ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۳, چهارشنبه

آقایان و خانم های مجلسی شرمتان باد


لایحه ای شرم آور به نام "حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست"روز یکشنبه ۳۱ شهریور با تصویب مجلس برای تایید به شورای نگهبان رفته است.  با تصویب چنین قانونی در مجلس لکه ننگ دیگری در کارنامه سیاه مجلس جمهوری اسلامی افزوده  شد. پیش از این در لایحه حمایت از کودکان، ازدواج "سرپرست" با "فرزندخوانده" به طوری کلی "ممنوع" بود، نمایندگان مجلس اما با اصلاح ماده مربوط به این موضوع (ماده ۲۷)، ازدواج سرپرست و فرزندخوانده را "مشروط" به حکم دادگاه صالح کرده‌اند. 
در اینجا ابتدا نگاهی به خلاصه قسمت هایی ازانتقادهای  خانم توران ولی‌مراد، مدیر "شبکه ایران زنان" می اندازیم " تغییرایجاد شده در این لایحه توسط مجلس در دومین دور مصوبات آن، نقض صریح و آشکار حقوق کودکان و بچه های دختر و حقوق بشر است که تناقض صریح با کنوانسیون های بین المللی دارد.  تبصره ماده 27  خشونت آشکار جنسی علیه دختربچه های بی سرپرست زیر سن بلوغ حتی دختربچه ها در سن دوره حضانت است.این ماده اگر به قانون تبدیل شود علاوه بر قانونی کردن خشونت جنسی علیه دختربچه های بی سرپرست، باعث عدم تمایل زنان متاهل به گرفتن فرزندخوانده دختر، بر هم زدن امنیت روحی زنان در این خانواده ها، فرهنگ سازی در جامعه در این راستا و شکستن قبح اجتماعی آن می باشد. قید ذکر "در زمان حضانت" حتی ازدواج با دختران زیر سن 9 سال را هم دربرمی گیرد که بالاتر از خشونت جنسی و روانی، مرگ در اثر صدمه های جسمی و جراحت را می تواند به دنبال داشته باشد.
 تحقیقات و شواهد همه نشان می‌دهند حتی سخن گفتن از این مسائل در جوامع خطرناک است. مطرح کردن این مسائل، قبح آن را ازبین برده و باعث رواج آن می‌شود چه برسد به قانونی کردن آن. من متاسفم که این ماده در مجلس تصویب شده و نماینده‌ها با آن موافق بوده‌اند.
 تعجب می‌کنم که چرا زنان مجلس به این ماده اعتراض نکردند. من نمی‌دانم خانم‌هایی که در مجلس هستند پس قرار است چه کار بکنند؟ مردان هم همین طور؛ این‌ها خودشان پدر هستند فکر نمی‌کنند این اتفاق می‌تواند برای دختر بچه خودشان هم بیافتد؟ نمایندگان مجلس وقتی در خصوص مسائل مربوط به کودکان تصمیم گیری می‌کنند باید تمام بچه‌های کشور را مثل بچه‌های خودشان فرض کنند. با چه عقل و منطق و استدلالی می‌توان پذیرفت که مردی که قرار است برای کودک بی پناهی پدری کند، اجازه داشته باشد با او ازدواج کند و با وی رابطه جنسی داشته باشد؟
  کسی که می‌خواهد رابطه جنسی برقرار کند مرد است، قاضی هم مرد است. اگر نمایندگان توانسته‌اند چنین ماده‌ای را تصویب کنند پس چنین قاضی‌ای هم که رای به ازدواج بدهد پیدا می‌شود.
 این قانون به جوانمردی و تقویت روح رحمت و عطوفت صدمه می‌زند و حس هوس‌رانی و بوالهوسی و طمع‌ورزی و علاقه به داشتن ارتباط جنسی با کودکان را تقویت می‌کند، یعنی از اساس خطاست.
 کدام زنی می‌تواند قبول کند که بچه ای را بیاورد و برایش مادری کند، در حالی که بداند این کودک می‌تواند شریک عاطفی و جنسی شوهرش بشود؟ همین مسائل به سادگی سلامت خانواده را هم تهدید می‌کند.
 در همه جای دنیا قانون تصویب می‌کنند، فرهنگسازی می‌کنند و از لحاظ اجتماعی امکانات فراهم می‌کنند که هیچ فرد بالغی اجازه نداشته باشد به یک بچه نابالغ با انگیزه جنسی دست بزند و این کار جرم به حساب می‌آید. ما که قرار نیست مسیر عکس را برویم.
نباید لطف و رحمتی که یک فرد به یک بچه بی‌سرپناه می‌کند به هوس و طمع بهره‌وری جنسی آلوده شود.
 چنین قانونی امکان بهره بردن جنسی از کودکان را فراهم می‌کند. زاویه دید باید پدر و فرزندی باشد تا سرپرست بتواند پدری کند. چنین مسائلی باید تقبیح و مطرود بشود نه اینکه با اما و اگر چنین مساله‌ای را مجاز کنند.
من به فعالین حقوق کودک و حقوق زنان، نهادهای مدنی و رسانه‌ها امیدوارم که بتوانند از هر طریق که می توانند، اعم از ایجاد موج رسانه‌ای و به صحنه آوردن مردم یا لابی و برقراری ارتباط با اشخاص موثر کاری کنند. کسانی که در مقام مسوولان این جامعه نشسته‌اند باید متوجه باشند که مردم به آنها اجازه نمی‌دهند قانون هایی این چنین را تصویب کنند و به اجرا درآورند چرا که این گونه اعمال خلاف عقل است...... مساله یک کودک بی‌سرپرست، یک بچه بی پناه است که در جامعه مدنی مسئولیت حفظ و نگهداری و سلامت او از ابعاد مختلف وظیفه دولت است. یعنی دولت موظف است زمینه و امکانات سلامت جسمی، روحی و روانی او را تامین کند و سلامت رشد و شخصیت او از همه لحاظ وظیفه دولت است تا بالغ بشود. حالا دولت می‌خواهد امکاناتی را فراهم کند که این بچه بتواند در خانواده رشد کند و از حمایت خانواده برخوردار باشد. یعنی داشتن پدر و مادر و احتمالا خواهر و برادر را تجربه بکند و محبت پدر و مادر را حس کند. حالا چطور ممکن است اجازه بدهند که کسی که قرار است جای خالی پدر را برای او پر کند با این بچه ازدواج کند و رابطه جنسی داشته باشد؟"(لطفا برای خواندن متن کامل مصاحبه اینجا کلیک کنید.)

انجمن حمایت از حقوق کودکان در مطلبی تحت عنوان فرزندخوانده نمی‌تواند هم فرزند باشد و هم همسر به نقد 2 ماده  22 و 27 می پردازند که لطفا برای خواندن انتقاد آنان نیز اینجا کلیک کنید.

