ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۹, پنجشنبه

پیام دانشجویان پیروز دانشگاه کابل به فعالین سیاسی فرهنگی ایرانی پشتیبان آنها




ممنون و سپاس گزار همه عزیزانیم!
پیروزی این جنبش، تنها به چند دانشجوی معترض دانشگاه کابل بر نمی گردد؛ بلکه این پیروزی مال همه دانشجویان جهان است. چرا که ما به عنوان دانشجو، خواست ها و مطالبات صنفی و مدنی دانشجویی داشتیم. حمایت دوستان و دانشجویان و مبارزان در تمام دنیا، این جنبش را عجالتا به پیروزی رساند. اما هنوز هم راه درازی در پیش است. هنوز دست آوردها امکان مصادره قوی دارد.تا روزهای دیگر منتظر می مانیم و می بینیم که چی می شود. اگر نشد، به مبارزات ادامه می دهیم و نیازمند حمایت بیش تر شما هستیم.

ملت ایران و افغانستان, دو ملت برادر و برابر است و سابقه تاریخی و جغرافیایی و میراث فرهنگی مشترک دارد. ما خواستار ایجاد روابط هر چی بیش تر با دانشجویان و فرهنگیان کشور برادر ایران ایم.
پاینده باشید!
 
اسامی فعالین سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی ایرانی در حمایت از  بیانیه ی شاعران، نویسندگان، هنرمندان وفرهنگیان افغانستان در دفاع از حق اعتراض مدنی برای دانشجویان دانشگاه کابل
 

بهروز سورن - فعال سیاسی

سایت گزارشگران

ح ریاحی - مترجم

پروین ریاحی - فعال سیاسی

جمشید صفاپور - فعال کارگری

ندا نوآور - فعال زنان
 

تقی روزبه – فعال سیاسی

مسعود فروزش راد – فعال سیاسی

مهرداد مهرپور محمدی – نویسنده

آراز فنی – فعال حقوق بشر

صدیق جهانی – فعال کارگری

شاهو امینی – دانشجوی کمونیست

سایت اتحاد کارگری

وبلاگ پرتو

احمد بخردطبع - فعال کارگری

بهزاد جوادیان - فعال حقوق بشر

نادر ثانی - فعال سیاسی

رسول شوکتی – فعال سیاسی

پروین اشرفی فعال سیاسی

صفار ساعد فعال سیاسی

آرش کمانگیر فعال سیاسی

نسیم صداقت زندانی سیاسی سابق وفعال سیاسی

احسان تیموری فعال سیاسی

منصور عابد زاده زندانی سیاسی سابق

سیامک جهانبخش فعال سیاسی

سیمین دبیری فعال سیاسی

لیلا جدیدی – فعال سیاسی

اکبر دیلمی فعال سیاسی

ابراهیم شیری – فعال سیاسی

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

پرویز میر مکری - شاعر

دکتر داوید قاسم ثمربخش

واسع بهادری مسؤول وبلگ خوشه


نصیرمهرین، مؤرخ ونویسنده


مینا زرین - زندانی سیاسی سابق - فعال سیاسی

  نظام جلالی- وبلاگ نویس و فعال سیاسی

بنان یحیی نیا- وبلاگ نویس و فعال سیاسی

سارا برقی - وبلاگ نویس و فعال سیاسی


همه ی ما تبعیض را می شناسیم، در گذشته و امروز طاعون زده مان و در تمام لایه های زندگی سیاسی و اجتماعی خود به عنوان یک شهروند افغانستان حسش کرده ایم. تبعیض حقارت است و حقارت عامل از دست دادن اعتماد بنفس و تن دادن به خشونت. آن چیزی است که سرهای ما را قرنهاست در برابر ستم خمیده کرده و جامعه ی ما را به تباهی کشانیده و امروز با شعار وحدت ملی بیش از هر زمان دیگری حقوق اقلیت های قومی، زبانی و فرهنگی را پایمال می کند و عرصه را چنان بر مردم تنگ کرده است که گاه آنها را مجبور به انتخاب خطرناک ترین و سخت ترین ابزارهای اعتراضات مدنی چون اعتصاب غذا می سازد. این تبعیض از نوع نوین باعث می شود که در بسیاری مواقع حتی حمایت قانون نیز برای بازگرداندن حقوق مدنی شهروندان کافی نباشد زیرا که این قانون نیز در لایه ای پنهان تر علیه منافع اقلیت هاست.

امروز اما فرزندانی که زاده ی همین اجتماع سرخورده و تبعیض کشیده هستند سر برداشته اند و با شهامت از عدالت می گویند و خواستار بدست آوردن حقوق انسانی و شهروندی خویش هستند. آنها با لب بستن بر آب و نان جان خود را به خطر انداخته اند تا محیط دانشگاهی را که محل تولید اندیشه است از آفتها پاکیزه سازند. در مملکتی که تنها قانونش قانون تفنگ است ، صدای این جوانان پیغام شکفته شدن نهال خرد و مدنیت را در دل خشونت و تحجر به ارمغان آورده است. سخن آنها اعتراض است و اعتراضشان از زخمی است که نهادشان را تا مغز استخوان جویده است. این اعتراض به جرقه ای شبیه است که می تواند آتشی عظیم را سبب شود چرا که هرچند خواسته های آنها خواسته هایی مشخص است و فضای اعتراضی شان هم فضایی مشخص اما آنچه آنها را به اعتراض وادار کرده است دردی است مشترک . تمام جوامعی که تجربه ی گذار از تاریخی شوم را داشته اند موفقیت خود را مرهون پاس داشتن چنین جرقه ها و خیزش هایی هرچند کوچک بوده اند. خیزش هایی که بذر اندیشه و پرسش را در روان هر مخاطب عدالتخواهی بوجود می آرود و از فرد فرد یک جامعه صدایی یگانه و قدرتی یگانه می سازد.

