند.

    گرمخانه زنانه، برای شب‌های بی‌سرپناهی

    سازمان رفاه شهرداری تهران اعلام کرده که در هر شبانه‌روز به ۱۲۰‌زن بی‌سرپرست سرویس ‌می‌دهد و به طور متوسط روزانه ۵ تا ۱۰‌زن در شهر تهران جمع‌آوری ‌می‌شوند.

    با وجود این آمار‌ها، گرم‌خانه ویژه زنان در شهر تهران وجود ندارد اما مقامات در شهرداری تهران اعلام کرده‌اند که می‌‌خواهند گرم‌خانه ویژه بانوان ایجاد کنند.

    سرمای تهران امسال کم‌سابقه بوده است، اما شهرداری تهران می‌گوید که امسال هیچ بی‌خانمانی به دلیل سرما از بین نرفته است و اگر مرگی در زمستان امسال برای بی‌خانمان‌ها اتفاق افتاده، براثر مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است.

    رضا جایگیری، معاون سازمان رفاه، خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران اعلام کرده که ظرفیت اسکان بی‌خانمان‌ها در پایتخت کافی نیست و شهرداری می‌خواهد ۴‌گرم‌خانه دیگر در تهران بسازد و دست‌کم ۳‌مرکز شبانه‌روزی دیگر هم راه‌اندازی کند تا افراد براساس شرایط‌‌‌‌‌شان، از جمله سالمندی، ابتلا به بیمار‌ی‌های خاص و معلولیت ذهنی و حرکتی، از هم تفکیک شوند.

    هرچند زنان هم جزو گروه‌هایی هستند که به گرم‌خانه ویژه نیاز دارند اما اختصاص یک مکان ویژه برای آن‌ها همیشه با مشکل روبه‌رو بوده است.

    معاون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران در این‌باره می‌گوید: «هیچ‌گونه تبعیض جنسیتی در مورد گرم‌خانه نیست. تنها یافتن مکانی که هم از نظر امنیت و هم ازنظر جانمایی مناسب باشد، کار را سخت کرده است

    با این حال، او خبر داده که گرم‌خانه بانوان به زودی در شهر تهران احداث می‌شود.

    به گفته او، در حال حاضر ۳‌نقطه در شهر تهران برای احداث گرم‌خانه ویژه زنان در نظر گرفته شده اما در همه مناطق شهر برای احداث گرم‌خانه ویژه زنان مشکل وجود دارد. مردم مناطق مختلف معتقدند چنین مکانی باعث شلوغی و از بین رفتن امنیت و آرامش منطقه می‌شود و معضلات اجتماعی جدیدی ایجاد می‌کند.

    خبرنگار اجتماعی یکی از روزنامه‌های تهران که تجربه رفتن به یکی از این محل‌های نگهداری را دارد، درباره این موضوع به مردمک می‌گوید: «مرکزی که من از آن گزارش تهیه کردم در جنوب تهران قرار داشت و به وسیله ان. ‌جی. ‌او‌ها راه افتاده بود. مردم چند بار به آن مرکز حمله کرده بودند و زنان ساکن را با سنگ زده بوند. آن‌ها می‌خواستند آن محل را خراب کنند چون می‌گفتند دوست ندارند خانه‌شان نزدیک محل زندگی چنین افرادی باشد

    این خبرنگار اجتماعی که در مواجهه با زنان بی‌خانمان، خود با خشونت از سمت آن‌ها مواجه شده و زنان بی‌خانمان او را بین خود نپذیرفته‌اند، آن‌ها را معلول شرایط اجتماع می‌داند و می‌گوید: «آن‌ها بیمار، عصبی و خشمگین هستند و خشونت زندگی و اعتیاد، اغلب آن‌ها را دچار توهم و بدبینی شدید هم کرده است

    او معتقد است یکی از اصلیترین مشکلات درباره زنان بی‌خانمان مسائل فرهنگی است و تا زمانی که جامعه آن‌ها را نپذیرد نمی‌توان توقع حل این مشکل را داشت: «معمولا برای بازسازی و بازگشت این افراد به جامعه اقدام موثری انجام نمی‌شود. آن‌ها اغلب پس از مدتی دوباره به خیابان‌ها برمی‌گردند. درون آن‌ها پر از عقده‌های حل نشده و کینه نسبت به اجتماع است. خیلی‌ها تنها مدت کوتاهی به این مکان‌ها پناه می‌‌آورند تا مثلا با کم کردن شدت اعتیادشان، مدت دیگری دوام بیاورند. اما این‌که راه‌حلی اساسی برایشان پیدا شود، به یک رویا شبیه است

    نهادهای دولتی در ایران، چندان از فعالیت‌های خودجوش و اقدامات سازمان‌های مردم‌نهاد در این زمینه استقبال نمی‌کنند. در کنار کمبود برنامه‌های بازتوانی مددجویان بی‌خانمان، مشکل بزرگ دیگر، نبود برنامه‌های تبلیغی و آموزشی برای مردم عادی است تا از طریق آن‌ها، شیوه برخورد با بی‌خانمان‌ها یا اعضای در معرض خطر خانواده را بیاموزند.

    در سرمای زمستان‌های تهران، شاید زنی از زنان بی‌خانمان از سرما یخ نزند اما همیشه این احتمال وجود دارد که سنگ بی‌مهری یکی از اهالی شهر، بر پیشانی‌اش بنشیند.