 به باورمن مردی که سرپرستی کودک را به عهده می گیرد حتی اگر هرگز حتی چنین فکر غیرانسانی به مغزش خطور نکرده باشد اما هر لحظه باید منتظر باشد که بخشی از جامعه نگاه دیگری به او داشته باشند و بسیاری به خاطر چنین نگاه و فضایی در جامعه حاضر نشوند که سرپرستی کودکی را به عهده بگیرند و یا نسبت به کودک در جامعه چنین نگاهی ایجاد شود و باید کودک بتواند در جامعه از خودش دفاع کند که چنین چیزی رخ نداده است.
 چرا مردان و زنان مجلس نمی توانند به یک کودک با نگاه پدرانه و مادرانه نگاه کنند ?!
  تفکر مردسالاری و ضد زن کاملا در حاکمیت نهادینه شده است و اساس قوانین جمهوری اسلامی با تبعیض بر علیه زنان بنا شده است و اینگونه اخبار نشان می دهد که این رژیم اصلاح پذیر نیست و ببینید که این رژیم چقدر برای جامعه ایران فاجعه بار است. در واقع افکار عمومی و مردم باید از نظاره گری خارج شوند و با استفاده از رسانه های موجود مانند وبلاگ ها ,فیسبوک ,فریند فید ,تویتر, گوگل پلاس و......دست به افشاگری و اعتراض بزنند.
  واقعا جامعه را به سوی فاجعه و نیستی پیش می برند.اگر اینگونه اخبار نابودی ایران و جامعه ایرانی نیست پس چیست ?
جامعه را باید نسبت به همه اخبار و رویدادها حساس کرد و نه اینکه نسبت به عملکرد حاکمان بی تفاوت باشند.افزایش مطالبات رژیم را هر چه بیشتر دچار بحران خواهد کرد.تا زمانی که جامعه و افکار عمومی اعتراض نمی کند رسانه ها می توانند مطالبات اعتراضی را به درون جامعه ببرند و تبدیل به مطالبات عمومی اعتراضی کنند.
الان با موج خوش باوری که رژیم توسط حسن روحانی بر افکار عمومی حاکم کرده است ما باید هر چه بیشتر بر این نقاط سیاه نورافکن بیندازیم و دقل بازی حاکمیت را افشا کنیم.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ مهر ۲, سه‌شنبه

خواهان استعفا و یا اخراج مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش شویم




سومین دور بازی‌های همبستگی کشورهای اسلامی "در شهر پالم بانگ اندونزی با حضور ۲۷۵ کاراته‌کا از ۲۸ کشور برگزار شد. به نوشته رسانه‌‌های ایران انتشار عکسی از تیم کاتای ایران در مسابقات روز نخست، واکنش مرضیه اکبرآبادی را به دنبال داشته است. معاون ورزش قهرمانی وزارت ورزش در بخش بانوان در تماس با مسئولین تیم در اندونزی خواستار حضور نیافتن باقی نفرات تیم در مسابقات شده بود. این درخواست در حالی به مسئولان تیم ابلاغ شد که اعضای تیم از حجابی که به تصویب فدراسیون جهانی و اتحادیه آسیا رسیده استفاده کرده‌اند."


با توجه به چنین اتفاقی , وبلاگ نویسان و تمامی فعالین ورزشی ,فرهنگی , اجتماعی و افکار عمومی  می بایست خواهان استعفا و اخراج  مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش شوند و از ایشان شکایت کنند (چنانچه که دوباره مقصر بوده باشند چراکه گفته است شماره تلفنی از تیم در اندونزی نداشته‌ام ولی بهرام افشارزاده نوشت: ای کاش به جای اینکه خانم اکبرآبادی با سرپرست تیم تماس می‌گرفت با من یا رئیس فدراسیون کاراته مشورت می‌کرد. متاسفانه به راحتی مدال طلا را از دست دادیم. شاید اگر خانم اکبرآبادی با من تماس می‌گرفت این اتفاقات رخ نمی‌داد.) . چرا که ظاهرا بی مسئولیتی و دخالتهای بی جای او برای دومین بار است که برای ورزشکاران زن فاجعه می آفریند و اگر همان دفعه اول بر اخراج ایشان در رابطه با چگونگی برخوردش با خانم الهام اصغری پافشاری کرده بودیم شاید اینبار با چنین مسئله ای که باعث تحقیر ورزشکاران زن و رفتن آبروی ایرانیان و هدررفتن زحمات دختران ورزشکار در رشته  کاتای بانوان ایران شدبرخورد نمی کردیم و به قول خانم الهام اصغری: لباس بهانه است، نمی‌خواهند بانوی ایرانی موفق شود.
 الهام اصغری روز 21 خرداد رکوردش در دریای آزاد را شکست و وقتی با لبخندی بر لب در پلاژ حاضر شد، شگفت‌زده شد. به او خبر دادند رکوردش قابلیت ثبت شدن ندارد چراکه چیزی به نام لباس شنای آزاد برای بانوان وجود ندارد و از این رو نمی‌توانند این رکورد را ثبت کنند.او گفت " من با وت سوت غواصی، کلاه شنا، کاور و مقنعه به آب زدم و فکر نمی‌کنم هیچ‌یک از این موارد مشکلی داشته باشد. موضوع این است که من در پلاژ حسینی سیترا با انتظامات و نیروی انتظامی خانم به آب زدم و کایاک‌هایی که مرا همراهی کردند، خانم بودند. حتی هیچ قایق موتوری را اجازه ندادند به آن محوطه نزدیک شود تا شئونات اسلامی به هم نخورد. من با پوشش کاملا اسلامی و با مجوز فدراسیون برای رکورد‌شکنی به دریا زدم. نماینده فدراسیون شنا  جناب آقای رضوانی تشریف آورده بودند و به من گفتند که خودشان شناگر بوده‌اند. حتی به من قول دادند در صورت رکورد‌شکنی به من پاداش هم می‌دهند و خیلی هم پیش از آغاز این رکورد‌شکنی مرا تشویق کردند. وقتی پیش آقای رضوانی برگشتم به من گفتند ثبت این رکورد نشدنی است. وقتی دلیل را از او جویا شدم به من گفتند خانم اکبرآبادی، معاون وزیر ورزش، گفته‌اند نباید این رکورد ثبت شود چون چیزی به نام لباس شنای آزاد بانوان طراحی نشده است! راستش را بخواهید شوکه شدم. به آقای رضوانی گفتم ایرادی ندارد. خودم به تهران می‌روم و با او صحبت می‌کنم و توجیهش می‌کنم که شرایط چگونه است ولی وقتی به دیدار خانم اکبرآبادی رفتیم اول این‌که در ساعتی که به ما خبر دادند حاضر نشدند. من به همراه پدرم رفته بودم و بیش از یک ساعت‌و‌نیم معطل شدم تا بالاخره به دفترشان رسیدند. موضوعاتی را مطرح کردند که اصلا نمی‌توانم تصور کنم. اول گفتند که شناو ژیمناستیک بانوان باید رکورد‌گیری‌اش در فضای سرپوشیده باشد. یکی از عجیب‌ترین دلایلشان این بود که من در پلاژی از آب بیرون آمده‌ام که خانم‌ها در آنجا با لباس مایو شنا می‌کرده‌اند! به او گفتم یا پلاژهایی را که برای بانوان درست کرده‌اید، قبول ندارید یا این‌که با شنای بانوان مشکل دارید.برایش توضیح دادم چطور در سال 78 لباس تایید شده بود و مشکلی نداشت ولی الان بحث لباس را مطرح می‌کنید. جوری با من صحبت کردند که انگار کسی حتی با چادر و مقنعه هم به آب بزند، مورد تاییدشان نیست. به او گفتم چرا در نوشهر که دو، سه دوره مسابقه برگزار شده و بیش از 30 خانم هم شرکت کرده‌اند اتفاقی نیفتاده و کسی درباره لباس چیزی نگفته است. گفتم حتی من آنجا هم عناوینی به دست آوردم و مورد تایید قرار گرفت. برگشت و به من گفت خانم شما که این قدر مستعدی، رشته ورزشی‌ات را عوض کن! مگر می‌شود ورزشکاری که در شنا تبحر دارد برود و مثلا در تنیس به قهرمانی برسد؟مام بدنم زخم شده است: من برای این رکورد‌گیری لباس‌هایی پوشیده‌ام که مربوط به شنا در عمق دریاست. این لباس وقتی آب به خودش جذب می‌کند، شش کیلو سنگین‌تر می‌شود و من با این زحمت به آب زده‌ام. موضوع دیگری که برایم عذاب‌آور بود این‌که 18 کیلومتر را به صورت رفت و‌برگشت شنا کرده‌ام. وقتی آقایان قرار است رکوردشکنی کنند، ارزیابی می‌کنند اول باد کدام سمتی می‌وزد، تا در همان جهت شنا کنند ولی من مجبور شدم نیمی از مسیر را خلاف جهت باد و موج شنا کنم. خود این افراد نمی‌خواهند برای پوشش اسلامی تبلیغ شود. هر جای دیگر بود مایه مباهات بود ولی اینجا با سنگ‌اندازی می‌خواهند مانع پیشرفت بانوان شوند. این مورد فقط مربوط به من هم نیست؛ در دیگر رشته‌ها مثل والیبال و غیره هم بانوان را اذیت می‌کنند. " 
 همانطور که خانم الهام اصغری گفته بود که اینجا با سنگ‌اندازی می‌خواهند مانع پیشرفت بانوان شوند. این مورد فقط مربوط به من هم نیست؛ در دیگر رشته‌ها مثل والیبال و غیره هم بانوان را اذیت می‌کنند و اتفاقی که درحالی که تیم ملی کاراته بانوان ایران به فینال راه یافته بود، با اعتراض مصری‌ها به حجاب غیرقانونی تیم، داورایرانی این رقابت تیم بانوان ایران را بازنده اعلام کرد. به گفته مسئولان تیم یک تلفن از تهران سرنوشت بازی را تغییر داده است.
ورزشکاران ایرانی تا پیش از دیدار با مصر از "حجاب" مورد تأیید فدراسیون جهانی کاراته و اتحادیه کاراته آسیا استفاده می‌کردند. به گزارش منابع خبری داخلی، پس از انتشار عکسی از مسابقات روز نخست، مرضیه اکبرآبادی، معاون ورزش بانوان وزارت ورزش، با مسئولان تیم در اندونزی تماس می‌گیرد و در مورد پوشش ورزشکاران "تذکر" می‌دهد.
در پی این امر ظاهرا پوشش ورزشکاران تغییر داده می‌شود. مصری‌ها هم اعتراض می‌کنند که چرا ایرانی‌های در مسابقه با آنها بین کلاه و یقه خود از پارچه استفاده کرده بودند. پوشش جدید بر خلاف پوشش مورد تأیید فدراسیون جهانی بوده است.
دبیر کل کمیته ملی المپیک ایران، معتقد است که تماس معاون ورزش بانوان وزارت ورزش عامل حذف کاراته کاها شده است. پایگاه اینترنتی قدس‌آنلاین روز سه‌شنبه (۲۴ سپتامبر/ ۲ مهر) به نقل از بهرام افشارزاده نوشت: «ای کاش به جای اینکه خانم اکبرآبادی با سرپرست تیم تماس می‌گرفت با من یا رئیس فدراسیون کاراته مشورت می‌کرد. متاسفانه به راحتی مدال طلا را از دست دادیم. شاید اگر خانم اکبرآبادی با من تماس می‌گرفت این اتفاقات رخ نمی‌داد.»
 البته مرضیه اکبرآبادی، معاون وزیر ورزش در حوزه بانوان در گفت‌وگو با خبرگزاری‌های ایرنا و تسنیم ضمن تکذیب سخنان مسئولان تیم گفته است: "شماره تلفنی از تیم در اندونزی نداشته‌ام"