ما به عنوان جمعی از هنرمندان و اهالی قلم افغانستان ضمن محکوم کردن سکوت و معامله گری دولت، پارلمان و اربابان قدرت در مقابل اعتراض مسالمت آمیز و مدنی این دانشجویان و برخورد پرخاشجویانه ی پلیس و رفتار غیر مسئولانه ی مراکز درمانی در قبال ایشان، حمایت خویش را از این حرکت بزرگ و ارزشمند اعلام می کنیم و باور داریم که اگر ظرفیت های این حرکت باشکوه مدنی به خوبی و با هوشیاری کافی شناسایی و مدیریت شود می توان به ایجاد جریان عدالت خواهی عظیم تری امید داشت که تک تک شهروندان این خاک را با خود همراه بسازد. ما همچنین نگرانی خود را نسبت به وضعیت صحی دانشجویان اعتصاب کننده اعلام می کنیم و از تمام مردم افغانستان، دیگر دانشجویان، نهادهای مدنی و حقوق بشر تقاضا می کنیم تا به یاری ایشان بشتابند. ما همچنین از دولت مردان تقاضا داریم پاسخ اعتراض صلح جویانه ی این دانشجویان را با رسیدگی معقول و مطلوب به مطالباتشان بدهند و نگذارند بیش از این جان فرزندان غیور این خاک در تهدید مرگ قراربگیرد و خشمی بزرگتر و فراگیر تر را سبب شود.
در اخیر ما از شما دانشجویان عدالت جو تقاضا داریم در برابر فشارهای دولت، پلیس و سیاستمداران مقاومت کنید و اجازه ندهید توان تان را در هم بشکنند و به تسامح و تعدیل وادارتان کنند. خواسته های شما حق است و باید برای بدست آوردنشان ایستادگی کنید.این اعتراض یک اعتراض خودجوش دانشجویی است و در ذات خود ربطی به مسائل قومی و مذهبی ندارد. از شما تقاضا می کنیم که اجازه ندهید سودجویان و معامله گران مسیر اعتراضتان را به انحراف بکشانند.صدای شما هرچه بزرگتر باشد همراهان بیشتری را با خود خواهید داشت. چنانچه امروز هم مردم در هرات ، بامیان، دایکندی و تورنتوی کانادا به حمایت از صدای حق خواهانه ی شما برخاسته اند. 
اسامی امضا کنندگان بیانیه (240 نفر):
عتیق رحیمی، رهنورد زریاب، پرتو نادری، دکتر سرور مولایی، داوود سرخوش، محمد کاظم کاظمی، صبورالله سیاسنگٍ، ابوطالب مظفری، محمد آصف سلطان زاده، ژکفر حسینی، محمد جواد خاوری، شکریه عرفانی، محمد شریف سعیدی، حمزه واعظی، کاوه جبران، محسن حسینی، قنبر علی تابش، میرحسین مهدوی، حفیظ الله شریعتی، علی پیام، ناهید باقی، فضل الله زرکوب، مسعود حسن زاده، سید رضا محمدی، نوذر الیاس، محمد حسین محمدی، رازی محبی، محمد ابراهیم شریعتی، خادم علی، الیاس علوی، اسد بودا،عبدالله محمدی، حسن نوری، مجید محمدی، نجیب الله مسافر، دیانا ثاقب، فرشته بیگم، وحید وارسته، صادق دهقان، شهباز ایرج، صفیه بیات، عارف جعفری، ملک شفیعی، سید حسن اخلاق، هارون راعون، نورجهان اکبر، بصیر سیرت، محمد حسین فیاض،عزیز رویش، رحمت ارزگانی، ابراهیم امینی، زهرا زاهدی، فاخره موسوی، سخیداد هاتف، سرور رجایی، سید ضیاء قاسمی، عارف فرمان، سلیمان دیدار شفیعی، اکبر خراسانی، بلقیس علوی، ندیم شاهد، حمیرا صادقیار، علی موسوی، ریحانه تمنا، فایزه عابدی، حکیم مظاهر، سلیمان قیامت، عباس ابراهیمی، سیاووش اوستا زرتشت، حکیم علی پور، حیدر دلاور، حسن مالستانی، محبوبه ابراهیمی، حکیمه غربالی فیوجی، آرش بارز، خدیجه عباسی، بابر محبوب، سلیم جاوید، علی بابا اورنگ، محمد حسین حیدربیگی، فردوس برین، مریم احمدی، محسن سعیدی، اسماعیل حکیمی، معصومه موسوی، بصیر احمد حسین زاده، معصومه احمدی، غلامرضا ابراهیمی، بتول محمدی، شاه حسین مرتضوی، مهدی مهرآئین، سکینه محمدی، شکور نظری، داوود حکیمی، سلیمان دیدار شفیعی، محمد حسین هاشمی، محمد مروج زاده، باران سجادی، علی اکبری، صحرا کریمی، هادی میران، امید حق بین، علی شاه ظریفی، مرتضی شاهد، سید ذکریا راحل، سهیلا جواهری، لطیفه علوی، عبدالله اکبری، بسم الله رضایی، مهدی فیضی، معصومه ابراهیمی، سید محمد نقی موسوی، محمد حسین فیاض، علی ابراهیمی، فرهاد مجیدی فدا، مجیب مهرداد، حسین نیکزاد، حسن غلامی، خسرو مانی، نعمت الله ابراهیمی، ذکی میرزایی، زهرا توکلی، حسن ابراهیمی، سعید یوسفی، معصومه صابری، محمد جعفری، محمد عرفانی، حبیب محمدی، وحید بکتاش، بسی گل شریفی، ناصر عارفی، سعید یوسفی، فاطمه خالقی، محمود تاجیک، محسن سعیدی، مینا نصیر، محمد حبییبی، حلیمه کابلی، جعفر واعظی، عاصف جوادی، فاطمه خالقی، امید پارسی، ناصر کریمی، علی هزاره، صدیقه رضایی، خسرو مانی، خالد حارث، جواد خسرو، وحید رفیعی، یزدان هدیه ولی، علی جعفری، حسن ابراهیمی، قاسم بخشی، یونس انتظار، سید آقا سنگچارکی، یونس بخشی، صنم عنبری، نعمت الله ابراهیمی، حسن غلامی، حلیمه رمضانی، فرشته حضرتی، زهرا حسینی، علی علیین، علی رضایی، صدیقه کاظمی، رحیمه میرزایی، حسینعلی کریمی، فرخنده اکبر، محمد علی کریمی، علی عطایی، مصدق پارسا، محمد رضا خوشک، ابراهیم بامیانی، زلمی کاوه، هلن فرمان، هیلی سلطانی، لیلا آرزو، فاطمه فیضی، وحید رفیعی، عاتیکه حسین،  الیاس یورش، امان الله میرزایی، صنم عنبرین، زکیه شفایی، علی هزاره، حسین پویا، اسماعیل علیزاده، رقیه علوی، رضا سپهری، حنیفه نفس، رضا ساحل، نسیم سیامک، کامران شفایی، امنه حسنی، محمد آغا زکی، زکریا سفری، رادا اکبر، صابر دهقان، عبدالله شایگان، آصف تلاش، عادله غزل، جواد آشنا، جواد خسرو، زینب خاوری، حنیفه فریور، احمد رشاد بینش، فرید بهمن، فواد پامیری، محمد امین حلیمی، زینب خاوری، ذکی دریابی، نرگس صابری، عبدالعلی فایق، فهیمه فایق، امین خراسانی،  حسین زاهدی، تقی اخلاق، نبیل فایق.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۷, سه‌شنبه

اسامی فعالین سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی ایرانی در حمایت از بیانیه ی شاعران، نویسندگان، هنرمندان وفرهنگیان افغانستان


اسامی فعالین سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی ایرانی در حمایت از  بیانیه ی شاعران، نویسندگان، هنرمندان وفرهنگیان افغانستان در دفاع از حق اعتراض مدنی برای دانشجویان دانشگاه کابل

بهروز سورن - فعال سیاسی

سایت گزارشگران

ح ریاحی - مترجم

پروین ریاحی - فعال سیاسی

جمشید صفاپور - فعال کارگری

ندا نوآور - فعال زنان


تقی روزبه – فعال سیاسی

مسعود فروزش راد – فعال سیاسی

مهرداد مهرپور محمدی – نویسنده

آراز فنی – فعال حقوق بشر

صدیق جهانی – فعال کارگری

شاهو امینی – دانشجوی کمونیست

سایت اتحاد کارگری

وبلاگ پرتو

احمد بخردطبع

بهزاد جوادیان

نادر ثانی

رسول شوکتی – فعال سیاسی

پروین اشرفی فعال سیاسی

صفار ساعد فعال سیاسی

آرش کمانگیر فعال سیاسی

نسیم صداقت زندانی سیاسی سابق وفعال سیاسی

احسان تیموری فعال سیاسی

منصور عابد زاده زندانی سیاسی سابق

سیامک جهانبخش فعال سیاسی

سیمین دبیری فعال سیاسی

لیلا جدیدی – فعال سیاسی

اکبر دیلمی فعال سیاسی

ابراهیم شیری – فعال سیاسی

بهنام چنگائی – فعال سیاسی

پرویز میر مکری - شاعر



دکتر داوید قاسم ثمربخش

واسع بهادری مسؤول وبلاگ خوشه


نصیرمهرین، مؤرخ ونویسنده


مینا زرین


نظام جلالی- وبلاگ نویس و فعال سیاسی

بنان یحیی نیا- وبلاگ نویس و فعال سیاسی

سارا برقی- وبلاگ نویس و فعال سیاسی

بلوک سیاه ایران

وبلاگ دیوار نوشته 

 رامین ژوبین


متن بیانیه ی شاعران، نویسندگان، هنرمندان وفرهنگیان افغانستان در دفاع از حق اعتراض مدنی برای دانشجویان دانشگاه کابل


همه ی ما تبعیض را می شناسیم، در گذشته و امروز طاعون زده مان و در تمام لایه های زندگی سیاسی و اجتماعی خود به عنوان یک شهروند افغانستان حسش کرده ایم. تبعیض حقارت است و حقارت عامل از دست دادن اعتماد بنفس و تن دادن به خشونت. آن چیزی است که سرهای ما را قرنهاست در برابر ستم خمیده کرده و جامعه ی ما را به تباهی کشانیده و امروز با شعار وحدت ملی بیش از هر زمان دیگری حقوق اقلیت های قومی، زبانی و فرهنگی را پایمال می کند و عرصه را چنان بر مردم تنگ کرده است که گاه آنها را مجبور به انتخاب خطرناک ترین و سخت ترین ابزارهای اعتراضات مدنی چون اعتصاب غذا می سازد. این تبعیض از نوع نوین باعث می شود که در بسیاری مواقع حتی حمایت قانون نیز برای بازگرداندن حقوق مدنی شهروندان کافی نباشد زیرا که این قانون نیز در لایه ای پنهان تر علیه منافع اقلیت هاست.