    افزایش آمار زنان بی خانمان
    ایلنا: «تناسب آماری بین مردان و زنان بی‌خانمان در حال تغییر و از مجموع افراد بی‌سرپرست جمع‌آوری‌شده در شهر تهران با بررسی آماری متوجه ‌می‌شویم که موضوع بی‌خانمانی در زنان در حال افزایش است
    "رضا جاگیری"، معاون سازمان رفاه و خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران با بیان این مطلب به خبرنگار ایلنا گفت:«درباره اینکه آمار دقیق بی‌خانمان‌های پایتخت چقدر است آماری دقیق نمی‌توان ارائه داد چون این اعداد و ارقام متغیر است
    او ادامه داد: «در فصول مختلف تعداد بی‌خانمان‌ها در شهری همچون تهران شناور است زیرا با توجه به گرمی و سردی هوا تعداد مهاجران شهرستانی بیشتر و موجب افزایش تعداد آنها ‌می‌شود
    جاگیری افزود: « هم‌اكنون در هر شبانه روز سازمان رفاه و خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران به يكهزار و 600 نفر بی‌خانمان خدمات رسانی ‌می‌کند که تعداد آنها به طور یقین بیشتر از این آمار است
    به گفته وی بین 70 تا 75 درصد بی‌خانمان‌ها را معتادان پرخطر تشکیل ‌می‌دهند که این افراد به اردوگاه‌ و کمپ اجباری اعزام ‌می‌شوند تا خدمات ترک اعتیاد در مورد آنها انجام شود.
    معاون سازمان رفاه خدمات و مشارکت‌های اجتماعی شهرداری تهران با بیان اینکه ظرفیت اسکان بی‌خانمان‌ها در پایتخت کافی نیست، اظهار داشت: «به دنبال آن هستیم که دست‌كم 4 گرم خانه دیگر را در تهران بسازيم و دست‌كم 3 مرکز شبانه‌روزی دیگر هم راه‌اندازی کنیم تا بتوانیم افراد را براساس شرایط‌شان از جمله سالمندی، بیماران خاص و معلولان ذهنی و حرکتی از هم تفکیک کنیم
    او در مورد دلایل افزایش تعداد بی‌خانمان در شهر تهران نیز اظهار داشتحدود 50 درصد به تعداد واحد گشتی برای جمع آوری افراد بی‌خانمان در شهر تهران اضافه شده و طبیعی‌ست که تعداد دستگیری‌ها به ویژه در مورد زنان بی‌خانمان نیز افزایش داشته است
    جایگیری افزود:« دلیل افزایش تعداد بی‌خانمانان‌ها پایتخت ناشی از افزایش تعداد گشت‌های جمع آوری است
    به گفته وی در عین حال عواملی همچون اعتیاد و افزایش مهاجرت بی‌خانمان‌ها از شهرستان‌ها نیز تاثیر بسزایی در بالارفت این آمار داشته است.
    او در مورد افزایش تعداد زنان بی سرپرست نیز گفت:« به اعتقاد من دلیل بی خانمان شدن زنان عمدتا به دلیل اعتیاد آنهاست چون این افراد باابتلا به اعتیاد از خانواده طرد ‌می‌شوند زیرا خانواده توانایی نگهداری این افرادرا ندارند
    وی توضیح داد: «زنان معتاد به ویژه در هنگامی که در این اعتیاد به مواد صنعتی است رفتارهای عجیب و غریبی از خود بروز ‌می‌دهند که قابل تحمل توسط خانواده نیست
    به گفته جاگیری معتادان افیونی خیلی رفتارهای سوء و غیر عادی از خود بروز نمی دهند وقتی رفتاری غیر عادی از خود بروز ‌می‌دهند طرد ‌می‌شوند.
    به گفته وی در حال حاضر این سازمان در هر شبانه روز به 120 نفر زن بی سرپرست سرویس دهی ‌می‌کند این درحالی است که به طور متوسط روزانه بین 5 تا 10 نفر از این زنان در شهر تهران جمع آوری ‌می‌شود.
    جاگیری با بیان اینکه در حال حاضر گرم خانه ویژه خانم ها درشهر تهران وجود ندارد اظهار داشت: «به لحاظ حساسیتی‌‌هایی که اینگونه گرم خانه‌ها دارد در هر جایی امکان احداث آن وجود ندارد اما در حال تلاشیم تا سال 90 گرم خانه ویژه بانوان را ایجاد کنیم
    این مقام مسوول اظهار داشت: متاسفانه یکی از شایع ترین علل بی خانمان در شهر تهران اعتیاد است.افراد اول معتاد و سپس بی خانمان ‌می‌شوند
    او ادامه داد:«در مردان 75 درصد و در زنان حدود50 تا 55 درصد از بی خانمانان دچار اعتیاد هستند و اعتیاد زنان بیشترافیونی ودر مردان بیشتر صنعتی است
    به گفته وی به دلیل استفاده از روش‌های تزریقی در بین بی‌خانمانان ابتلا به بیماری‌های پر خطر در این افراد شایع تر است‌.
    جاگیری با بیان اینکه زمستان امسال هیچ بی‌خانمانی به دليل سرما از بين نرفته است، تصریح کرد: « اگر مرگی در زمستان امسال برای بی‌خانمانان اتفاق افتاد براثر (اوور دوز) مصرف بیش از حد مواد مخدر بوده است ولی در عین حال این آمادگی در هر منطقه از پایتخت وجود دارد تا در صورت بروز سرمای شدید گرمخانه اضطراری برپا شود و به افراد سرویس دهد