پاینوشت: لینک مرتبط

از "کمپین درخواست از روحانی برای عزل مرضیه اکبر آبادی" تا کاریکاتور "داغ دلِ دختر های کاراته کار"




ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۳۰, شنبه

نیمه شب نوشته ها 70 – بهروز سورن: خانم ها و آقایان ما اشتباه کردیم. اعدام نباید گردد




مطلبی را امروز در رسانه های متعددی دیدم که مرا بی اختیار به سی و چند سال قبل کشاند. آندوران که جوان بودیم و بیش از اتکا به دانش و منش خود چشم به رفتار های سیاسی اجتماعی دوستان مجرب خود داشتیم و تا حدود بسیاری دنباله روی از آنان را راه صحیح می شمردیم. طبیعی بود که داده های آنان به ما جوانتر ها نیز نسبی بود و دستخوش سطح آگاهی و دانش سیاسی موجود قرار گرفته بود.
طبیعی است که آنان نیز که امروز خوشبختانه زنده اند و در عرصه سیاست تکامل یافته اند و بویژه با اشنائی مناسبات پیشرفته دمکراتیک در اروپا و آمریکا بلحاظ سیاسی و اجتماعی , امروزه درباره شعارهای موجود آندوران مکثی و سکوتی می کنند و مجازات اعدام را ناراست می نامند و می پندارند. چنانچه امروز از آنها سوال شود که آیا هویدا و قطب زاده و .... میبایستی اعدام شوند قطعا پاسخی منفی خواهند داد.
نظرم به طیف هائی است که از محدوده تاثیرپذیری از مشی چریکی و پارتیزانی بدورند. چه در این نمایش سیاسی دشمنان خلق محکوم به مرگ و نابودی هستند و مبارزه دو طرف دارد. نایبان مردم و دشمنان مردم. خون شفق آتش و آذرخش میان خلق و دشمنانش فاصله انداخته است و دره عمیق  موجود میبایستی با اجساد پر شود.
بیست و پنجم شهریور مصادف است با روز اعدام صادق قطب زاده در دادگاهی غیر عادلانه و متاثر از جو پرهیاهو و مسموم مذهبی از  روی کار آمدن مذهبیون بر خاکستر نظام پلید پهلوی و در آندوران شعار اعدام باید گردد! زمزمه تجمعات چپ در صحن خیابان ها بود.
صادق قطب زاده که در ردیف بنیانگزاران جمهوری اسلامی بشمار میرفت با مخالفت هایش با روند گسترش و تکامل نظام فاصله گرفت و در ردیف دشمنان قرار گرفت. بدون حداقل امکانات در برخورداری از شرایط عالدلانه دادگاه و بدون اعتراضات سراسری آگاهان در زندان اوین اعدام شد. اعتراضی سر نگرفت و اشکی ریخته نشد. شتری که در خانه او خوابیده بود پس از اندک مدتی پای خانه هزاران دگر اندیش دیگر خوابید و جملگی را به دیار نابودی کشاند.
 درسی که از این واقعه برای آموختن است اینکه زندانی سیاسی را نمیتوان به تمایل و خواست دسته بندی کرد. چنانچه قصد نهادینه کردن نابودی زندان های سیاسی و دفاع از حق دگراندیشی داریم بنابر این موظفیم که کلا پدیده اعدام و نابودی انسانها رامذموم بشماریم و نقد کنیم.
این همان نکته ایست که برگزارکنندگان گردهمائی پنجم زندانیان سیاسی در هلند که بزودی برگزار خواهد شد. از انظار عمومی دور نگه داشته و مسکوت می گذارند و به ابهامات و سوالات در حاشیه وقعی نمیگذارند زیرا خود بر پاشنه آشیل های در مراسم و گروه هنری خود واقفند! بخش غالب خانواده های زندانیان سیاسی از جریانات متنوع در خارج از کشور در محفلشان جایی ندارند و اغلب بازماندگان آندوران جنایت خونین نادیده گرفته می شوند.
در چنین مقامی میتوان از نهادینه شدن لغو مجازات اعدام و حذف واژه زندانی سیاسی در آینده کشورمان هیچ گفت و مستانه بدور خود چرخید و به ضرورت ها و ملزومات شرایط موجود تبسمی تلخ کرد. اینهمه سخت سری بی ارتباط با اسپانسورها و ساپورت ها که اتفاقا بر اینجانب محرز است, نیست. گزارش شفاف مالی گردهمائی پنجم میتواند یکی و تنها یکی از این ابهامات را بمعرض دید افکار عمومی بگذارد.