امروز اما فرزندانی که زاده ی همین اجتماع سرخورده و تبعیض کشیده هستند سر برداشته اند و با شهامت از عدالت می گویند و خواستار بدست آوردن حقوق انسانی و شهروندی خویش هستند. آنها با لب بستن بر آب و نان جان خود را به خطر انداخته اند تا محیط دانشگاهی را که محل تولید اندیشه است از آفتها پاکیزه سازند. در مملکتی که تنها قانونش قانون تفنگ است ، صدای این جوانان پیغام شکفته شدن نهال خرد و مدنیت را در دل خشونت و تحجر به ارمغان آورده است. سخن آنها اعتراض است و اعتراضشان از زخمی است که نهادشان را تا مغز استخوان جویده است. این اعتراض به جرقه ای شبیه است که می تواند آتشی عظیم را سبب شود چرا که هرچند خواسته های آنها خواسته هایی مشخص است و فضای اعتراضی شان هم فضایی مشخص اما آنچه آنها را به اعتراض وادار کرده است دردی است مشترک . تمام جوامعی که تجربه ی گذار از تاریخی شوم را داشته اند موفقیت خود را مرهون پاس داشتن چنین جرقه ها و خیزش هایی هرچند کوچک بوده اند. خیزش هایی که بذر اندیشه و پرسش را در روان هر مخاطب عدالتخواهی بوجود می آرود و از فرد فرد یک جامعه صدایی یگانه و قدرتی یگانه می سازد.


ما به عنوان جمعی از هنرمندان و اهالی قلم افغانستان ضمن محکوم کردن سکوت و معامله گری دولت، پارلمان و اربابان قدرت در مقابل اعتراض مسالمت آمیز و مدنی این دانشجویان و برخورد پرخاشجویانه ی پلیس و رفتار غیر مسئولانه ی مراکز درمانی در قبال ایشان، حمایت خویش را از این حرکت بزرگ و ارزشمند اعلام می کنیم و باور داریم که اگر ظرفیت های این حرکت باشکوه مدنی به خوبی و با هوشیاری کافی شناسایی و مدیریت شود می توان به ایجاد جریان عدالت خواهی عظیم تری امید داشت که تک تک شهروندان این خاک را با خود همراه بسازد. ما همچنین نگرانی خود را نسبت به وضعیت صحی دانشجویان اعتصاب کننده اعلام می کنیم و از تمام مردم افغانستان، دیگر دانشجویان، نهادهای مدنی و حقوق بشر تقاضا می کنیم تا به یاری ایشان بشتابند. ما همچنین از دولت مردان تقاضا داریم پاسخ اعتراض صلح جویانه ی این دانشجویان را با رسیدگی معقول و مطلوب به مطالباتشان بدهند و نگذارند بیش از این جان فرزندان غیور این خاک در تهدید مرگ قراربگیرد و خشمی بزرگتر و فراگیر تر را سبب شود.

در اخیر ما از شما دانشجویان عدالت جو تقاضا داریم در برابر فشارهای دولت، پلیس و سیاستمداران مقاومت کنید و اجازه ندهید توان تان را در هم بشکنند و به تسامح و تعدیل وادارتان کنند. خواسته های شما حق است و باید برای بدست آوردنشان ایستادگی کنید.این اعتراض یک اعتراض خودجوش دانشجویی است و در ذات خود ربطی به مسائل قومی و مذهبی ندارد. از شما تقاضا می کنیم که اجازه ندهید سودجویان و معامله گران مسیر اعتراضتان را به انحراف بکشانند.صدای شما هرچه بزرگتر باشد همراهان بیشتری را با خود خواهید داشت. چنانچه امروز هم مردم در هرات ، بامیان، دایکندی و تورنتوی کانادا به حمایت از صدای حق خواهانه ی شما برخاسته اند. 


اسامی امضا کنندگان بیانیه (240 نفر):
عتیق رحیمی، رهنورد زریاب، پرتو نادری، دکتر سرور مولایی، داوود سرخوش، محمد کاظم کاظمی، صبورالله سیاسنگٍ، ابوطالب مظفری، محمد آصف سلطان زاده، ژکفر حسینی، محمد جواد خاوری، شکریه عرفانی، محمد شریف سعیدی، حمزه واعظی، کاوه جبران، محسن حسینی، قنبر علی تابش، میرحسین مهدوی، حفیظ الله شریعتی، علی پیام، ناهید باقی، فضل الله زرکوب، مسعود حسن زاده، سید رضا محمدی، نوذر الیاس، محمد حسین محمدی، رازی محبی، محمد ابراهیم شریعتی، خادم علی، الیاس علوی، اسد بودا،عبدالله محمدی، حسن نوری، مجید محمدی، نجیب الله مسافر، دیانا ثاقب، فرشته بیگم، وحید وارسته، صادق دهقان، شهباز ایرج، صفیه بیات، عارف جعفری، ملک شفیعی، سید حسن اخلاق، هارون راعون، نورجهان اکبر، بصیر سیرت، محمد حسین فیاض،عزیز رویش، رحمت ارزگانی، ابراهیم امینی، زهرا زاهدی، فاخره موسوی، سخیداد هاتف، سرور رجایی، سید ضیاء قاسمی، عارف فرمان، سلیمان دیدار شفیعی، اکبر خراسانی، بلقیس علوی، ندیم شاهد، حمیرا صادقیار، علی موسوی، ریحانه تمنا، فایزه عابدی، حکیم مظاهر، سلیمان قیامت، عباس ابراهیمی، سیاووش اوستا زرتشت، حکیم علی پور، حیدر دلاور، حسن مالستانی، محبوبه ابراهیمی، حکیمه غربالی فیوجی، آرش بارز، خدیجه عباسی، بابر محبوب، سلیم جاوید، علی بابا اورنگ، محمد حسین حیدربیگی، فردوس برین، مریم احمدی، محسن سعیدی، اسماعیل حکیمی، معصومه موسوی، بصیر احمد حسین زاده، معصومه احمدی، غلامرضا ابراهیمی، بتول محمدی، شاه حسین مرتضوی، مهدی مهرآئین، سکینه محمدی، شکور نظری، داوود حکیمی، سلیمان دیدار شفیعی، محمد حسین هاشمی، محمد مروج زاده، باران سجادی، علی اکبری، صحرا کریمی، هادی میران، امید حق بین، علی شاه ظریفی، مرتضی شاهد، سید ذکریا راحل، سهیلا جواهری، لطیفه علوی، عبدالله اکبری، بسم الله رضایی، مهدی فیضی، معصومه ابراهیمی، سید محمد نقی موسوی، محمد حسین فیاض، علی ابراهیمی، فرهاد مجیدی فدا، مجیب مهرداد، حسین نیکزاد، حسن غلامی، خسرو مانی، نعمت الله ابراهیمی، ذکی میرزایی، زهرا توکلی، حسن ابراهیمی، سعید یوسفی، معصومه صابری، محمد جعفری، محمد عرفانی، حبیب محمدی، وحید بکتاش، بسی گل شریفی، ناصر عارفی، سعید یوسفی، فاطمه خالقی، محمود تاجیک، محسن سعیدی، مینا نصیر، محمد حبییبی، حلیمه کابلی، جعفر واعظی، عاصف جوادی، فاطمه خالقی، امید پارسی، ناصر کریمی، علی هزاره، صدیقه رضایی، خسرو مانی، خالد حارث، جواد خسرو، وحید رفیعی، یزدان هدیه ولی، علی جعفری، حسن ابراهیمی، قاسم بخشی، یونس انتظار، سید آقا سنگچارکی، یونس بخشی، صنم عنبری، نعمت الله ابراهیمی، حسن غلامی، حلیمه رمضانی، فرشته حضرتی، زهرا حسینی، علی علیین، علی رضایی، صدیقه کاظمی، رحیمه میرزایی، حسینعلی کریمی، فرخنده اکبر، محمد علی کریمی، علی عطایی، مصدق پارسا، محمد رضا خوشک، ابراهیم بامیانی، زلمی کاوه، هلن فرمان، هیلی سلطانی، لیلا آرزو، فاطمه فیضی، وحید رفیعی، عاتیکه حسین،  الیاس یورش، امان الله میرزایی، صنم عنبرین، زکیه شفایی، علی هزاره، حسین پویا، اسماعیل علیزاده، رقیه علوی، رضا سپهری، حنیفه نفس، رضا ساحل، نسیم سیامک، کامران شفایی، امنه حسنی، محمد آغا زکی، زکریا سفری، رادا اکبر، صابر دهقان، عبدالله شایگان، آصف تلاش، عادله غزل، جواد آشنا، جواد خسرو، زینب خاوری، حنیفه فریور، احمد رشاد بینش، فرید بهمن، فواد پامیری، محمد امین حلیمی، زینب خاوری، ذکی دریابی، نرگس صابری، عبدالعلی فایق، فهیمه فایق، امین خراسانی،  حسین زاهدی، تقی اخلاق، نبیل فایق.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

نیمه شب نوشته ها – 60 – بهروز سورن: ضحاک سر دوشی های خود را می خورد!





می گویند که اسب ها  در سربالائی یکدیگر را گاز می گیرند. حکایت جمهوری اسلامی و رهبرانش این چنین است. بحرانهای داخلی و بین المللی در اوج هستند و بلحاظ اقتصادی و بدلائل چندگانه رژیم وضعیت وخیمی دارد. فقر و فلاکت بیداد می کند و تورم و گرانی مرز نمی شناسد. سربالائی موجود جمهوری اسلامی نفس گیر شده است.
عرصه بر حاکمیت جمهوری اسلامی هر روزه تنگ تر می شود. اگر چه دیروز طیف اصلاح طلب درون حکومت را بیرون راندند و آنها را در موضع نقد ولایت فقیه قرار دادند و بر صندلی متهمان در دادگاه ها نشاندند اما امروز بازوان و دست های خود را قطع می کند. بالائی ها به جان یکدیگر افتاده اند و طیف های حکومتی و حاشیه ای برای سهم بیشتر از غارت و چپاول پائینی ها یکدیگر را پاره می کنند.
اینبار اختلافات میان آنها اگر چه از سوی زحمتکشان و سرکوب شدگان نظاره می شود ولی غالبا بدون حضور آنها در جریان است و هاشمی و مشائی میبایستی روی نیمکت ذخیره ها به بازی در میان معدود کاندیداهای تائید صلاحیت شده نگاه کنند.
 نکته اینجاست که اکبر هاشمی رفسنجانی٬ رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام٬ از بنیان‌گذاران نظام جمهوری اسلامی رد صلاحیت شده است. بدین ترتیب مهر دیگری بر عدم مشروعیت این نظام توسط خامنه ای کوبیده شده است.
نیروهای انتظامی در نقاط مختلف کشور و بویژه تهران بحال آماده باش درآمده اند و شایع است که دستگیری های گسترده هواداران احمدی نژاد در نقاط مختلف در جریان است ( خبر در شبکه ایران وابسته به روزنامه ایران ) و حاکمیت برنامه ریزی وسیعی برای ایجاد فضای آرام انتخابات و گذر از این تنگنای بحرانی  کرده است.
زندانیان سیاسی در مرخصی را احضار و یا به زندان ها برمی گردانند و دو زندانی سیاسی را برای برقراری جو رعب و وحشت اعدام کرده اند. موج تهدید و بازداشت روزنامه نگاران در راه است وهمچنین اعلام شده است که پنج رسانه مربوط به حامیان دولت نیز بسته شده اند.  
قریب سه هفته به لحظه موعود انتخابات باقی است و وضعیت کنونی میتواند آبستن حوادث بسیاری باشد. بر طبق گزارشاتموجود, این حوادث و چنانچه دستگیری هواداران طیف احمدی نژاد صحت داشته باشد, میتواند مقاومت هائی را در میان آنها نیز دامن زند و میتوان گفت که لرزشی بر پیکر پوسیده استبداد خواهد انداخت.
با توجه به شرایط و قرائن موجود و علیرغم اوجگیری بی سابقه تورم و بحرانهای چندوجهی سیاسی اجتماعی و اقتصادی, این احتمال که جوششی نوین در میان پائینی ها ( بخوانید مردم ) شکل بگیرد و اعتراضاتی گسترده در نفی انتخابات فرمایشی استبدادی موجود را شکل دهد محتمل بنظر نمی آید. بویژه اینکه حافظه تاریخی مردم کشورمان هنوز عملکرد دولتهای هاشمی و احمدی نژاد را در خاطره دارد و یا کماکان اثرات تخریبی آن را لمس میکند.
این هر دو در بحران سازی, غارت و چپاول و کشتار اندیشه ورزان و زندانیان سیاسی سوابقی طولانی دارند و توده ها در نبود احزاب و سازمانهای مترقی در این دوره از انتخابات عرصه ای برای حضور خود نمی یابند. شعار تحریم فعال انتخابات امروزه مناسب ترین و ملموس ترین تدبیری است که میتواند در میان آنها مطرح باشد.
بر طبق معادلات کنونی و در تداوم تنش های موجود در میان بالائی ها تلاشهایی افشاگرانه نیز صورت خواهند گرفت و پرده هائی دیگر از خیانت و جنایت حکومتیان را در برابر چشمان جوانان و دانشجویان و سایر طیف های مردمی سرکوب شده قرار خواهند داد.
این احتمال که زد و بندهای سیاسی پشت پرده دوباره معادلات موجود را بر هم زند تنها در صورتی است که با حکم رهبری  این دو نفر به صحنه انتخابات برگردند که در اینصورت مهر ولی فقیه را بر پیشانی خود حک می کنند و متعهد می شوند که در مسیر سرسپردگی وی راه طی کنند. کاری که تا کنون نیز در بارگاه خمینی جلاد و نایب او انجام داده اند و در پرونده سیاه خود یدک می کشند.
22.05.2013

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۴, سه‌شنبه

نیمه شب نوشته ها – 59 – بهروز سورن: در برابر ماشین اعدام حکومت سکوت نکنیم!