بهروز سورن

25. 09. 2013

متن کامل دفاعیات او را در لینک زیر ببینید


ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۲۶, سه‌شنبه

اختلافات علما در تحلیل سخنان علی خامنه ای در باره نرمش قهرمانانه



نظر آیت الله عصرسوتی ( لعنة الله عليه) در باره منظور آقا از نرمش قهرمانانه می گوید:
  آقا در دیدار روز سه شنبه 26 شهریورماه با فرماندهان قاچاقچی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفته اند « من مخالف حرکت های صحیح دیپلماسی نیستم. بنده معتقدم به آنچه سال ها پیش، نرمش قهرمانانه نام گذاری شد.»"
 تاریخچه این دسته گل آقا فکر نکنید مختص امروز است و یکدفعه آقا از یکجای خود بیرون آوردند و برای اولین بار حرف مفت و مزخرفی زدند یا اینکه می خواهند شکست را پیروزی جلوه دهند و رهبر مسلمین جهان ,امت حزب الله را بیشعور فرض کردند و می خواهند با شعار مرگ بر آمریکا مذاکره کنند و به گه خوردن افتادند , نخیر آقا ,این جمله و عملکرد آقا سابقه تاریخی دارد.
"نرمش قهرمانانه، یادآور کتابی است که خود آقا در 30 سالگی (سال 1348 خورشیدی) ترجمه کرده اند.( صلح الحسن نوشته شیخ راضی آل یاسین). مترجم عنوان صلح امام حسن؛" پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ" را برای آن در نظر گرفت." 
" آیا اشاره ظریف و گذرای رهبر به این که « معتقدم به آنچه سال ها پیش نرمش قهرمانانه نامگذاری شد» یادآوری عنوان جانبی همان کتاب در 44 سال پیش  و صحه گذاری  غیر مستقیم بر سیاست تنش زدایی و صلح طلبی نیست که با شیوه های جدید توسط دولت دکتر حسن روحانی دنبال می شود؟  اقتضای رهبری و تجربه 34 ساله البته افزودن قید « به یاد داشتن حریف و دشمن» است. "
همانطور که می دانید آقا نخستین بار پس از حادثه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ دستگیر و چند بار به زندان و سپس به شهری دیگر تبعید شد و چون فشار ساواک به چند جای آقا فشار سختی آورده بود(گریه حضار) بنابراین رسما با ترجمه این کتاب در سال 1348نام همکاری با ساواک و آشتی با حکومت پهلوی را پرشکوه ترین نرمش قهرمانانه تاریخ نام گذاری و تئوریزه می کند یعنی هم خود با حکومت پهلوی آشتی می کند و هم دیگران را تشویق به نرمش با حکومت شاه می کند و اینک هم فشارغرب به چند جای آقا فشار آورده است(گریه حضار) بنابراین بدانید که سخت است این فشار(گریه حضار) البته افزودن قید « به یاد داشتن حریف و دشمن» درست مانند عکس که شورت سفید پاش کرده ما هم شورت سفید صلح  پایمان است در مقابل آمریکا و همانطور که آقا گفت "یک کُشتی گیر فنی نیز برخی مواقع بدلیل فنی نرمش نشان میدهد اما فراموش نمیکند که حریفش کیست و هدف اصلی او چیست؟" دقیقا مانند عکس, دشمن زورش چند برابرما است بنابراین فعلا با غرب بر سر انرژی هسته ای بازی ,بازی می کنیم تا کار بمب تمام شود و فعلا دچار مشکل فنی شدیم و فشار آید به چندجا (گریه حضار)

نظر آیت الله شب دردسری  ( لعنة الله عليه) در باره منظور آقا از نرمش قهرمانانه می گوید: یعنی اینکه اول قهرمان می شویم و بعدا نرمش می کنیم نه اینکه اول نرمش کنیم و بعد قهرمان شویم.البته تفکیک جنسیتی در این طرح بسیار حیاتی است بنابراین ما نمی توانیم با آمریکا همزمان نرمش کنیم بلکه اصول شرعی می گوید آنها در آمریکا نرمش کنند و ما در ایران نرمش می کنیم اما به یک شرط ما آماده نرمش قهرمانانه با آمریکا هستیم و آن این است که ما قهرمان و پیروز این نرمش اعلام شویم تا هم خدای متعال راضی باشد هم رهبر شیعیان جهان و هم امت اسلامی که همچنان در هر نماز جمعه بگویند مرگ بر آمریکا


نظرآیت الله خاتمه الختم ( لعنة الله عليه) در باره منظور آقا از نرمش قهرمانانه می گوید:یعنی اینکه اول قهر می کنیم با آمریکا و بعد با آمریکا نرمش می کنیم و بعد قهرمانانه اعلام پیروزی می کنیم درست مانند جنگ ایران و عراق که ما با خوردن جام زهر پیروز شدیم . با نرمش قهرمانانه باز مشت محکمی می زنیم بر دهان آمریکا




  نظرآیت الله دسته کلیدی ( لعنة الله عليه) در باره منظور آقا از نرمش قهرمانانه می گوید: یعنی اینکه ما در لبنان و فلسطین با اسرائیل نرمش می کنیم و بعد همراه با اسد در سوریه با فرستادن نیروی نظامی نرم ,نرمش می کنیم و بعد از موج اسلام خواهی و بهار اسلامی که سرتاسرخاورمیانه را فرا گرفته است با دشمنان اسلام نرمش فراوان و سپس قهرمانانه ولی یواشکی با آمریکا مذاکره می کنیم و بعد از پذیرش تمام شروط آمریکا,اما ما اعلام پیروزی می کنیم , تازه از نوع نرمش قهرمانانه


 نظر آیت الله فسیلی جمکرانی ( لعنة الله عليه) در باره منظور آقا از نرمش قهرمانانه می گوید: یعنی اینکه با آمریکا رقص تانگو می کنیم ولی قبلش نرمش می کنیم و در حین رقص تانگو با آمریکا بر سر اینکه ما در حال ساخت بمب هسته ای هستیم یا نه ,شرط بندی می کنیم و هنگام رقص ,کلید خود را نشان می دهیم و می گوئیم این کلید مراکز هسته ای و غنی سازی اورانیوم است و تا آمریکا می گوید کو, بده تا ببینم ,بعد از دادن کلید, ما می گیم ,یادم تو رو فراموش و اینگونه مسئله هسته ای مشکلاتش برطرف می شود و ما قهرمانانه پیروز می شویم .

طنزی از آیت الله نرمشی امجدی پشمکی( لعنة الله عليه) 18.09.2013

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۲۲, جمعه

" هماهنگی " و یا ایجاد یک " شبکه همکاری مبارزاتی" و با کدامین نیروها ؟


 
دعوت به هماهنگی و یا همکاری برای سرنگونی جمهوری اسلامی :

آنارشیستها در ایران نیز می توانند ازتجربه همکاری مبارزاتی آنارشیستها با کمونیستها ، سوسیالیستها و جمهوریخواهان در جنگ داخلی اسپانیا به عنوان یک طرح مبارزاتی به نوعی با توجه به شرایط خاص ایران و نیروهای فعال در عرصه سیاسی آن ,جهت هماهنگی مبارزاتی استفاده کنند. بنابراین می توان با آن بخشی از گرایشات سیاسی در بین جمهوریخواهان ,کمونیستها ، چپ ها, سوسیالیستها و دیگر نیروهای رادیکال مبارز موجود درعرصه سیاسی ایران که عملگرا و سرنگونی طلب هستند٬ امکان ایجاد یک شبکه مبارزاتی را با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی بررسی کرد. یا حداقل هماهنگی هایی را در مبارزه مشترک آنارشیستها و دیگر مبارزین برای سرنگونی جمهوری اسلامی ایجاد کنیم تا مبارزات همه مبارزین از تاثیرگذاری بیشتری برخوردار شود.**

**هماهنگی‌ در شرایطِ خاصی‌ با اصول و افکار آنارشیستی ما متناقض نبوده و به معنی عضویت در هیچ دولت و حزبی نیست.
این پیشنهاد بدین معنا نیست که آنارشیستها ایده‌آلها و آرمانهای خود را کنار بگذارند, خود سانسوری کنند و این گرایشات که تاریخا و از لحاظ فکری در مقابل تفکر آنارشیستی قرار دارند را بپذیرند.
بنیانِ این اتحاد از دیدِ آنارشیستی بر این اصل ساده استوار است که همه اهداف و ایده‌آل‌های آنارشیستی با شرایط موجود در یک مرحله به دست نخواهند آمد. در نتیجه یک آنارشیست بر سر دو راهی حفظ نظام موجود و مبارزه برای سقوطِ آن ایستاده است٬ که به طور غیر مستقیم خود به نظامی منجر میشود که تنها یک یا دو تغییر مثبت از ده‌ها تغییر مورد نیازجامعه آنارشیستی٫ یک جامعه ی بی‌ دولت و بی‌ قانون٬ را در بر خواهد داشت . مبارزه با چنین نظام‌هایی در آینده هم از وظایف ما است . مبارزاتی برای آزادی و عدالتِ و رهانیدن همه زندگان از زنجیر‌ها‌یشان و تحقق‌ِ سوسیالیسمِ بدونِ دولت٫ چه در محلات چه در سطح کشور.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۹, سه‌شنبه

دفتر یادبود و دادخواهی قتل عام شدگان و جان بدر بردگان و خانواده های آنان در کشتارگاه های جمهوری اسلامی

پروژه گزارشگران: دفتر یادبود و دادخواهی قتلعام شدگان و جان بدر بردگان و خانواده های آنان در کشتارگاه های جمهوری اسلامی و در سی و اندی سال گذشته و بویژه دهه خونین شصت! برای امضا و پشتیبانی شماست!






دوستان و یاران گرامی!

این دفتر جایگاه محکومیت و ثبت جنایاتی است که حاکمان بر زندانیان سیاسی بی دفاع  و در خفا روا داشتند. بیست و پنج سال از آن فاجعه گذشته است و هنوز سکوت مرگبار آنان شکسته نشده است. فراخوانهای موضعی اگر چه مثبت و در زنده نگاهداشتن آن عزیزان ضروری است اما کافی نیست. هم از اینرو سایت گزارشگران  پروژه دائم و پیوسته جمع آوری امضا, خاطره, تصویر و مراجع روشنگر در این زمینه  در برنامه دراز مدت خود قرار داده است. از تمامی فعالان سیاسی اجتماعی و هنری  که این دوران سیاه کشورمان را گره ذهنی خود دارند تقاضا داریم با پشتیبانی و امضا آن  و همچنین در صورت امکان ارسال نظرات, خاطره ها و پیشنهادات و تصاویر  قربانیان آندوره شوم ما را همراهی کنند. این پروژه تا تابستان سال 1393 باز خواهد ماند.

این مجموعه در حد امکان به زبانهای مختلف ترجمه و منعکس خواهد شد.

گزارشگران



امضا و پشتیبانی افراد, نهادها و رسانه ها

نظرات کوتاه

عکس و تصویر

نقاشی و کاریکاتور و طرح

لینک به کتابها و ادبیات زندان در رسانه های دیگر

گزارشات

شعر و متون ادبی

ترانه و سرود

لینک فیلم, تاتر



گزارشگران

09. 09. 2013








امضا و پشتیبانی افراد, نهادها و رسانه ها:








احمد بخردطبع - فعال کارگری

ابراهیم آوخ – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی

امین بیات – فعال کارگری

آمادور نویدی – فعال سیاسی و وبلاگ نویس

بهرام رحمانی – نویسنده و روزنامه نگار

بهنام چنگائی فعال سیاسی – زندانی سیاسی سابق 

بهروز سورن - روزنامه نگار - زندانی سیاسی سابق

پروین ریاحی - فعال سیاسی

پرویز میرمکری - شاعر

پویان انصاری - فعال سیاسی

پرویز داورپناه – فعال سیاسی

پارسا سربی – فعال سیاسی

تقی روزبه – تحلیل گر سیاسی

جمشید صفاپور - فعال کارگری

ح ریاحی - زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی

رسول شوکتی – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی

رضا بی شتاب - شاعر

سعید نوروزبیکی – زندانی سیاسی دهه ای هفتاد و فعال سیاسی مستقل در تبعید

شکوه میرزادگی - نویسنده و روزنامه نگار

صدیق جهانی – فعال کارگری

علی پیچگاه – فعال کارگری

گزارشگران: هفت عضو خانواده علی پیچگاه بدلیل آزادیخواهی اعدام شده اند

عسگری – فعال سیاسی


عباس منصوران – فعال سیاسی


عباس مظاهری – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی


عاطفه اقبال – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی


فریبا ثابت – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی و فعال جنبش زنان