جمهوری اسلامی شاید بدین مباهات کند که در رده دوم کشورهای مجری اعدام در جهان بشمار می آید و به آمارهای ارائه شده از سوی مجامع بین المللی حقوق بشری بی اعتنا باشد و رواج خشونت و جنایت دولتی را از نکات مثبت نظام خویش بداند اما یک نکته  را نمیتواند نادیده بگیرد که موج مخالفان اعدام و کشتن انسان ها هر روزه  و بیش از پیش حلقه فشار را بر آنان تنگ میکند و دیر یا زود چوبه های اعدام رژیم را در هم می شکند.
چندی پیش 110 کشور جهان از قطعنامه لغو مجازات مرگ و اعدام پشتیبانی کردند و نکته اینجاست که جمهوری اسلامی در کنار آمریکا از فعالان مخالفت با این قطعنامه بوده است. کشور چین که بیشترین اعدام ها را در میان کشورهای جهان اجرا میکند
در کنار ژاپن, هند, کره شمالی, سوریه, عربستان سعودی, عراق و پاکستان  در میان 39 کشور مخالف قطعنامه بوده اند. تمایل به لغو این مجازات همانطور که گفته شد روز به روز در میان مردم جهان بیشتر می شود و خفت جمهوری اسلامی را بزودی خواهد گرفت.
چنانچه روزی روزگاری در خفا و غیر علنی دسته دسته و سبد سبد بهترین فرزندان کشورمان را به جوخه اعدام می سپرد و سکوتی مرگ  آسا این اقدامات جنایتبار را همراهی می کرد اما امروزه اخبار و گزارشات اعدام ها در زندانهای کشور با فاصله زمانی بسیار کوتاهی در داخل و خارج منتشر می شود و موجی از انزجار و محکومیت دامان ناپاک حکومتگران را می گیرد.
تکنولوژی پیشرفته این امکان را فراهم کرده است که  عملکرد حکومتیان را بسرعت و گستردگی افشا کند و در معرض دید افکار عمومی جهانیان قرار دهد. بر طبق گزارشی که از سوی نهادهای مترقی و حقوق بشری کرد منتشر شده است اینبار جمهوری اسلامی در صدد است که پنج فعال مدنی عرب را به چوبه های دار بسپارد. محکومیت به اعدام پیش از این به اداره اجرای احکام,  به آنها و خانواده هایشان ابلاغ شده است و رژیم مترصد فرصت و زمان مطلوب برای دست بردن به این اقدام جنایتکارانه است.
بر طبق آمار رسمی منابع حقوق بشری سال گذشته 314 مورد اعدام در ایران بطور رسمی ثبت شده است حال آنکه اعدام های مخفیانه و جمعی از خواص نظام ولایت فقیه بوده است. بنابر گزارشات نهادهای حقوق بشری در ایران آمار اعدام شدگان حد اقل  580 نفر بوده است و تنها در زندان وکیل آباد از تعداد 325 مورد اعدام مخفی هشتاد و پنج مورد رسما ثبت شده اند.
فراموش نکنیم که جمهوری اسلامی بیش از نیمی از این موارد را در ملاء عام اجرا کرده است تا مردم کوچه و بازار با سیمای خشونت طلب این رژیم از نزدیک آشنائی بیشتری پیدا کنند! هم از این جهات چنانچه آمار حقیقی و واقعی اعدام ها را در دست داشته باشیم جمهوری اسلامی میتواند شانه به شانه کشور چین در مقام اول اجرای این مجازات ضد انسانی و شنیع قرار گیرد.
با این وجود اعدام و مجازات مرگ در جمهوری اسلامی دارای ویژگی هائیست که در کشورهای دیگر بندرت یافت می شود. از جمله این ویژگی ها نوع اجرای این حکم در ملاء عام و در پیش دیدگان کودکان, کشتن زنان و مردان از طریق عمل وحشیانه سنگسار و اعدام نوجوانان نابالغ است که هر از گاهی سر تیتر نشریات خبری می شود.
هاشم شعبانی‌نژاد(شاعر، وبلاگنویس، دبیر ادبیات عرب و دانشجوی فوق لیسانس علوم سیاسی دانشگاه چمران اهواز)/ هادی راشدی(دبیر شیمی و فوق لیسانس شیمی کاربردی)/ محمد علی عموری‌نژاد( فعال دانشجویی و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان و وبلاگنویس) به همراه برادران جابر و مختار آلبوشوکه در پای چوبه های دار استبداد حاکم قرار دارند. سازمان دادن اعتراضات عمومی و وسیع و محکومیت مجریان مرگ و نیستی میتواند مانع این اقدام شود.
آنها که در موقعیت های نظری ملی, قومی, منطقه ای و مرامی گاها و در مواردی سکوت می کنند و بر مصداق معروف مرگ خوب است اما برای همسایه از کنار وقایع فاجعه آفرین با سکوت می گذرند میبایستی یک نکته را دریابند که بدون اتحاد و هم نظری گسترده و بسیط علیه اعدام در هر شکل و سیمای آن و برای هر انسانی,  این پدیده ناهنجار را نمیتوان در آینده آزاد و بهتر کشورمان حذف کرد و زندان ها مخوف رژیم را برای عبرت آیندگان به موزه تبدیل نمود.
فراموش نکنیم که زانیار و لقمان مرادی دو زندانی کرد دیگر در گوشه ای دیگر از زندانهای ایران در پای چوبه های دار بسر می برند.
در برابر اعدام قریب الوقوع پنج فعال مدنی عرب سکوت نکنیم!
بهروز سورن
14.5.2013

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه

نیمه شب نوشته ها – 58 – بهروز سورن: فقط در جمهوری اسلامی میتواند اتفاق بیافتد!




در خبر ها آمده بود که فردی در حین اجرای حکم اعدام یعنی همانجا که طناب دار تنگ و تنگ تر می شود.  متهم تنگی نفس می گیرد, پیش چشمانش سیاه می شود. گردش خون بدنش از کار میافتد و تمرکز و حواس خود را بارامی از دست می دهد. توان نگهداری دمپائی هایش را ندارد و به آهستگی از پایش می افتند و ... بخشوده شده است.
بخشوده می شود زیرا که خانواده مقتول از خشونت رفته به فرزندشان بیزارند. اما شاهد خشونتی از جنس دیگر هستند که قوانین بیرحمانه و انسان ستیزانه و پارینه سنگی جمهوری اسلامی به انحاء مختلف در ایران جاری می سازد. اگر چه خشونت در قبال فرزندشان از سوی متهم به قتل روا شده بود اما اینک و بر طبق قوانین موجود هم اولیای مقتول هستند که می توانند با اراده خود این خشونت پسین را مانع شوند و چه خوشا که چنین کردند و از تعداد سرسام آور اعدامیان در جمهوری اسلامی یکی کم شد.
 مجازات اعدام انجام شد ولی اعدامی جان نداد. سیاه شد و به مرز خفگی رسید. دمپائی هایش هنوز بزمین نرسیدند. گردنش تا حد شکستن پیچید و در میان زمین و هوا دست و پا زد. در انتها نیز همانطور که از تصویر پیداست, شوکه شد. این صحنه ها را تنها میتوان در جمهوری اسلامی مشاهده کرد همانطور که نمایش گردن زدن با شمشیر عربی را در عربستان سعودی میتوان دید.در حقیقت امر سناریوی آدمکشی در این نظام با زمینه چینی های متعدد و متنوعی همراه است.
 اعدام علنی با وجود انگیزه های بسیار قوی رژیم در ایجاد رعب و وحشت اجتماعی  اما وجوه تبلیغاتی دیگری را  نیز  در بر می گیرد. از جمله آنها شعارهای متعددی است که  از زوایای مختلف قابل رویت است. در همین مراسم حاضران با شعار  ( قصاص تداوم زندگی است ) روبرو می شوند. جائی دیگر نوشته شده ( سرانجام قانون شکنی ) گوشه ای دیگر این شعار را می بینیم ( اجرای عدالت برابر است با ایجاد امنیت ) .
بدین ترتیب قانون وحشیانه مجازات های اسلامی که نه رحم می شناسد و نه مروت! زمینه های تبلیغاتی برای تداوم این جنایت دولتی را تدارک می بیند. حال آنکه خانواده قربانی با اعلام بخشش خود و پرهیز از اعمال خشونت دست ردی به قوانین ارتجاعی قصاص حکومت می زنند.
جمهوری اسلامی در اشاعه خشونت در زندگی روزمره مردم کشورمان در جهان بی نمونه است. تا آنجا پیش میرود که کودکان را نیز در اجرای حکم وحشیانه اعدام جداسازی نمی کند. شاهدان مرگ و جنایات رژیم, خردسالانی که هنوز می بایستی دوران کودکی خود را بگذرانند و در پی تفریح, ورزش و دانش اندوزی باشند در کوچه و برزن به تماشای تقسیم مرگ و نیستی می نشینند و از همین سالها با خشونت و مرگ سیاه آشنائی پیدا می کنند.
با نگاهی به عکس قاتل پس از اعدام! میتوان به عمق این جنایت و خشونت علیه انسان ها پی برد. اوج تمایلات وحوش حاکم را دریافت و معنا و اهمیت گسترش مبارزه علیه حکم اعدام را بیشتر باز یافت. زجر کش کردن انسان ها نیز تبحری مولود نظام حاکم است. هر تنابنده ای برای خود مرگ سریع و در ارامش و بی درد آرزو می کند. در نظر بگیرید که چگونه اعدامی در هوا پا دوچرخه می زند و گردنش دراز می شود. پس از پائین کشیدن نیز از حال میرود و کشان کشان به بیمارستان و یا دوباره به زندان منتقل می شود.
بی تردید نهادینه کردن شعار لغو مجازات اعدام یکی از ارکان مطالبات عمومی مردم کشورمان خواهد بود و شکوفائی مبارزه با اعمال خشونت و نابودی انسان خواهد بود.
جنایت اخیر جمهوری اسلامی مبنی بر بالا کشیدن محکوم و سپس پائین آوردن او به درخواست خانواده مقتول تنها جنایت رژیم نیست. مجازات مرگ  توسط استبداد حاکم در زمینه های متعدد دیگری نیز بوقوع می پیوندند. سنگسار زنان یکی از شنیع ترین رفتارهای اجتماعی است که در برابر زنان و برای ایجاد رعب و وحشت عمومی صورت می گیرد.
نظریه پراکنان نظام می گویند که اعدام و سنگسار و قطع دست و کشتن خطاکاران تنها راه پیشگیری از خشونت های اجتماعی است حال آنکه بررسی های آماری خلاف آنرا ثابت می کنند. بر طبق آمار کمترین زندانیان با جرایم عادی در کشورهای اروپائی قرار دارند و همانجا که مجازات اعدام از دیرباز لغو شده است.
وقت آن است که در برابر این اقدامات ارتجاعی جمهوری مرگ و جنایت اسلامی سنگر سازی کنیم و این سیاست ضد انسانی را در هر گام خود و در برابر افکار عمومی جهانیان رسوا نمائیم. تجربه نشان داده است که در برخی موارد اقدامات مشترک و وسیع جنبش ضد اعدام موفقیت هائی را در پی داشته است و اجرای احکام مقامات قضائی را حد اقل برای مدتهای طولانی به تعویق انداخته است. کارزارهای عمومی توانسته اند پیروزی هائی را نیز به ارمغان بیاورند. با گسترش و حمایت از آنها می توانیم در این اقدام انسانی برای لغو مجازات اعدام همراه باشیم.
مجازات مرگ و اعدام جنایتی است دولتی
بهروز سورن
10.5.2013

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۱, شنبه

آه ای زنان سرزمین من


آه ای زنان سرزمین من, که بر پیکرت تازیانه و ندایت غرق خون بود .

 آه ای زنان سرزمین من, تا که گفتی رای من کو? با باتوم برسرت کوفتند.

 آه ای زنان سرزمین من, که خاطره هایت از جمهوری اسلامی ,تازیانه بر پیکرت, از برای تاری مو بود.

 آه ای زنان سرزمین من, که خاطره هایت از جمهوری اسلامی ,اشک مادران و ماتم و خون بود.

 آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی, یا روسری یا توسری درخیابان بود.

 آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی آتش سوزی در مدرسه دخترانه  شین بود.


  آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی اعدام کودکان در ملا عام بود.

   آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی اعدام هنرمند دختری , نقاش بود.

   آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی رجم و صلب و سنگسار بود.

   آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی دشنه و کارد در سینه فروهر بود.

   آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی تجاوز جنسی و شکنجه بود.

آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی قتل هاله سهابی و شبنم سهرابی بود.

آه ای زنان سرزمین من ,که خاطره هایت از جمهوری اسلامی قتل عاطفه   بود.

  آه ای زنان سرزمین من , پس چرا غربى‌ها، نژادهاى اروپایى، نژادهاى وحشى‌اند!?

پای نوشت : این متن با توجه به اظهارات نژاد پرستانه و وقیحانه علی‌ خامنه‌ای علیه اروپا‌هایی ها وآمریکایی ها  نوشته شده است و به آن اشاره دارد.

در پاسخ به اظهارات نژاد پرستانه و وقیحانه علی‌ خامنه‌ای علیه اروپا‌هایی ها وآمریکایی ها


در جهت عقربه‌های ساعت از چپ و بالا؛ ندا آقاسلطان، هاله سحابی، زهرا بنی‌یعقوب، شبنم سهرابی و زهرا کاظمی 

ویدئو اظهارات نژاد پرستانه علی‌ خامنه‌ای علیه اروپا‌هایی ها وآمریکایی ها

خامنه ای در دیدار با جمعی از زنان حوزوی و دانشگاهی"........... اگر چنانچه فرض كنیم در یك خانواده‌اى، در یك خانه‌اى، مرد به همسر خودش توهین میكند، انواع توهینها، از توهینهاى رفتارى تا زبانى تا وحشى‌گرى یدى كه متأسّفانه یك جاهایى هنوز در كشور ما وجود دارد كه نباید وجود داشته باشد، البتّه در بین غربى‌ها هست، فراوان هم وجود دارد، خلاف انتظار هم نیست - غربى‌ها، یعنى بخصوص نژادهاى اروپایى، نژادهاى وحشى‌اند؛ اینها ظاهرشان اتو كشیده و كراوات زده و ادكلن زده و اینهایند امّا همان باطن وحشى‌گرى‌اى كه در تاریخ وجود داشته هنوز هم در اینها هست؛ راحت آدم میكشند، خونسرد جنایت میكنند؛ بنابراین كتك زدن زن در داخل خانه به وسیله‌ى آنها و بعد به وسیله‌ى آمریكاییها، بُعدى ندارد - امّا در محیط اسلامى چنین چیزى اصلاً نبایستى تصوّر بشود؛ ولى متأسّفانه هست. بنابراین این دو نقطه، دو نقطه‌ى اصلى است؛ به نظر من هر چه در این زمینه‌ها برنامه‌ریزى بشود، جا دارد.........."

 در پاسخ به اظهارات نژاد پرستانه و وقیحانه علی‌ خامنه‌ای علیه اروپا‌هایی ها وآمریکایی ها:
در زندان به زنان و مردان تجاوز نکردید !? که کردید. کهریزک نداشتید !?که داشتید.
بر تن زنان شلاق نزدید!? که زدید.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه

نیمه شب نوشته ها – 57 – بهروز سورن: هیاهو برای هیچ




معرکه پیشا انتخاباتی شروع شده است و فضاسازی های پایه گذاران و مجریان حکومت سی و چند ساله جمهوری اسلامی نیز آغاز شده است. اگر چه این رژیم برای بقای خود حتی از دخالت اصلاح طلبان و رفورمیست ها نیز در این معرکه جلوگیری بعمل می آورد اما یک نکته عرفی را در زمینه های بین المللی نمیتواند نادیده بگیرد و آن هیاهوی پسا انتخاباتی و جار زدن مشروعیت نظام در برابر دید دول جهانی است. نمایش وسیع! و گسترده! امت شهید پرور در انتخابات! و ........
بنابر این جمهوری اسلامی نیازمند شرکت میلیونی مردم در انتخابات است مشروط به اینکه انتخاب شوندگانش گزیده شده و اهل دستبوسی ولی فقیه باشند. چهره های باقی مانده که بنحوی از سوی پوزیسیون رژیم باد شده و ایجاد هیجانات تصنعی برای کشیدن مردم به پای صندوق رای می کنند. کسانی نیستند جز آنان که برای حفظ کلیت جمهوری اسلامی بدرجات مختلف دستشان بخون جوانان و فرهیختگان کشورمان آلوده است و از هر جنایتی با مشارکت خود در آنها کوتاهی نکردند.
 احمدی نژاد و مشائی, خاتمی و هاشمی خبرسازان انتخاباتی شده اند و شعبده بازان حکومتی اینچنین جای خالی نمایندگان مردمی و احزاب و سازمانهای در تبعید و شخصیت های سیاسی اجتماعی و... را پر می کنند.
بنابر این با موج این هیاهو برای هیچ رفتن تنها از افرادی بر می آید که با دنیای سیاست و پیچیدگی های آن کمتر آشنائی دارند. آنچه دیده می شود کف روی آب است و نه امواج زیر آب.
متاسفانه دیده می شود که در میان تبعیدیان نیز و هم آنها که چند دهه در تبعید هستند تحلیل هائی مبنی بر وجود اختلافات اساسی و آنچنانی در میان اندک جریانات مجاز به شرکت در انتخابات ارائه می شود و گویا قرار است اختلافات حکومتی  خودی ها بنیان کن شود.
بدرستی برخی اظهار می کنند که از میان اختلافات در میان حکومتیان می بایستی بهره جست و از این شکاف به سود جریانات انقلاب و ساختار شکن استفاده کرد. راست است که این اختلافات بر شکنندگی ساختار نظام می افزاید و احیانا فضائی برای حضور منتقدان و مخالفان رژیم باز می شود. بی تردید از شدت سرکوب های حکومتی علیه کارگران و دانشجویان و خلاصه مردم کشورمان کاسته خواهد شد و پز دمکراتیک گرفتن رژیم مزید بر علت خواهد شد. اما مگر همین مردم بارها انتخابات پیشین را تجربه نکرده اند؟
آنچه در این انتخابات مورد بررسی تحلیل گران سیاسی مجرب قرار خواهد گرفت نه نتیجه انتخابات به نفع این یا آن حکومت گر فعلی یا پیشین است بلکه میزان شهروندانی است که به این انتخابات نه گفتند و در آن شرکت نکردند. هم از اینروست که اپوزیسیون جمهوری اسلامی با طرح شعار تحریم انتخابات و نه به برگزاری استبدادی آن میتواند از جایگاه و هویت خود سخن بگوید.
عدم مشروعیت نظام و دشمنی اش با دمکراسی مقوله ای نیست که از امروز یا فردا طرح شده باشد بلکه با اولین جنایات رژیم در صحنه سیاسی و بستن دفاتر سازمانها و اعدام های سیاسی آغاز شده است و این نکته حداقل به سه دهه پیش برمی گردد.
امروز و هنوز رفورمیست هایی که همواره چشم به بالائی ها داشته و دارند انگشت به دهان انتظار حضور هاشمی رفسنجانی را در لیست کاندید ها می کشند تا هوار شرکت در انتخابات را سر دهند. حال آنکه ایشان در دوره های ریاست جمهوری خویش جز به خاک و خون کشیدن مخالفان نظام را در پرونده خود ندارد.
از همین رو اعتقاد خود به آزادی و دمکراسی را می توانیم با شعار تحریم انتخابات نشان دهیم هر چند که با سرانجام انتخابات گزینشی رژیم آب از آب تکان نخورد و شاهد جابجائی های مهره های حکومتی و قهقهه مستانه ولایت فقیه باشیم.
بهروز سورن
7.5.2013