فهیم لاکی - فعال مدنی 

لیلا جدیدی - فعال سیاسی

مهرداد مهرپور محمدی – نویسنده و فعال سیاسی

مرجان افتخاری – زندانی سیاسی سابق – نویسنده و فعال سیاسی

مجید بیدار ( موسوی ) – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی

مینا زرین – زندانی سیاسی سابق – فعال سیاسی

مهران سیرانی - فعال سیاسی

محمد تقی سیداحمدی – فعال کارگری

محمود خادمی – زندانی سیاسی در دو رژیم – فعال سیاسی

مجید مشیدی – فعال سیاسی و فعال حقوق بشر

نظام جلالی – فعال سیاسی و وبلاگ نویس

نادر ثانی – فعال سیاسی

ندا نوآور - فعال حقوق بشر









کمیته بین المللی نجات پاسارگاد


لجور


سایت سازمان کارگران انقلابی ایران – راه کارگر


تقی روزبه


اتحاد کارگری


راه کارگر خبری


مینا زرین


پرتو


البرز ما


احترام آزادی


بازآفرینی واقعیت ها


شاهین شهر


سعید نوروز بیکی


 اطلاعات نت


ریشه ها


سایت محمود خادمی


رضا بی شتاب


سایت مجید مشیدی


وبلاگ اشتراک




سایت گزارشگران




وبلاگ خبری گزارشگران




وبلاگ آهنگر




صدای میراث فرهنگی جهانی






کمیته دفاع از آزادی و برابری در ایران - وین

اینفو ایران

 کانون فرهنگی بایداد - استکهلم

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه

آیا انکار وجود آرش صادقی در زندان توسط اژه ای نشانه فعال شدن مجدد باند قتل های زنجیره ای است?


 غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه قضاییه و از صادر کنندگان حکم محاربه دگر اندیشان در قتل های زنجیره ای,  در پنجاه‌ویکمین نشست خبری خود در پاسخ به این پرسش که «گفته می‌شود فردی به نام آرش صادقی در زندان اوین مفقود شده است»، اظهار داشت: «گفته شده که این فرد در زندان اوین اعتصاب غذا کرده است در حالی که در زندان اوین در سال ۹۱ و ۹۲ چنین فردی وجود نداشته است.»
محسنی اژه‌ای افزود: «البته در سال ۸۹ فردی با این نام دستگیر شده و به یک سال حبس محکوم شده است که بعد از سپری کردن محکومیت آزاد شده است، ولی اگر تشابه اسمی هم بوده است چنین فردی در سال ۹۱ و ۹۲ در زندان اوین وجود نداشته است.»

انکار وجود آرش صادقی در زندان اوین  توسط محسنی اژه ای که خود در قتل های زنجیره ای از فرمان دهندگان احکام حذف محاربان بوده است این ظن نگران کننده را ایجاد می کند که آیا دوباره باند قتل های زنجیره ای از1390 (که شایگان اسفندیاری وبلاگ نویس وبلاگ گامرون که ربوده و ناپدید شده است) و ستار بهشتی وبلاگ نویس که در آبان 1391 کشته شد دوباره فعال شده اند? آیا مصطفی پورمحمدی که اینک وزیر دادگستری شده است و ( معاون برون مرزی وزیر اطلاعات در دوران علی فلاحیان (از فرمان دهندگان و صادر کنندگان حکم قتل دگر اندیشان در قتل های زنجیره ای ) و وزیر کشور جمهوری اسلامی ایران در دورهٔ ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بوده است و در قتل های زنجیره ای , فخراسادات برقعی  که در روز ۱۶ اسفند ۱۳۷۴ در محله سالاریه قم درسن ۳۱ سالگی به قتل رسید که یکی از قربانیان قتل های زنجیره ای است و شوهر وی پسرعمو و برادرزن مصطفی پورمحمدی معاون علی فلاحیان وزیر اطلاعات هاشمی رفسنجانی بود و همین امر موجب شد وی در معرض اطلاعاتی قرار بگیرد که وزارت اطلاعات برای ازمیان برداشتن وی اقدام کند.) نیز در تقویت و بازسازی مجدد جنایات زنجیره ای نقش دارد ?

در اسناد بازجویی سعید امامی آمده است «من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام... حکم اعدام داریوش فروهر و پروانه اسکندری را به روال معمول همیشگی حجت‌الاسلام علی فلاحیان به من داد. احکام اعدام سایر محاربین قبلا در زمان وزارت فلاحیان صادر شده بود. از مدتها پیش قرار بر این بود که عوامل مؤثر فرهنگی وابسته که توطئه‌ تهاجم فرهنگی را در ایران پیاده می‌کردند و جمعا صد نفر بودند اعدام شوند.
حکم حذف 29 نفر از نویسندگان از مدتها پیش مشخص و احکام قبلا” صادر شده بود که در مورد 7 تن از آن عناصر احکام در دوره وزارت علی فلاحیان اجرا شده بود.
وقتی حکم اعدام فروهر به ما ابلاغ شد پرسیدیم که تکلیف احکام معطل مانده اعضای کانون نویسندگان چه می‌شود که حاج آقا دری نیز گفتند هرچه سریعتر اقدام شود بهتر است و این بار نیز مثل ماقبل انجام شد با فرق اینکه بجای ابلاغ از سوی فلاحیان امور از طریق حاج ‌آقا دری نجف‌آبادی هماهنگ می‌شد.»
«فلاحیان با وجود آنکه خود حاکم شرع بود، اما معمولا و در موارد حساس احکام حذف محاربان را شخصا صادر نمی‌کرد. او این احکام را از آیت‌الله خوشوقت، آیت‌الله مصباح، آیت‌الله خزعلی، آیت‌الله جنتی و گاها” نیز از حجت‌الاسلام محسنی اژه‌ای دریافت می‌کرد و بدست ما می‌داد. ما فقط به آقایان اخبار و اطلاعات می‌رساندیم و بعد هم منتظر دستور می‌ماندیم»


ما وبلاگ نویسان باید خواهان روشن شدن وضعیت زندانیان سیاسی و وبلاگ نویسان ناپدید شده باشیم و خطر فعال شدن دوباره باند قتل های زنجیره ای را جدی بگیریم.

هر چه سریعتر زندانیان سیاسی و غیرسیاسی بیمار را آزاد کنید


هر چه سریعتر زندانیان سیاسی بیمار مانند حسین رونقی ملکی ، ابوالفضل قدیانی، رضا شهابی، عبدالفتاح سلطانی، فیض‌الله عرب‌سرخی، ابوالفضل عابدینی ,افشین سهراب زاده ,محمد رضا پورشجری و دیگر زندانیان سیاسی بیمار را همراه با تمامی زندانیان بیمار غیرسیاسی باید آزاد شوند همراه با کودکان زندانی زیر 18 سال و یا مادرانی که دارای کودک زیر18 سال در زندان یا در خارج از زندان هستند یا زنانی که در زندان آبستن هستند و زندانیانی که نان آور خانواده هستند و یا تک فرزند هستند و یا دارای والدین بیمار هستند.