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۳, جمعه

معرفی" شبکه آنارشیستی" , "بلوک سیاه ایران "و "کارگران آنارشیست ایران"








 معرفی شبکه آنارشیستی , در صفحه شبکه آنارشیستی می خوانیم :

شبکه آنارشیستی , شبکه همکاری مشترک و داوطلبانه آنارشیستهایی در ایران ,ترکیه , آمریکا, کانادا ,آلمان و....است . وبلاگ شبکه آنارشیستی مطالب آنارشیستی را به زبانهای فارسی ,عربی ,کردی, ترکی ,انگلیسی ,فرانسوی ,آلمانی و..... منتشر خواهد کرد و مطالب فارسی آن موضوعات مختلف و متنوعی را در بر خواهد گرفت.شبکه آنارشیستی تلاش خواهد کرد که هر چه بیشتر بین المللی باشد و شبکه خود را گسترش دهد. ما انسانهایی هستیم که برای دستیابی بشریت به دنیایی بدون دولت و حکومت که خود تک تک افراد جامعه بشری حاکم بر سرنوشت خویش باشند و هیچ قانون و هنجاری در برابر آزادی و برابری شهروندان دنیا وجود نداشته باشد مبارزه می‌کنیم. ما هنوز در دوران ماقبل از رنسانس هستیم و مناسبات ارباب رعیتی در قالب مناسبات سرمایه داری هنوز وجود دارد و برای گذر از این دوران نیاز به تابو شکنی و هنجار شکنی در همه ساختارهای سیاسی،اجتماعی،فرهنگی‌ و... میباشد، که بهترین آلترناتیو از نظر ما آنارشیسم میباشد. ضمنا مقالات درج شده در وبلاگ به دلیل اینکه از منابع مختلف جمع آوری میشود الزاماً نشانگر نقطه نظرات و دیدگاه گردانندگان آن نمی‌باشد.



آدرس وبلاگ شبکه آنارشیستی 



آدرس صفحه فیسبوکی شبکه آنارشیستی






آدرس پیج فیسبوکی شبکه آنارشیستی 


 
 آدرس پیج فیسبوکی بلوک سیاه ایران 




آدرس پیج فیس بوکی "کارگران آنارشیست ایران"






ویدئو پیام بلوک سیاه ایران به رفقای عرب زبان: در تحریم انتخابات و عمل مستقیم همکاری کنیم. 
 