 کودکان زندانیان (افراد زیر 18 سال)، علاوه بررویارویی با مشکلات مشابه کودکان هم سن و سال خود، با سختی‌‌های دیگری هم روبرو هستند: دوری از پدر یا مادر زندانی برای مدتی نامعلوم، دوری از محیط آشنای خانه (برای آنکه تحت مراقبت نزدیکان خود قرار گیرند)، حس  اندوه، تنهایی، ترس از دست دادن پدر یا مادر زندانی برای همیشه، گناه، شرم، بی‌اعتمادی، اضطراب، و افسردگی. با توجه به اینکه این کودکان نزدیک‌ترین مراقبین‌شان را در کنارشان ندارند امور روزانه آنها هم دچار اختلال می‌شود و این وضعیت برای کودکان زنان زندانی (که غالباً مراقبت‌های روزمره کودک بر عهده آنهاست) شدیدتر است. کودکانی که سن کمتری دارند گاه با مادر خود در زندان به سر می‌برند و تحت تاثیر مستقیم فضای نامناسب زندان و فشارهای روانی که به مادرشان وارد می‌شوند هستند."کودکان زندان" اغلب کودکانی هستند که در دوران حبس مادر میان سایر زنان مجرم متولد و همان‌جا بزرگ می‌شوند. "کودکان زندان" از ابتدا فقط جرم و مجرم می‌بینند. عادی‌ترین مفاهیم برای آنها بیگانه است. کودکان زندان خیابان را نمی‌شناسند. از نظر آنان پارک وجود خارجی ندارد. کنجاویشان لابه‌لای میله‌های زندان محبوس می‌ماند، سرخورده می‌شود، می‌میرد. در زندان حتی لیوانی برای شکستن وجود ندارد تا بچه‌ها بفهمند که شکستن چیست.کودکان زندان بازی را نمی‌شناسند.
 علاوه بر این اگر پدر یا مادر زندانی نان‌آور خانواده نیز باشد، این کودکان ممکن است در معرض مشکلات اقتصادی نیز قرار گیرند. در نتیجه کودکان زندانیان به واسطه شرایط اجتماعی و روحی متفاوتی که تجربه می‌کنند نیازمند مراقبت‌های ویژه‌ای هستند و تامین حقوق آنها می‌بایست به طور جداگانه مورد توجه قرار گیرد. زندانی بودن پدر یا مادر نمی تواند دستاویزی برای تنیبه فرزند او نیز باشد.
زندان ابزار سرکوب دولتها برای اعمال سلطه بر ملتها و به انقیاد در آوردن مردم جامعه است.
باید تلاش کنیم که به سهم خود از حق آزاد بودن و آزاد زندگی کردن هر موجود زنده ای دفاع کنیم و باز تاکید کنم که چه کسی از بین ما انسانها برای خود این حق را قائل می شود که یک موجود زنده دیگر را که می تواند یک حیوان یا یک انسان باشد را به بند و اسارت بکشد ?
زندانی سیاسی را به جرم اندیشه و عمل سیاسی اش  به بند کشیده و زندانیان اجتماعی را به جرم عمل اجتماعی اش که قوانین دولتها , آن را ناهنجای اجتماعی می نامند به بند می کشند.

 وقتی به یک زندانی در زندان تجاوز می کنند برای من مهم نیست که به خاطر اندیشه اش در زندان است یا به خاطر عملی اجتماعی اش که از نظر قانون و دولت جرم محسوب می شود و  برای من فرق نمی کند که آیا به خاطر دزدی برای لقمه ای نان در زندان است یا حتی آدم کشته است و تجاوز در زندان را غیر انسانی می دانم حتی برای کسی که شاید خودش یک عمل غیر انسانی انجام داده است.
وقتی زندانی به نام کهریزک یا قرچک ورامین وجود دارد و اعمالی غیر انسانی بر علیه زندانیان انجام می دهند برای من فرقی نمی کند که فرد زندانی , سیاسی باشد یا نباشد.
وقتی به زندانیان در زندان تجاوز می کنند و حتی زنان زندانی بچه دار می شوند در اثر تجاوز در زندان , برای من فرق نمی کند که سیاسی است یا غیر سیاسی .
وقتی کودکان به همراه مادرانشان در زندان بسر می برند برای من چه فرقی می کند که آن کودک مادرش سیاسی است یا غیر سیاسی. وقتی من زندان را حق هیچ انسانی نمی دانم پس بین انسانها تبعیض قائل نمی شوم. 



ما خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و غیر سیاسی هستیم.

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۶, شنبه

در برابر این حاکمیت، رژیم جمهوری اسلامی، صد در صد خشونت طلبیم


 در برابر این حاکمیت، رژیم جمهوری اسلامی، صد در صد خشونت طلبیم : به دفاع مسلحانه معتقدیم, ولی‌ نه اهل قدرتیم, نه تئوری*, شکلِ "دفاع "یا "حمله برای دفاع"(دفاع پیشگیرانه ) ، هر موقعیت به موقعیت تفاوت دارد, و درستی‌ِ عمل بر اساس نتیجه آزادیبخش آن‌، بر اساس یک مساله دقیقِ علمی‌، بررسی و ارزیابی میشود.

*پاینوشت :

منظور از تئوری اینجا بحث‌ها و تز‌ های "انتزاعی"ای هستند که به هیچ شرایط و مشکلاتِ خاص و زنده ی روز اشاره نمیکنند و از پیش به طورِ اصولی خط تعیین میکنند. ما مخالف این نوع تئوری‌ها هستیم چون راهکارِ دقیق باید تا حدودی حداقل بر اساس شرایط و موقعیت‌های خاصِ آن لحظه و روز تعیین بشود.


بلوک سیاه ایران   شنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۲

اطلاعیه جمعی: در محکومیت کشتار ساکنان اردوگاه اشرف




کشتار ساکنان «اردوگاه اشرف» را محکوم می کنیم!
عوامل «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران» با همدستی تنگاتنگ حکومت ارتجاعی عراق در یورشی وحشیانه به «اردوگاه اشرف»، ده ها تن از ساکنان بی دفاع این محل را به قتل رساندند. موضع گیری بی شرمانه و ابراز شادمانی وقیحانه فرمانده سپاه پاسداران گواهی بر شرکت ایادی جمهوری اسلامی ایران در این جنایت است. صرف نظر از سیاست های ارتجاعی رهبران «سازمان مجاهدین خلق ایران»، واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران و حکومت عراق  این جنایت هولناک را مشترکا مرتکب شده اند که در آن حتی از جان زخمی ها نگذشته و آن ها را «تمام کُش» کردند.
ما با تکیه به احترام به حقوق انسان ها و حقوق فعالان سیاسی از هر گرایشی که باشند، این جنایت فجیع را به شدت محکوم می کنیم و از مقامات نهاد های بین المللی مسئول می خواهیم که امنیت جان ساکنان این اردوگاه و نیز «اردوگاه لیبرتی» را تضمین کنند.
سپتامبر 2013
محمد آزادگر، فرج آلیاری، ابراهیم آوخ، خسرو آهنگر، باقر ابراهیم زاده، نسرین ابراهیمی، نسرین احمدی، یوسف اردلان، یاور اعتماد، پروانه بکاح،  مینا پویا، سیامک جهانبخش، حجت پور قاسمی، باقر تقوی،  لادن توکلی، احسان تیموری، فریبا ثابت، محمد جلالی (م-سحر)، ژاله حریری، حسن حسام، ایرج حیدری، مجید داراب بیگی، علی دماوندی، اکبر دیلمی، بیژن رستگار، حبیب ریاحی، حسن زرهی، مهران زنگنه، پیروز زور چنگ، هوشنگ سپهر، بیژن سعید پور، هدایت سلطان زاده، بهروز سورن، اکبر سوری، نسیم صداقت، بهروز عارفی، حسن عزیزی، بهروز فراهانی، علی کریمی، آرش کمانگر، حشمت محسنی ، عباس مظاهری، حمید موسوی پور اصل، اردشیر مهرداد، باقر مومنی، ناهید ناظمی،  جمیله ندائی، حسین نقی پور، حمیلا نیسگیلی،

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۱, دوشنبه

در محکومیت قتل عام اعضای سازمان مجاهدین خلق "حقوق بشر، حقوق بشر است , بدون هیچ اما و اگری "




هر دو حکومت ایران و عراق در قبال حمله به اردوگاه اشرف مسئولیت مستقیم دارند. برادران قاچاقچی و تروریست سپاه پاسداران با انتشار اطلاعیه‌ای تعداد کشته‌شدگان در حمله به پادگان اشرف را ۷۰ نفر اعلام کرد و از کشته شدن این عده ابراز شادمانی نمود که نشان می دهد جمهوری اسلامی در این جنایت و حذف فیزیکی اپوزیسیون نقش اساسی و اصلی را دارد و تابناک هم در دروغی شاخدار این جنایت را به مردم عراق نسبت داد و درهمین راستا به طور کاملا وقیحانه نوشت:   "معاون مریم رجوی به هلاکت رسید
 زهرا قائمی معاون مریم رجوی دبیر گروهک تروریستی منافقین در عراق به دست مردم خشمگین عراق در پادگاه اشرف به هلاکت رسید.دقایقی قبل جمعی از عراقی‌های خشمگین به اردوگاه اشرف محل استقرار گروهک تروریستی منافقین در این کشور حمله کردند و 20 عضو این گروهک را به هلاکت رساندند.این درگیری‌ها کماکان ادامه دارد و نیروهای امنیتی عراق هم قادر به کنترل جمعیت عراقی خشمگین نشده بودند."خوشحالی ارگان های گوناگون برادران قاچاقچی سپاه پاسداران نشان می دهد که در این جنایت نقش دارند و برگی زرینی از جنایت را در دولت اعتدال گرای روحانی به ثبت رساندند و معنای اعتدال اسلامی را نیز فهمیدیم.
همه دولت‌ها حداقل خود را موظف به دفاع از جان و حیثیت شهروندان خود در سرتاسر جهان می‌دانند و حتی اگر کسی از افراد متبوع کشور خودی در کشوری دیگر متهم به ارتکاب جرمی شده باشد، به دفاع از وی برمی‌خیزند بجز ایران که اساسا برای جان انسانها و حرمت انسان ارزشی قائل نیستند . وقتی ایرنی ها ی مهاجر و پناهجو که از جهنم جمهوری اسلامی فرار می کنند و در دریا غرق می شوند جمهوری اسلامی و دولت اعتدال گرای آن سکوت می کند و وقتی ایرانی های دیگر در کمپ اشرف هدف حمله تروریستی قرار می گیرند و کشته می شوند ارگان نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی یعنی برادران قاچاقچی سپاه پاسداران ابراز شادمانی می کند.

 قتل عام  پناهندگان ایرانی ساکن اشرف  که افراد  حفاظت شده تحت کنواسیون چهارم ژنو می باشند را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم می کنم .قتل عام افراد بي دفاع و غير مسلح و زدن تير خلاص به مجروحان و افرادي كه دستشهايشان از پشت بسته شده است، از بارزترين مصاديق جنايت عليه بشريت است و آمران و عاملان آن بايد محاكمه و مجازات شوند و مسئولیت افراد ربوده شده از کمپ اشرف با جمهوری اسلامی و دولت عراق است و چنانچه مجامع جهانی حقوق بشری و دولتها در این زمینه اقدام نکنند و یا کم کاری کنند  آنها نیز مسئول خواهند بود.

 در درگیری‌های روز یک‌شنبه (۱۰ شهریور) کمپ اشرف  52 انسان تبعیدی غیرمسلح و بی دفاع در اشرف کشته شدند.من از حقوق انسانی آنها و حق حیات و تامین امنیت زندگی آنان به عنوان پناهنده و تبعیدی دفاع می کنم.مبارزه ما با جمهوری اسلامی دلایل حقوق بشری و آزادیخواهی دارد و به همین دلیل کشتار این انسانهای بی دفاع را محکوم می کنیم.  52 نفر انسان غیرمسلح در یکجای جهان قتل عام شدند و من بدون توجه به اینکه چه کسانی بودند آن را محکوم می کنم و پیشاپیش نیز هر انسان دیگری که دچار چنین سرنوشت مشابهی شوند باز از حقوق انسانی آنها دفاع می کنم.

نظام جلالی 03.09.2013 

ه‍.ش. ۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

درخواست از حسین رونقی ملکی برای شکستن اعتصاب غذا



صفحه فیسبوکی حمایت از حسین رونقی ملکی


ویدئو درخواست برای شکستن اعتصاب غذای حسین رونقی ملکی
همانطور که مطلع هستید حال "حسین رونقی" به دلیل اعتصاب غذا اصلا خوب نیست و قرار بر این شده تا دعوت وبلاگی جمعی برای شکستن اعتصاب غذای همکار وبلاگنویسمان را داشته باشیم.سید حسین رونقی ملکی (زاده ۱۴ تیر ۱۳۶۴ در ملکان) فعال حقوق بشر، فعال دانشجویی ،وبلاگ نویس، زندانی سیاسی و مسئول کمیته مبارزه با سانسور در ایران "ایران پروکسی" است و هم چنین دارای سابقه بازداشت و زندان می‌باشد . حسین رونقی با نام مستعار بابک خرمدین در ایران به وبلاگ نویسی می‌پرداخت، وی همچنین در زمینه برنامه‌نویسی و ساخت وبلاگ و عبور از فیلترینگ تخصص داشته و در زمینه مبارزه با سانسور در فضای سایبری ایران تلاش‌های گسترده‌ای انجام داده است. این فعال حقوق بشر ، زاده شهر ملکان در آذربایجان شرقی و دانشجوی رشته نرم افزار کامپیوتر دانشگاه آزاد اراک است.
 حسین رونقی ملکی در اعتراض به مخالفت ادامه دار مسئولان با ادامه درمان پزشکی او در بیرون از زندان اوین تهران از روز 18 مرداد 1392 دست به اعتصاب غذا زده است. مادر او خانم زلیخا موسوی نیز برای جلب توجه به وضعیت بد او در روز 29 مرداد اعتصاب غذا را آغاز کرده است.آقای رونقی ملکی از بیماریهای کلیوی، قلبی، و التهاب مثانه رنج می برد و پس از آغاز اعتصاب غذا دچار خونریزی کلیه، نوسان فشار خون و ضربان قلب شده است. او پیشتر چند بار تحت عمل جراحی کلیه قرار گرفته است زیرا کلیه های او پس از شکنجه های مکرر در دوره بازداشت شامل 13 ماه حبس انفرادی صدمه دیده اند.
 به امید این‌که هرچه سریع‌تر خبرهای خوب از پایان اعتصاب غذا و سلامتی ایشون رو بشنویم.
حسین جان از تو خواهش می کنیم که به اعتصاب غذای خودت پایان بدهی و بدان که زنده بودنت خاری در چشم دشمنان مردم و آزادی(جمهوری اسلامی) است.
 
به دعوت از وبلاگ نویسان توسط صفحه فیسبوکی حمایت از حسین رونقی ملکی برای درخواست از حسین برای شکستن اعتصاب غذا به این کمپین حمایتی بپیوندیم