بْلآكْ بْلوكْ ايران
blackblocofiran@gmail.com
blackblociran@yahoo.de

اللاسلطويون في المغرب
Individuanar@gmail.com

نیمه شب نوشته ها 56 - بهروز سورن: پایان کار گزارشگران چرا؟



 اطلاعیه مختصر گزارشگران علیرغم گویا بودنش ولی سوالات بسیاری ایجاد کرد که دوستان در نامه هایشان بدان اشاره داشته اند. این مطلب شاید پاسخی به برخی از این سوالات باشد. از همه  عزیزان برای همدلی و نامه های سرشار از محبت شان از همین طریق سپاسگزارم.همچنین از ستاره گرامی که با نوشته اش ما را شرمنده از این اقدام و انتشار این اطلاعیه می کند. آنهائی که با گزارشگران همراه بوده اند بخوبی میدانند که گزارشگران هر زمان که رخستی یافته است از هم صدائی و همبستگی در خبر رسانی گفته است و در تلاشهائی مشترک نیز از جمله تجمع ( کانون روزنامه نگاران و نویسندگان برای آزادی ) همراه تعداد کثیری از رسانه ها و فعالین سیاسی دیگر شرکت جسته است.
این تلاش ها در امتداد فعالیت خبررسانی سایت ادامه داشته و تا همین لحظات با کوشش برای تدارک تجمعی از وبلاگنویسان آزادیخواه همراه بوده است. راه اندازی گزارشگران با این تصور همراهی داشته که به تشکیل  قطبی خبری از نیروهای ازادیخواه و برابری طلب یاری رساند. این تصور اما با واقعیات موجود در میان این نیروها در خارج از کشور همخوانی نداشت. کوشش های ما و تعداد کثیری از همفکران ما در وبلاگ خانه ها و سایتهای دیگر با دیواری از تفکر سنتی – سکتاریستی  برخورد میکرد که تمایلی به خروج از تعلقات فکری  خود نداشتند و تمایلات گروهی و جمعی خود را بر نیازهای حقیقی جنبش مبارزاتی در خارج کشور که از جمله ایجاد رسانه ای رسا و توانا که صدای تبعید را بداخل برساند,  ارجحیت میدادند. این تمایلات بعنوان مانع و رادع در برابر شکلیابی قطبی خبری و قدرتمند و از این نیروها قرار میگرفتند.
از سوی دیگر پیشرفت های تکنیکی و نیازمندی های نوین در عرصه فعالیت مجازی,  نشانگر عقب ماندگی  رسانه های تک سلولی و حتی تجمع چند سلولی بودند. به تعبیری دیگر و از زاویه دید گزارشگران عصر, عصر شبکه های اجتماعی است حال آنکه رویای ایجاد همبستگی میان تک سلولی ها پس از سالها درجا زدن به تئوری کهنه ای تبدیل شده بود.
در شرایطی که شبکه های اجتماعی متکی به تکنیک های جدید برنامه ریزی در روند جابجائی های سیاسی و تغییرات در این حوزه نقش بازی می کردند و تاثیر گذار بودند, رسانه هائی همانند گزارشگران در جستجوی حفظ شرایط موجود خود و نگهداری محدوده بازتاب آن بودند. سایت های دیگر نیز که در چارچوب حذف کلیت رژیم و با فاصله از اصلاح طلبان و رفورمیست ها حرکت می کردند, اوضاع بهتری نداشتند. با نگاهی به آمارهای رسمی از جمله آلکسا اوضاع نا مطلوب و بویژه اتمیزه رسانه های مخالف رژیم را میتوان بررسی کرد. شبکه های اجتماعی اما سیاستگذاری می کردند. به یک دلیل ساده که تعلق عمومی تری داشتند.
 اینکه گردانندگان این شبکه ها در دام تبلیغات پولساز و درآمدهای جنبی از این بابت افتادند و بمرور همانند بالاترین به سرکوب ازادی بیان و عقیده نویسندگان و وبلاگ های آزاد و مستقل پرداختند و زرق و برق توانائی های سلطنت طلبان و سبزها این سیاست بالاترین را ترغیب کرد اما از این حقیقت نمی کاهد که امروزه شبکه های اینترنتی حرف اول رسانه ای را می زنند. ضمن باور به اینکه برخی از رسانه ها بلحاظ وابستگی شان به نهادهای متصل به امکانات برخی از دولت ها توان انعکاس خود را نیز افزایش داده اند و در زمره پر بیننده های اینتر نتی قرار دارند.
 آنانکه جیب های سنگین تری دارند توانائی انعکاس و تبلیغات بیشتر نیز دارند. با وجود این هنوزتفاوت و فاصله ای بسیار با شبکه های عمومی دارند . اعتراضات خیابانی چند سال گذشته برخا با هماهنگی های جوانان در شبکه های اجتماعی صورت می گرفت. خبر رسانی لحظه ای بدون حضور شبکه های اجتماعی قطعا با تاخیر انجام می گرفت. دنیای ارتباطات و تکنولوژی پیشرفته آن همانند اینترنت اگر چه بستر پایه ای تبادل نظر و افکار و اخبار است اما ابزار بکارگیری آن در حوزه سیاسی و اجتماعی, شبکه های اجتماعی هستند که  اعضای آن صرفنظر از اختلافات جزئی یا اساسی با هم در آن تجمع دارند.
گزارشگران چنانچه میانگین ده سال فعالیت آنرا در نظر بگیریم روزانه نزدیک به هزار بیننده داشته است. چنانچه فراز و فرود آنرا فراموش نکنیم. بعنوان نشریه ای اینترنتی با تعلقات و تشخص خود این بازتاب مقبول و قابل تحسین است. اما زمانی که در نظر بگیریم یکی از همین شبکه های اجتماعی در اوج اعتراضات خیابانی تنها ده هزار آنلاین در یک لحظه داشته است میتوانیم از دامنه توانائی های این شبکه های اینترنتی خبر دار شویم.
چنانچه در نظر بگیریم که برخی از تظاهرات در خیابانها مستقیما از طریق اطلاع رسانی در یکی از شبکه های اینترنتی صورت یافته است سپس میتوانیم نقش آن وبلاگنویس در تحولات سیاسی مصر را ارزیابی کنیم. سوالی که همواره در برابر گزارشگران قرار گرفته است این است که چشم انداز فعالیت های حجیم همکاران این رسانه چیست؟ دامنه تاثیرگذاری آن کدام است؟ بود و نبود این رسانه در روند تحولات سیاسی اجتماعی چه تغییراتی ایجاد خواهد کرد؟ در شرایطی که سانسور و سرکوب رسانه ها در داخل کشور بیداد می کند, این رسانه کدام مقاومت را در برابر آن سازماندهی خواهد کرد؟
این نکته هم روشن است که در مواردی بلحاظ خبر رسانی و تولید مطالب و بویژه فراخوان ها این رسانه با همیاری همراهان خود بلحاظ موردی توانا بوده است. تنها یکی از تلاشهای این رسانه با همراهی برخی از فعالین کارگری دیگر ( فراخوان مربوط به رضا شهابی ) بعنوان گسترده ترین فراخوان امضاء شده حمایت کنندگان در خارج از کشور شناخته می شود. اینکه ارتباطات گسترده با داخل کشور از مشخصه های این رسانه بوده است نیز پیداست. اما این نکات تنها بخشی از حقایق است.
واقعیت دیگر این است که بسیاری از مطالب منتشر شده در این رسانه متونی هستند که همزمان در تعدادی دیگر از رسانه ها نیز منتشر می شوند. خوانندگان مشخصی دارند. بازدید کنندگان  رسانه مطلب مورد نظر را در تعدادی دیگر از رسانه ها نیز می توانند بخوانند. برخی از فعالین لیست های جمعی با رقم دویست و پنجاه ارسالی دارند در حالی که مطالب فرستاده شده آنها تنها در بر گیرنده تمایلات بخش کوچکی از اپوزیسیون خارج کشور است. وب گردی از علایق و تمایلاتی است که همگانی نیز می باشد. نوشتارها و مطالب که بصورت فله ای ارسال می شوند اگر چه متون ارزشمند هستند اما سیمائی تکراری و خسته کننده برای رسانه ها ایجاد می کنند و از جذابیت و تنوع مطالب آن رسانه می کاهند.
ما در اوج میرویم!
این نکته گفتنی است که گزارشگران پایان فعالیتش را در اوج اعلام می کند. جائی برای شادی دشمنان آزادی و برابری نیست. این رسانه دکانی ورشکسته نیست. میدان محدود خود را رها می کند تا در مکانی دیگر حضور یافته و موثر تر و کاری تر از گذشته به سهم خود بر استبداد و سانسور بشورد و برای باز پس گیری آزادی به یغما رفته توسط جمهوری اسلامی دوش بدوش خیل عظیم آزادیخواهان تلاش کند.
سانسورچیان در میان تبعیدیان!
ده سال فعالیت رسانه ای اگر چه دوستان مان را هویدا کرد اما نشان داد که صرف نامیده شدن بعنوان تبعیدی و یا لیبرال و چپ نمیتواند مترادف با آزادیخواه, رهائی طلب و ... قرار گیرد. بخشی از رسانه ها گزارشگران را بجرم!! رادیکالیسم و استقلالش تحریم کردند و تعدادی از فعالین سیاسی بظاهر چپ غضب خود را از این چموش!! منتقد و غیر سازمانی خود بارها بیان کردند. لمپن های دنیای مجازی نیز از هیچ ابزار و شعبده بازی  برای ایجاد تردید و ابهام در مورد این رسانه دریغ نکردند. تاوان غیر وابستگی را ما تنها به جمهوری اسلامی ندادیم. این ویژگی بهانه ای برای حمله فرقه گرایان در صفوف اپوزیسیون خارج از کشور و از جمله چپ سنتی - سکتاریست نیز به ما بود.

قربانیان جمهوری اسلامی و زندانیان سیاسی!
به جرات میگوئیم که در یک دهه اخیر هیچ  نهادی رسانه ای در اندازه ها و توانائی های سایت گزارشگران در زمینه افشا و انتشار اسناد رسوائی رژیم در این زمینه تلاش نداشته است. دهها گفتگو و مطلب و فراخوان بیلان این کوشش ها بوده است. که در لینک ها و آرشیوهای سایت قابل دسترسی هستند. این کوشش ها را هم وظیفه خود دانسته ایم و هم بدان مفتخر هستیم. در این زمینه از فعالیت هایمان از سوی برخی رسانه ها بطور مطلق سانسور شدیم. اتهام, نگاه عمومی ما به پدیده زندانیان سیاسی و این گفتمان بود. بر این نگاه همچنان ارزش می گذاریم و معتقدیم که بدون آن مردم کشورمان نمیتوانند موفق به محو این پدیده  از زندگی شان شوند .

حملات ایذائی نیروهای غیبی!
در پروسه فعالیت هایمان بمرور و فزاینده با حملات ایذائی روزانه ناشناختگان روبرو بوده ایم. ابعاد این هجوم را میتوان با یک ساعت کار خنثی کننده روزانه تعریف کرد. تهاجمی فلج کننده و سازمان یافته از سوی نیروهائی که بر ما نیز هویتشان پوشیده است.

دو بار حک شدیم!
سالها قبل نیروهای مزدور جمهوری اسلامی در یکی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ضمن حک کردن این رسانه تصویری از سوار کار روی اسب و شمشیر بدست را روی صفحه اول سایت حک کردند. باز سازی شدیم و به راهمان ادامه دادیم. چندی پیش نیز سایت مورد هجوم واقع شد. بر طبق گزارشات دوستان گزارشگران حمله اخیر نه از سوی جمهوری اسلامی که از طرف یکی از هواداران سازمانهای سیاسی در خارج کشور صورت یافته بود. باز سازی و براه خود ادامه دادیم.
بسیاری از فعالین سیاسی در روند فعالیت گزارشگران مستقیما در انتشار آن فعالیت داشته اند و برخا روزانه ساعاتی را به آن اختصاص داده اند که در همین سطور از آنان سپاسگزاری می کنم و امید که در آینده نیز در بسترهای دیگر کار جمعی در کنار هم باشیم.  
از تمامی رسانه هائی که در کنار گزارشگران بوده اند و در انتشار مطالب این رسانه زحمت کشیده اند قدردانی و آرزوی موفقیت برای آنها:

راه کارگر نیوز
وبلاگ پرتو
راه کارگر کمیته مرکزی
اندیشه نوین
اتحاد کارگری
آزادگی
ایران گلوبال
وبلاگ اشتراک
آزادی بیان
پیک ایران
سینمای آزاد
حزب کمونیست ایران
باز آفرینی واقعیت ها
البرز ما
لجور
سبد سبد ستاره
ایران تریبون
مبارزان کمونیست
ملیون ایران
هزل دات کام
احترام آزادی
پژواک ایران
رنگین کمان
کانون زندانیان سیاسی
دیدگاه
اطلاعات نت
جافک
سلام دمکرات
رادیو برابری
SPI
دگرگونی
ایران امروز
و ....

2.5.2013